eitaa logo
هیئت بانوان پیشکسوت زینبی «س» تاسیس ۱۴٠٠/۹/۴
84 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.9هزار ویدیو
226 فایل
ارتباط با مدیر کانال ya110s@
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام و احترام خجسته باد روز پاسدار؛ روز آنان که با پروانه حضورشان به دور شمع میهن، غیرتی حسینی را از کربلا تا قلّه‌های دماوند به دوش می‌کشند."  "این روز یادآور عزم غرورآفرین فهمیده‌های مکتب و اندیشه حسین (ع) است. ولادت امام حسین (ع) و روز پاسدار را خدمت شما فجر آفرینان و خانواده های محترمتان تبریک و تهنیت عرض می نمایم ."  مدیریت بسیج زنان پیشکسوت استان قم 🇮🇷مدافع ارزش های انقلاب اسلامی 🚩مروجین فرهنگ ایثار و جهاد 🌹همیار جوانان مومن انقلابی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خبرپیچیده‌درعالم‌که‌درّناب‌آمد نگین‌پنجم‌آل‌کسا‌،ارباب‌آمد♥️ -یااباعبدالله- (ع)🌺🌺
عیدت مبارک آقای خوبم ❣
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قسمت بیست و هفتم 🌺❤️ ❤️🌺 حمله زینبی بیچاره نمی دونست … بنده چند عدد سوزن و آمپول در سایزهای مختلف توی خونه داشتم … با دیدن من و وسایلم، خنده مظلومانه ای کرد و بلند شد، نشست … از حالتش خنده ام گرفت … - بزار اول بهت شام بدم … وسط کار غش نکنی مجبور بشم بهت سرم هم بزنم …کارم رو شروع کردم … یا رگ پیدا نمی کردم … یا تا سوزن رو می کردم توی دستش، رگ گم می شد … هی سوزن رو می کردم و در می آوردم … می انداختم دور و بعدی رو برمی داشتم … نزدیک ساعت 3 صبح بود که بالاخره تونستم رگش رو پیدا کنم … ناخودآگاه و بی هوا، از خوشحالی داد زدم … - آخ جون … بالاخره خونت در اومد …یهو دیدم زینب توی در اتاق ایستاده … زل زده بود به ما … با چشم های متعجب و وحشت زده بهمون نگاه می کرد … خندیدم و گفتم … - مامان برو بخواب … چیزی نیست …انگار با جمله من تازه به خودش اومده بود … - چیزی نیست؟ … بابام رو تیکه تیکه کردی … اون وقت میگی چیزی نیست؟ … تو جلادی یا مامان مایی؟ … و حمله کرد سمت من …علی پرید و بین زمین و آسمون گرفتش … محکم بغلش کرد… - چیزی نشده زینب گلم … بابایی مرده … مردها راحت دردشون نمیاد …سعی می کرد آرومش کنه اما فایده ای نداشت … محکم علی رو بغل کرده و برای باباش گریه می کرد … حتی نگذاشت بهش دست بزنم …اون لحظه تازه به خودم اومدم … اونقدر محو کار شده بودم که اصلا نفهمیدم … هر دو دست علی … سوراخ سوراخ … کبود و قلوه کن شده بود …  ادامه دارد .... 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
خداوند بی‌نهایت است اما هیچگاه فراموش مکن او به قدر فهمت کوچک میشود و به قدر نیازت فرود می آید و به قدر آرزويت گسترده میشود و به قدر ایمانت کارگشا میشود !! 💫‎‌‌شبتان آرام با یاد خدا 💫 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅┄ 🌺وَ عَرَّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ 🤲و (پیامبر)بدنش را در راه وجود مقدّست در معرض ناراحتی قرار داد. 📗 ┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅┄