فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•هنوز کربلا نرفتی!
مادر سهم بچه نیومده رو کنار میذاره...💔
#اربعین
#کربلا
#امام_حسـین
🌻https://eitaa.com/Hadidelha1336
هوا تاریک شده بود ، جوانی خوش سیما و نورانی بالای سرم آمد، چشمانم را به سختی باز کردم ، مرا به آرامی بلند کرد ، دردی حس نمیکردم ، از میدان مین خارج شد در گوشه ای امن آهسته و آرام مرا روی زمین گذاشت .
به گزارش خبرگزاری تسنیم، مصطفی هرندی می گوید: خیلی بی تاب بود ، ناراحتی در چهره اش موج میزد . پرسیدم چیزی شده !؟
ابراهیم با ناراحتی گفت : دیشب با بچه ها رفته بودیم شناسایی ، تو راه برگشت ، درست در کنار مواضع دشمن ، ماشاا... عزیزی رفت روی مین و شهید شد .
عراقی ها تیر اندازی میکردند و ما هم مجبور شدیم برگردیم .
علت ناراحتیش را فهمیدم ، هوا که تاریک شد حرکت کرد ، نیمه های شب هم برگشت ،خوشحال و سر حال ، مرتب فریاد میزد امدادگر امدادگر ، سریع بیا ، ماشاا... زنده است !
بچه ها خوشحال بودند ، ماشاا... را سوار آمبولانس کردیم ، اما ابراهیم در گوشه ای نشسته بود و غرق در فکر بود . کنارش نشستم ، با تعجب پرسیدم در چه فکری هستی ؟
مکثی کرد و گفت : ماشاا... وسط میدان مین افتاده بود ، کنار سنگر عراقی ها ، اما وقتی به سراغش رفتم آنجا نبود ! کمی عقب تر پیدایش کردم ، دور از دید دشمن !
در مکانی امن نشسته بود و منتظر من بود !
**************
خون زیادی از پای من رفته بود ، بی حس شده بودم ، عراقی ها مطمئن بودند که زنده نیستم ، حالت عجیبی داشتم ، زیر لب میگفتم : یا صاحب الزمان ادرکنی ...
هوا تاریک شده بود ، جوانی خوش سیما و نورانی بالای سرم آمد ، چشمانم را به سختی باز کردم ، مرا به آرامی بلند کرد ، دردی حس نمیکردم ، از میدان مین خارج شد در
گوشه ای امن آهسته و آرام مرا روی زمین گذاشت .
گفت : کسی می آید و تو را نجات میدهد ، او دوست ماست !
لحظاتی بعد ابراهیم آمد با همان صلابت همیشگی ، مرا به دوش گرفت و حرکت کرد .
آن جمال نورانی ، ابراهیم را دوست خود معرفی کرد ، خوشا به حالش .
اینها را ماشاا... در دفتر خاطراتش از جبهه ی گیلانغرب نوشته بود.
کتاب سلام بر ابراهیم – ص 117
#هادیدلها...♡
#سلامبرابراهیم🌿
🌻https://eitaa.com/Hadidelha1336
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَ عَجّل فَرَجَهُم
#صبحتبخیرمولایمن
🏴کاروان در میانهی صحرا ،
سوار بر اشک و اضطراب و داغ ،
لحظههای سرخ
و پراندوه عاشورا را
مرور میکند و
پیش میرود ...
... و در درد تاولها
و هجوم گلوگیر بغضها
و پردهی زلال اشکها ،
زیر لب
مدام شما را میخواند ...
خدا به حق دلهای شکستهی
کودکان آلالله،
شما را برساند 🏴
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
#ماملتامامحسینیم
🌻
https://eitaa.com/Hadidelha1336
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چقدر نام تو زیباست، اباعبدلله...💔
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 خاطره شهید حسین امیرعبداللهیان:
🌻
https://eitaa.com/Hadidelha1336
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
همیشه آیه وجعلنا رو زیرلب میخوند...🌿
وَ جَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لایُبصِرون
#ابراهیمهادی
🌻
https://eitaa.com/Hadidelha1336
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَ عَجّل فَرَجَهُم
┄═❁๑๑🌷๑๑❁═┄
#سلام_بر_ابراهیم
💠 یک روز ابراهیم را دیدم که با عـصای زیر بغل در کـوچه راه میرفت چند دفعـهای به آسمان نگاه کرد و سـرش را پایین انداخت، رفتم جلو و پرسیدم:چیزی شده آقا ابرام اول جـواب نمـیداد ولـی با اصـرار من گـفت: هـر روز تا ایـن مـوقـع حـداقل یکی از بنـدههای خـدا به ما مراجعه میکرد و هر طـور شده بود مشـکلش رو حـل مـیکردیم.
اما امـروز از صبـح تا حالا کسـی به مـن مراجـعه نکـرده. مـیترسم نکـنه کاری کـرده باشم کـه خدا توفیق خـدمت رو از من گرفته باشه.
✅ یکی از بالاترین ویژگی که از حضرت سیدالشهدا نقل شده گره گشایی از کار بندگان خداست. ایشان در حدیثی این امر را از نعمت های بزرگ خداوند شمرده اند که در معرض اتمام است.
🌻
https://eitaa.com/Hadidelha1336
وقتیخدا،
دریروبهروتمیبنده؛
اصراربهکوبیدنشنکن
اینوبدونکه...
هرچیپشتِاوندرهست؛
بهصلاحِتونیست(:
هرچی #خدا بخواد..
همون درسته مطمئن باش😌🤍
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج
🌻
https://eitaa.com/Hadidelha1336