[ حنیفا ]
-
.
گریه کن ؛
برای غریبیات ؛
برای سکوت در جواب سلامت ؛
برای غمهایی که به قلبت رخنه کردهاند ؛
برای زخمهایی که جانت را گرفتهاند ؛
برای فاطمهات ؛
برای همنشینی که دگر نداری ...
برای بغض در گلو گرفتهات ؛
که نمیدانی نزد که خالی کنی ..
برای دستان مظلومت ؛
که طناب آنها را دربرگرفته بود ؛
برای زخم کبود یاس کبودت ؛
برای کودکی که حسرت اذان گفتن تو در گوشش برای همیشه ماند ؛ ...
#قصه_مادر
#نوشته_قلبم
-
[ حنیفا ]
-☀️🤍
حب ِعلی در تمام ِ
رودخانه ِرگ هایم شناور شد ؛
آلودگی ها را
شست و برد ؛
و اینگونه خانه ِقلب ِویرانهی من ؛
تبدیل به آبادی عشق علی شد ...
تازه فهمیدم
قلبم واقعا دارد می تیپد ...
#نوشته_قلبم