eitaa logo
مَحیا|Mahya
851 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
880 ویدیو
2 فایل
_ و حُسین شد ، تموم ِزندگی ِما : )) از نوکرای ِمکتب‌الزهرا 🌱 ؛ اینجا ؟ یه گوشه از زندگی ِمن 💜 . کپی؟ فرهنگ ِفور ..
مشاهده در ایتا
دانلود
- قرار بی قرار ها -
مَحیا|Mahya
دیشب یه شب عجیبی و سنگینی بود ، میتونم بگم تاحالا همچین حسی نداشتم .. دیشب هر چقدر گریه میکردم قلبم سبک نمیشد ، اصن نمی‌تونستم از جام بلند بشم مخصوصا آخر مراسم که آقای طاهری روضه می‌خوندن اینقدر بغض داشتم که احساس خفگی میکردم شاید اگه زینب بغلم نکرده بود همونجا میموندم به گریه کردنم ادامه میدادم . اومدم از هیئت بیرون رسیدم به چایی خونه که چایی بخورم حالم بهتر بشه ، که اتوبوس ِکربلایی هارو دیدم و دیگه نتونستم جلوی گریمو بگیرم اصن برام مهم نبود اون همه آدم اونجان و من دارم گریه میکنم دل منم با اون کربلایی ها رفت کربلا :) 💔
بهترین شب:)))))🥲🤌
-
- دیروز :))
مَحیا|Mahya
رفاقت من و شهید سید مصطفی موسوی برمیگرده به عید غدیر ¹⁴⁰⁰ که دختر خالم به نیت امام علی ¹¹⁰ تا تسبیح خریده بود و رویِ هر تسبیح عکس ِیه شهیدی بود یعنی ¹¹⁰ تا شهید . اولش مونده بودم بین شهید ابراهیم هادی و شهید هادی ذوالفقاری کدومو انتخاب کنم ؟ دوست داشتم یه شهیدی رو انتخاب کنم که بشناسمش بدونم چطوری شهید شده ؟ زندگیش چطوری بوده ؟ خالم که دید نمیتونم انتخاب کنم گفت برو وضو بگیر بیا چشمتو ببند یه تسبیح بردار هر شهیدی افتاد یعنی میخواد پیشت باشه ، چشممو بستم نیت کردم و شهید سید مصطفی موسوی افتاد . وقتی که کتاب زندگینامه شهید رو خوندم رفاقتم با این شهید شروع شد . خیلی جاها کمکم کردن خیلی جاها دستمو گرفتن خیلی شبا اون تسبیحو دستم گرفتم گریه کردم درد و دل کردم و همیشه احساس میکنم هوامو دارن . دیروز برای اولین بار رفتم گلزار شهدا و اولین کاری که کردم رفتم سر مزار ایشون و خیلی حس ِ قشنگی داشت احساس میکنم تموم غم و غصه هام همونجا چال شدن و روحم سبک شده :)) - بماند به یادگار از اولین گلزار شهدا . ۱۴۰۵/۵/۲۲