eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فوزندت
1.9هزار دنبال‌کننده
212 عکس
1.1هزار ویدیو
3 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرچی میره جلو تر بیشتر میفهمم که منصور خود خود شوهره تایپ نیست که!😌💘 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه من بازم تورو یه جای دیگه دیدمت ، یادم نمیره گل من بودی!🥲🥀 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی من ذره ذره به تو محتاجم:)❤️‍🩹 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه جوری اونو به میکروب ترجیح دادی دختر🤣🤷‍♀ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر عزیزتر از جونم صدام نکرد چی؟!:)♥️😭 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
برای پیدا کزدن ادیت های بامدادخمار 🤍✨
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سودابه فهمید هم‌تو نفهمیدی🙆‍♀🤷‍♀ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
واست آرزو میکنم اون مشکلی که تو دلته و به هیچ‌کس هم نمیگی یه جوری حل بشه که فکرشم نکنی ؛)
"مــحزونِ شــاعر "فوزندت
#شب_های_قدیمی #PART_406 چشم هام هنوز بسته بود بین خواب و بیداری ، خیلی آروم زمزمه کردم. -چی میخوا
چند لحظه همون‌طور توی آغوشش ساکت موندیم. کم‌کم لرزش بدنم خوابید. هیچ ترسی نداشتم ولی لرزش خفیفی تو وجودم بود... الکس آروم پرسید: - هنوز می‌ترسی؟ چشمام بسته بود. آروم گفتم؛ - نه… مکث کردم دوباره گفتم - وقتی بغلم می‌کنی، نه ، آرامشی که تو بغلت هست هیچ جا نیست... لبخندشو حس کردم دستش آروم روی موهام کشیده شد. - پس هر وقت ترسیدی، فقط منو صدا کن دخترخانوم! آروم گفتم: - همیشه؟! - همیشه بدون حتی یه لحظه مکث جواب داد. مطمئن و قاطع گفت.. دوباره خودمو بیشتر بهش چسبوندم - اگه دوباره اون خوابو ببینم چی؟ میترسم. الکس دستمو گرفت و انگشتاشو بین انگشتام قفل کرد محکم گرفته بود ... - نمی‌ذارم بترسی تا وقتی من هستم از هیجی نترس باشه! با چشم‌های بسته لبخند زدم امن بود برام میون این دنیا تاریک دلم به این خوش بود که یه آغوش امن دارم .. - چطوری؟ آروم پیشونیمو بوسید - همین‌طوری… تا وقتی خوابت ببره کنارت می‌مونم و تنهات نمیزارم... برای اولین بار بعد از مدت‌ها، خیالم راحت شد. چون می‌دونستم وقتی چشمامو ببندم… یکی هست که مراقبمه ترسی نداشتم با خیال راحت سرم روی سینه اش گذاشتم و خوابیدم... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon