eitaa logo
شهیـــღـد عِشـق
822 دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.1هزار ویدیو
40 فایل
کانال بایگانی شد... به یاد شهیــღـد محمــღـدحسین محمـღـدخـانی کپی حلال حلال اینستا «آرشیو عکس ها و فیلم های شهید»👇🏻 https://instagram.com/hajammar_313
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 _‏علـوم پزشڪی: برای درمان بیماران کم نمی گذاریم _سپاه و بسیج: در ضدعفونی معابر و اماکن کمک میکنیم _آتش نشانی: ماشین ها و تجهیزات درخدمت وزارت بهداشت _معلم ها: درفضای مجازی تدریس را ادامه میدهیم _بانکها و ادارات: باوجود خطر، سر کار حاضر میشویم. سلبریتی: برقصیم 😐🤦‍♂ 👤" امین میمندیان" @Hajammar313
حسین_جان _ ادركنى سلام مےڪنم از دور و مطمئن هستم پس از سلام در این سینہ غم نمےماند بدم قبول ولے این امید را دارم ڪه حسرٺ حرمٺ بر دلم نمےماند السلام_علیڪ_یااباعبدالله اللهم‌ارزقناڪربلا @hajammar313
📚نام کتاب: " تحیّر" 🖋نویسنده: سید حمیدرضا برقعی 📑انتشارات: فصل پنجم 📖توضیحات: این کتاب به صورت کامل به یک مثنوی_غزل علوی اختصاص دارد و در ۱۶ بخش مجزا از یکدیگر به بیان وقایع تاریخی صدر اسلام و ستایش امیرالمونین علی علیه السلام با نگاهی شاعرانه می پردازد. 🍃برگی از کتاب: ذره ذره همه دنیا به جنون آمده بود روح از پیکره کعبه برون آمده بود روشنا ریخت به افلاک، حلولش آن روز کعبه برخاست به اجلال نزولش آن روز عشق او بر دل سنگی حرم غالب شد قبله مایل به علی بن ابیطالب شد از دل خانه علی رفت و حرم با او رفت کعبه در بدرقه اش چند قدم با او رفت قفس کعبه شکسته ست، دم پرواز است برو از کعبه که آغوش محمد باز است عالیهههههههه @hajammar313
💢خبرهای خوبی که ضریب نمی‌خورند! 📍کرونا، مرگ‌ومیر را کاهش داده!😉 📍مدیرعامل سازمان بهشت زهرا(س) گفت: علیرغم اینکه شاهد شیوع ویروس کرونا و فوت برخی شهروندان هستیم اما آمار فوتی‌های روزانه شهر تهران در مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است. لینک خبر 👇 http://fna.ir/dfju7z ✍️علل مرگ‌ومیر : 1⃣کاهش مصرف فست فودها و افزایش مصرف غذای خانگی 2⃣کاهش تصادفات جاده‌ای 3⃣کاهش آلودگی هوا 4⃣تغییر فرهنگ غذائی به سمت غذاهائی با مزاج گرم بخاطر هراس از کرونا 5⃣کاهش مراجعات به بيمارستان‌ها بابت بیماری‌های دیگر 6⃣کاهش انجام عمل‌های جراحی غیرضروری و... 🤨البته این خبرهای خوب را باید کنار خبرهای بد آمار تلفات 'کرونا هراسی' و ضربه اقتصادی خانوارهای ایرانی ناشی از تعطیلیها گذاشت. 🔶@hajammar313
من فقط عکسای خودمو می ذاشتم. عکس های مهمونیا و پارتی هایی که می رفتم. یا گردش و تفریح. عکسای خودمو دوست داشتم. البته برام مهم بود که لایک و پیام هم داشته باشم. پیجم مثل بچه م شده بود. مثل خونه ی خودم. هم دوستش داشتم، هم توش راحت بودم. خیلی راحت… همین که نامحدود بود و آزادی رو لمس می کردم، احساس قدرت می کردم. اما خب آدم نمی تونه تنهایی زندگی کنه، منم از سکوت خونه و تاریک و روشن روز و شب که حتی یک نفر در خونم رو نمی زد بیزار بودم. البته با دوستام زیاد رفت و آمد داشتم اما اون موقع هایی که یکی باید به دادم می رسید کسی نبود. منم از خونه می زدم بیرون و حتی مسافرت می رفتیم… من همه ی کارامو سوژه می کردم و برای فالوورام می ذاشتم. تو همون روزا یکی اومد و برام حرف زد. حرفاشو دوست داشتم، انگار شبیه خودم بود؛ قدرت طلب… جوابش رو دادم. پیجش خیلی خصوصی بود و با من متفاوت. دو تا پیج داشت؛ اعضای یکی از پیجاش زیاد بودن اما اون یکی که بعد از یه مدتی من رو هم عضو کرد دو رقمی بودند… خیلی خوب و آزاد. من هم طرفدار آزادی… اصلاً به همین خاطر هم با شوهرم به هم زدم. راستش من بیرون راحت بودم، خیلی راحت. اوایل کمی غیرتی می شد و من هم خوشم میو مد؛ اما کم کم خسته شدم و به گیر دادناش محل نمی دادم، اونم دیگه حرفی نمی زد اما خودش هم راحت تر شده بود. مردا همه همین جورین، آب نیست و الا شناگر خوبی هستند. من عصبی می شدم وقتی رابطش رو با خانما می دیدم. اونم جواب می داد: – خودت گفتی که اگه قرار باشه بین آزادی و عدالت یکی رو انتخاب کنی، حتما آزادی رو انتخاب می کنی. من که مشکلی ندارم، تو هم که نباید مشکلی داشته باشی. نمی فهمن مردا! ما زنا اگر آرایش می کنیم چون از زیبایی خوشمون میاد، اصلاً زیبایی برای زنه، اونا نباید این جور بی جنبه باشند و کثافت کاری کنند. همش بین مون درگیری بود. رابطمون خیلی سرد شده بود. من دلم نمی خواست این حالت رو. بیشتر درگیر شدیم… خب آخرش به جدایی رسیدیم، یعنی بازم من اصرار کردم!… نمی دونم چرا نمی تونم فراموش کنم. 🕸🕸🕸🕸🕸ادامه دارد🕸🕸🕸🕸🕸 (به درخواست نویسنده کپی آزاده) @hajammar313
🌸بِسْمِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺮَّﺣْﻤَﻦِ ﺍﻟﺮَّﺣِﻴﻢ🌸 💥💥💥برای دیدن بهترین کانالهای ایتا با ما همراه باشید 🔴🔴🔴 ( دوخت سرویس آشپزخانه ) eitaa.com/joinchat/3013214225C13f75b1d64 ____🦋🦋🦋_________ 💐آشپـــــزے ،با مهارت وتنوع ،این روزها eitaa.com/joinchat/3142582291C1dee8c2081 💐اگه دنبال شهادتی یه سر به اینجا بزن.. eitaa.com/joinchat/1750335492Cda14b5cff0 💐همه چیزاز همه جا eitaa.com/joinchat/198705163Cf7ed826126 💐اموزش رومیزی چرم ومخمل مدرن eitaa.com/joinchat/382337058Cb8e3de30ae 💐میخوای یاور امام زمانت باشی؟ eitaa.com/joinchat/361955362Cabb4704577 💐کانال مذهبی(به یاد شهدا) پیشنهاد عضویت eitaa.com/joinchat/46727205C77e849bcd2 💐لباس بچگانه عیدانه eitaa.com/joinchat/949420070C2bc217f7e5 💐تصاویر و کلیپ های زیبا و خاطره انگیز eitaa.com/joinchat/3696754727Cbc20b1c915 💐سیسمونی و سرویس آشپزخانه هنر دوک eitaa.com/joinchat/2493841434C2da9d7bae6 💐دوستداری باشهدا رفیق شی؟! eitaa.com/joinchat/2574778405C6f00e138e7 💐محصولات تضمینی آلا https://eitaa.com/joinchat/2326593570C3542e29c66 💐کانال ایده ها ,وترفند ها eitaa.com/joinchat/2411200543C3464d2156a 💐ختم قرآن وصلوات eitaa.com/joinchat/1055129624C3ab65ab422 💐نوروزے متفاوت با هاے_خانگے eitaa.com/joinchat/1461846038Cd71c379eda _🦋🦋🦋🦋🦋_________ 🔴🔴🔴 کرم ضد صورت به روش سنتی eitaa.com/joinchat/3463774240Cc6e2e79ee9 ❤️تبادلات لیستی @tabmersad شنبه 24/12/98
⭐️بمناسبت سالگرد درگذشت سید احمد خمینی به نیابت از امام خمینی کبیر و دو فرزندشون❤️ ☀️هدیه به امام سجاد علیه السّلام ☀️ به نیت سلامتی حضرت آقا وامام زمان و تعجیل در فرج💚 تا ساعت 12شب 25 اسفند تعداد صلوات ها تون رو pv بفرستید
💛✋ تسکین می دهم دل زیارت نرفته ام را با سلام های پر از اشک و آهم به سمت حرم @hajammar313
مےشود این روزها درد فراغم بیشتر صبحها این بغض مےآید سراغم بیشتر السلام اے در ڪنار آب مقطوع الورید آه ، نامٺ آمد و شد حس داغم بیشتر @hajammar313
هدایت شده از اطلاع رسانی ایتا
📣 اطلاعیه 🔹 به اطلاع کاربران گرامی می‌رساند به دلیل افزایش بار بیش از حد بر روی بعضی از سرورهای ایتا، ارتباط کاربران برای ساعاتی دچار وقفه گردید. این مشکل هم اکنون برطرف شده و ارتباط همه کاربران به تدریج برقرار خواهد شد. بدین وسیله صمیمانه از همه کاربران عزیز بابت این مشکل پوزش می‌طلبیم 🔸 همچنین برای ارائه خدمات پایدار، موقتا فعال‌سازی حساب جدید در ایتا متوقف شده است. امیدواریم با ارتقای سخت افزارهای مورد نیاز، بزودی این محدودیت نیز برطرف گردد. از همراهی و صبوری شما سپاس‌گزاریم •┈••✾••┈• 🔰کانال رسمی اطلاع‌رسانی ایتا: https://eitaa.com/eitaa
امیر تازه صفحه را روشن کرده بود که در اتاق با شدت باز شد. هم زمان، سر سینا و شهاب بالا آمد. مامور ت.م همان زن لی پوش مترو بود که صورتش برافروخته و دهانش باز بود برای گفتن حرفی اما با دیدن امیر در اتاق، سرش را پایین انداخت و تنها به سلام آرامی اکتقا کرد.شهاب نگاهی به امیر کرد و روبه او گفت: – چه طوری؟ چه خبر؟ بیا تو چایی بخور ببینم چند مرده حلاجی! سرش را انداخت پایین و لب زد: – نه ممنون. باشه بعدا می گم. اما قبل از این که در را ببندد امیر صدایش کرد و خواست راحت باشد . وارد اتاق شد و با کمی مکث مشتش را جلو آورد و باز کرد سیم کارتی بود که: -آقا من نمی تونم با این خانم ارتباط داشته یاشم. ببخشید هر کاری باشه در خدمتم اما منو از ادامه این گفت وگو عفو کنید. 🕸🕸🕸🕸🕸ادامه دارد🕸🕸🕸🕸🕸 (به درخواست نویسنده کپی آزاده) @hajammar313