💢 سکولاریسم، کانون درگیری تمدن اسلامی و تمدن غرب
▫️ در نگاه های تمدنی، همهی تمدن ها دارای عناصری مشترک دانسته میشوند. مثلا تمام تمدن ها برخوردار از هنر، دین، فرهنگ، نظام اخلاقی، قدرت ... هستند. اما اگر همه تمدن ها برخوردار از همه عناصر تمدنی هستند پس تفاوت آنها در چیست؟ خوب است در پاسخ این سوال اشاره ای کنیم به آنچه کالینگوود در کتاب New Leviathan مطرح میکند که شما در هر وضعیت تکثری باید به یک نقطه مرکزی برسید و تا زمانی که آن نقطه مرکزی را پیدا نکنید نمیتوانید روح آن تمدن را کشف کرده و به تمایزاتش با دیگر تمدن ها پی ببرید.
▫️حال سوال این است که مرکز تمدن غرب چیست؟ مثلا گئورگ زیمل آنچه که مرکزیت تمدن غرب را میسازد دلار دانسته است و آقای امیرخوانی هم در رمان بی وطن، ظریفانه هرکجا نام دلار را میبرد از علامت سجده واجب استفاده میکند! تا به نوعی نشان داده شود که این فرهنگ، فرهنگی است که کسی با دلار شوخی نمیکند و به تعبیری دلار خدای حاکم بر تمدن غرب است.
▫️ما معتقدیم این نقطه مرکزی در تمدن غرب سکولاریسم است چراکه دنیای غرب را براساس یک دین بشری استوار میدانیم و آیین و دکترین او را در طول تاریخش، خودساخته، سکولار و بشری قلمداد می کنیم و در کتاب آیین عرفی نیز توضیح داده ایم که سکولاریسم تمامی ویژگی های یک دین را دارد و از همین جهت به آن آیین یا دین میگوییم، اما آیین و دینی اینجایی و پیوند خورده با دنیا.
🔻برشی از جلسه اول درسگفتار
#علیه_وضع_سکولار
#عصر_سکولار
#استاد_بابایی
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
https://eitaa.com/Habibollah_Babai
🆔 @sch_negah
♦️ تیلور و مسئله جامعۀ ایران پس از انقلاب اسلامی
▫️تیلور به عنوان یک فرد کاتولیک، به دنبال یک راه جمع میان دین داری و سکولاریسم است. او مشکل پیچیدگی را اینجا مطرح می سازد و از این سخن می گوید که چگونه انسان امروز در میان فشار دولبه قیچی قرار دارد و از یک طرف دین، ایمان و مذهب و از طرف دیگر سکولاریسم او را در مضیقه قرار داده و هر کدام او را به سمت خود می کشند و مشکلاتی برای او رقم میزنند. توصیف تیلور از این «وضعیت دوگانه» به توصیف لوفان بومر از زمانهی خود با تعبیر «عصر اضطراب» و زیمل و تعبیر «عصر بی شکلی» بسیار نزدیک است.
▫️اما شاید نقد نهایی من به تیلور آن باشد که او در جمع کردن میان دین و سکولاریسم، کفه سکولاریسم را سنگین تر میکند و احیانا دین را با ابزاری سکولار نگه میدارد و به زعم خودش جمع میکند. باوجود اینکه کفه سکولارشدگی در جمع آقای تیلور سنگین است اما وقتی این اثر به فارسی در ایران ترجمه میشود برخی طبق علاقه خودشان که سعی دارند هرآنچه از دنیای غرب ترجمه میشود را سکولارشدگی بیشتری ببخشند، سکولاریسم تیلوری را سکولارتر از آنچه در امریکای شمالی میتوانیم از آن سراغ بگیریم به ما معرفی میکنند. ما گاهی برای اینکه نسبت به جبهه سیاسی یا گفتمانی خودمان تعلق خاطر داریم، به هنگامی که فردی را ترجمه میکنیم، شتابناک و عجولانه سعی در پیدا کردن شواهدی داریم تا آنرا موید خودمان بدانیم.
▫️به هر حال تیلور درباره ایران صحبت نمیکند اما این حرف درست است که آقای فرهنگ رجایی و برخی دیگر گفته اند که تعبیر تیلور آنجایی که درباره دینی صحبت میکند که برای دنیای ما آسیبی ایجاد نکند، یعنی زندگی رضایت بخشی داشته باشیم و در عین حال دین دار بمانیم، به جامعه ایرانیِ ما پس از انقلاب اسلامی نزدیک تر است، به آن ادعاهایی که ما داشته ایم؛ هم دین را میخواهیم هم دنیا را، هم علم را میخواهیم هم امور وحیانی را. بنابراین قابل تأمل است که بررسی کنیم در چه مواردی سخنان تیلور میتواند مابازاء ایرانی داشته باشد.
🔻برشی از جلسه اول درسگفتار
#علیه_وضع_سکولار
#عصر_سکولار
#استاد_بابایی
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
https://eitaa.com/Habibollah_Babai
🆔 @sch_negah
🌐 http://www.negahschool.ir
🔰ناوهای امریکایی و طلسم مسجد مهمان کش
🔵 دکتر موسی نجفی :
✅در حکایات تاریخی قرن گذشته بیداری اسلامی برای نترسیدن از قدرت استعمار به یک حکایتی استناد می گردید که وصف حال امروز دنیای اسلام و بخصوص مسئله غزه است ۰
🔴استاد شهید مرتضی مطهری این حکایت را اینگونه نقل می کند :
مثلی است كه در مثنوی آورده، می گوید در یكی از شهرها مسجدی بود كه به «مسجد مهمان كُش» معروف شده بود. می دانید قدیمها مهمانخانه و مانند آن نبوده و اگر كسی وارد محلی می شد و دوست و آشنایی نمی داشت مسجد را مسكن می گزید. مسجدی بود كه معروف شده بود كه هر كس می آید اینجا شب می خوابد، صبح كه می روند، جنازه اش را بیرون می آورند و كسی هم نمی دانست علت قضیه چیست. یك آدم غریبی آمد، رفت در آن مسجد بخوابد، مردم گفتند آنجا نرو، این مسجد نمی دانیم چگونه است كه هر كس می آید شب در اینجا می خوابد صبح جنازه اش را بیرون می آورند، زنده نمی ماند. گفت: من دیگر از زندگی بیزارم و از مرگ هم نمی ترسم، من می روم. هر كار كردند گوش نكرد و رفت در آنجا خوابید.
ضمنا آدم شجاع و دلیری بود. آن نیمه های شب كه شد صداهای هولناكی از اطراف این مسجد بلند شد: آی تو كی هستی كه آمده ای اینجا؟ الان خفه ات می كنیم، الان ریز ریزت می كنیم؛ یك صداهای مهیبی در آن تاریكی كه زهره شیر می تركید. تا این صداها را شنید، این هم از جا بلند شد و گفت: تو كی هستی؟ صدایش را بلندتر كرد: هر كه هستی بیا جلو، من از مرگ نمی ترسم، من دیگر از این زندگی بیزارم، بیا هر كاری می خواهی بكنی بكن. شروع كرد فریادِ بلندتر كشیدن. یك مقدار كه جلو رفت و فریاد كشید صدای مهیبی از داخل مسجد بلند شد، ناگهان دیوارها فرو ریخت و طلسمهایی كه در آنجا بود شكست و گنجهایی كه در آنجا مدفون بود پیش پای آن آدم فرو ریخت. فردا صبح از آنجا با یك سلسله گنجها بیرون آمد.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 153
🔵حکایت مسجد مهمان کش حکایت امروز جادوی ناوهای امریکایی است که مدام از آمدن و کشتن سخن می گویند و منتظرند همه قالب تهی کرده میدان را خالی نمایند؛ واکنش سخنرانی سید حسن نصرالله در نترسیدن از ناوها و بالاتر از آن تدبیر به موقع برای نابودی آنها و همچنین تهدید موشکی یمنی ها علیه ناوگان امریکا در خلیج فارس و دریای مدیترانه همان ابطال السحر حکایت مسجد مهمان کش است که در روزگار و زمانه ما اتفاق افتاده است ۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
https://ble.ir/drmousanajafi.
https://rubika.ir/drmousanajafi
💢 مراحل سکولاریسم و معانی آن از منظر چارلز تیلور
۱. تهیشدگی فضاهای عمومی از دین و مفهوم خداوند؛ یعنی در عرصههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی هیچ ارجاعی به باور مذهبی و خداوند صورت نمیگیرد. مبنای عمل در هر عرصه، عقلانیتِ موجود در همان عرصه است. در این مرحله، سکولاریسم لزوما منجر به حذف دین نمیشود.
۲. کاهش هر نوعی از سلوک مذهبی و باور مذهبی؛ در این معنا مردم با دین و سلوک مذهبی قهر میکنند و شاهد سکولاریسمی از نوع الحاد هستیم.
۳. تبدیل شدن باور به خداوند به گزینهای در میان هزاران گزینه دیگر؛ گاهی در شرایطی، گزینههای در دسترس برای دین داری یا بیدینی محدود است و رقبای زیادی وجود ندارد اما طبق این معنا شاهد شرایطی هستیم که رقبای بسیار زیادی برای دین پدید آمدهاند. نفسِ شلوغی و ازدحام برآمده از تکثرِ گزینهها، شما را به لحاظ روانی در وضعیت عدم استقرار قرار میدهد. یعنی شما به لحاظ ایمانی نمیتوانید استقرار پیدا کنید زیرا پیرامون شما شلوغ شده است و دائما استدلال هایی لَه و علیهِ باورهای دینی مطرح میشود که شما اولا فرصت و توان پردازش تمام آنها را ندارید و ثانیا به لحاظ روانی هر گزینه جدیدی برای شما، مقداری در ایمانتان سوال ایجاد میکند، آشکار باشد یا ذهنی. حال هرچه این گزینهها متنوع شود، به حاشیه رانده شدن دین بیشتر میشود.
▫️تیلور معنای سوم از سکولاریسم را درباره جامعۀ امریکا تحقق یافته میداند اما درباره جوامع اسلامی عقیده دارد که چنین وضعیتی وجود ندارد یا هنوز به وجود نیامده است. یعنی در جوامع اسلامی هنوز رقبای معنوی و فکری و فلسفیای به وجود نیامده است که بتوانند شرایطی متنوع و متکثر ایجاد کنند تا سبب تاخت و تاز علیه دین شده و آنرا به حاشیه برانند.
🔻برشی از جلسه دوم درسگفتار
#علیه_وضع_سکولار
#عصر_سکولار
#استاد_بابایی
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
🆔 @sch_negah
🌐 http://www.negahschool.ir
https://eitaa.com/Habibollah_Babai
💢 پیچیدگی ایمانی در ایران فرهنگی، سپری تاریخی در برابر سکولاریسم
▫️انباشت تاریخی سکولاریسم در غرب:
جامعهٔ مدرنی مثل اروپا و امریکا به لحاظ تاریخی و نظری، در فضای انباشته شدهای از سکولاریسم قرار دارند. یعنی نوعی از تراکم فرهنگ سکولار آنجا دیده میشود که حالا حالاها امکان بازگشت دین به زندگی برایشان فراهم نمیشود. وضعیت سکولار در غرب از دوران یونان باستان آغاز شد، در آتنِ عصر پریکلس خودش را بیشتر آشکار ساخت، در دوره امپراتوری روم باستان ادامه یافت و حتی در قرون وسطی، فضای فرهنگیِ سکولارِ امپراتوری روم بر اروپا حاکم بود و در دوران مدرن و اصلاحات دینی و انقلابهای بعدی همچنان امر سکولار غلبه داشت. به همین جهت است که برخی سکولارشدگی را ذاتیِ غرب می.دانند چراکه آنرا در تاریخ بلندمدتی از مغرب زمین مشاهده میکنند.
▫️انباشت تاریخی دین و باور مذهبی در ایران و جوامع مسلمان:
در مقابل اما اگر جوامع اسلامی و حتی جوامع دیگر را کم و بیش بررسی کنید و به پسِ تاریخِ آنها بروید، خواهید دید که نوعی از انباشت دینداری و باورهای مذهبی وجود دارد که امکان سکولارشدگی را دست کم به معنای سومش برای ما ایرانیان و مسلمانان ناممکن میسازد. بنابراین ما در سرزمین، تاریخ و موقعیتی قرار داریم که به لحاظ فرهنگی، نظری و تاریخی، در یک پیچیدگی ایمانی قرار گرفته ایم. این پیچیدگی ایمانی، مسیر سکولارشدگی را برای ما دشوار می سازد و به آسانی نمی.توانیم به سمت سکولارشدگی سر بخوریم.
به همین جهت است که نباید مراتب ایمانیای که علامه طباطبایی در المیزان یا خواجه نصیر در اوصاف الاشراف مطرح میکنند را مراتبی صرفا آموزهای دانست و دقت در آن است که علاوه بر آن، مراتب مذکور را مرتبههای فرهنگیِ ایمان نیز بدانیم؛ یعنی اگر بخواهید جامعه شناسی ایمان را در گذشته تاریخی ایران بررسی کنید، به گونههایی از ایمان و با درهم تنیدگیهای ایمانیای مواجه میشوید که خواهید دید این شبکهٔ ایمانیِ شکل گرفته در گذشتۀ ما، امکان به محاق و حاشیه رفتن دین را سخت کرده و در حال مقاومت در برابر سکولاریزاسیون است.
🔻برشی از جلسه دوم درسگفتار
#علیه_وضع_سکولار
#عصر_سکولار
#استاد_بابایی
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
🆔 @sch_negah
🌐 http://www.negahschool.ir
https://eitaa.com/Habibollah_Babai
بازگشت غرب از استعمار نو و فرانو به استعمار کهنه
https://virasty.com/Habibollah_Babai/1699422294468295630
https://eitaa.com/Habibollah_Babai
تمدن غرب «اعتبارِ» خود را بر رژیم صهیونیستی قمار کرده است
(پرسش - پاسخ)
سوال: شما به عنوان پژوهشگر در مطالعات تمدنی، وضعیت کنونی تمدن غرب را در خصوص بحرن غزه و بمباران ها و کشتارهای اخیر فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل چگونه تحلیل می کنید؟
دکتر بابایی:
در مطالعات تمدنی اصطلاحی با عنوان «قلمرو پرستیژ تمدنی» یا «حوزه اعتبار تمدنی» وجود دارد که در مورد قلمرو و عرصههای اعتبار و یا مرجعیت آن تمدن در دوره های زمانی و یا در قلمرو مکانی سخن می گوید. مثلا اینکه آیا اعتبار تمدنی ایالات متحده فقط محدود به کشور آمریکا است یا این اعتبار و حیثیت در خارج از آمریکا مثلاً در ژاپن یا مثلا اسرائیل نیز توسعه یافته است؟ آیا تمدن ایرانی یا تمدن اسلامی فقط در قلمرو جغرافیایی ایران یا کشورهای اسلامی محدود است یا ممکن است این اعتبار و پرستیژ فراتر از جهان اسلام و بلکه در سطح جهانی هم گسترش یافته باشد؟ اعتبار تمدنی هر تمدن، در حقیقت حوزۀ نفوذ و پذیرش آن تمدن از ناحیه سایر جوامع و تمدن هاست.
به رغم فعالیت های استعماری فراوان غرب در دورههای قدیم و جدید غرب، غرب برخوردار از رویه های علمی و دانشی بوده است و همان نیز در سرتاسر دنیای در عرصه های مختلف زندگی اثرگذار بوده و مایۀ اعتبار و ارزش برای غرب در میان دنیای غیرغرب بوده است. اعتبار جهان غرب برای دنیای غیرغرب نه به جهت فعالیت های استعماری غرب، بلکه به جهت اعتبار علمی و تخصصی غرب بوده است که توانسته برای خود شهرت و آبرویی جهانی کسب آورد. علاوه بر سهم علمی غرب در بسط و گسترش «اعتبار تمدنی غرب» باید به سهم اخلاقی و انسانی (واقعی یا غیر واقعی) غرب مدرن در بسط ارزشهای جهان مدرن مثل صلح، اخلاق، نظم، انسان و انسانیت نیز اشاره کرد و این عناصر مدرن را در توسعه پرستیژ مدرنیتۀ اروپایی و آمریکایی در کشورهای غیرغربی موثر و بسیار ریشه دار تلقی کرد. با تکیه بر همین عناصر اخلاقی و انسانی بوده است که تا کنون بسیاری از غربگرایان در دنیای اسلام کوشیده اند نوعی از غربیسازی را توجیه کنند و گفتمان های رقیب اسلامی و شرقی را به اتهام خشونت، ترور، و جزم اندیشی به حاشیه ببرند.
حال دو پرسش در مورد غرب و نسبتش با مسئله غزه در فلسطین وجود دارد: پرسش اول این است که آیا دنیای غرب مجددا پروژههای استعماری قدیم را با حضور مستقیم در جای کوچکی مثل غزه فعال نموده است و آیا آمریکا با تلاش برای کشت و کشتار و سپس تصرف در آن، از استعمار نو و فرانو دوباره به استعمار خشنِ قدیم بازگشته است؟ چرا غرب به رغم همه ابزار رسانهای خود و به رغم همه امکانات علمیاش نتوانست دنیا را و نیز فلسطینیها را اقناع کرده و مشروعیت اسرائیل را در اذهان جوامع اسلامی و بلکه در ذهنیت جهانیان توجیه کند؟ و چرا مدنیت غربی دوباره به بربریت قدیم اسپارتی و رومی بازگشته و مجبور شده است که دوباره استعمار را از نو آغاز کند؟ پاسخ هر چه باشد، هنوز غرب احتمالا میتواند با تکیه بر رویۀ دیگر خود و علم هژمونی که دارد، همچنان بر اعتبار و پرستیژ خود تکیه کرده و بر آن اصرار بورزد.
لیکن شکاف از جای دیگری آغاز شده است و با آن تَرَکها و تردیدها شاید دیگر غرب نتواند اعتبار تمدنیاش را در دنیای غیرغرب و بلکه در خود غرب حفظ نماید. تردید اصلی در پرسش دوم است که با توجیهات نخبگانیِ غرب در استدلال بر ضرورت نسل کشی در فلسطین رخ نموده است. پرسش این است که آیا با گونه مواجههای که غرب با مسئله غزه داشته است، آیا همچنان میتوانند در باره رویۀ دوم خود (رویۀ علمی) و نیز رویههای اخلاقی (پرستیژ انسانی دنیای مدرن) همچنان اصرار بورزند و بر آن محاجه کنند. در این باره اشکال نه فقط برای اندیشورزان مدرن، بلکه برای جماعتی در جهان اسلام و در جوامع اسلامی است که تئوریهای و نظریات نظم و اخلاق را بیش از خود دنیای غرب باور کرده بودند و اکنون دچار بحران عجیب و پارادوکسهای هویتی شده اند و فعلا در وضعیت شوک و سکوت هستند. دنیای غرب که مدت های مدیدی برای این جماعت، مرجعیت هویتی داشته، اکنون این مرجعیت را هم از دست داده است و در آینده ای نه چندان دور نه فقط منافع اقتصادی بلکه مهمتر منافع فرهنگی خود را هم از دست خواهد داد.
https://eitaa.com/Habibollah_Babai