یک سری دارم و یک دل، دو برادر بردند
دادهام دل به حسن،سر به اباعبدالله..!((:
دنیاست همچو بَحرِ خروشان و پر خطر ؛
یاری کـن ایــن شــنــاگـــرِ غـــرقِ در آب را..!
حالَم به لطفو مَرحَمتَت یاعلیخوشاست؛
هرگز نمیدهم به کَس ، این حالِ نـاب را :).
آنها دنیا را میطلبند
و من به نجف دل بستهام؛
مرا همین بس که پدرم حیدر است..!
دل من گم شد، اگر پیدا شدبسپارید امانات حرم؛
و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش به ملاقات رضا..