eitaa logo
هیئت بانوان پیشکسوت زینبی «س» تاسیس ۱۴٠٠/۹/۴
149 دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
2.4هزار ویدیو
247 فایل
ارتباط با مدیر کانال ya110s@
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بساط چایی ؛ بهانه‌ ای بود .... برای یک دورهمی ساده باصفا و لذت بخش ... سلام✋ ‍🌹داء 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
10.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 «غیررسمی۶» به تلویزیون می‌آید 🔹ششمین قسمت از مستند «غیررسمی» که به روایتی از انس رهبر انقلاب با کتاب و اهالی فرهنگ می‌پردازد جمعه ۲۷ بهمن ساعت ۱۴:۳۰ به‌صورت همزمان از KHAMENEI.IR و شبکه سه پخش می‌شود.
@Ostad_Shojaeانسان شناسی 82.mp3
زمان: حجم: 11.63M
۸۲ باهوش‌ترین انسانها موفق‌ترین انسانها سنگین وزن‌ترین انسانها در نظام ابدی مورد اعتمادترین انسانها در نگاه خدا محبوب‌ترین انسانها در نگاه اهل بیت علیهم‌السلام و ... چه کسانی دارند؟ و چه ویژگی‌هایی دارند؟ 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مراسم اربعین شهدای کرمان مجری :آقای مهدی کلانترزاده سخنران :حجت الاسلام والمسلمین احتشام گروه سرود :ساقی کوثر مداح :حاج علی مالکی نژاد زمان :پنج شنبه ۲۶ بهمن ماه ساعت :۱۵:۳۰ مکان :گلزار شهدای علی بن جعفر بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم شورای هیئات مذهبی شهر و استان قم
🔷 دورهمی دوستانه ی نشاط و سلامتی با سلام هیئت بانوان پیشکسوت زینبی سلام الله علیها بمناسبت اعیاد سعید ماه شعبان در نظر دارد به منظور ارتقاء نشاط ، شادابی ، سلامت جسمی و روحی به همراه ، دورهمی شاد ورزشی در بوستان نرگس برگزار نماید. 🗓 یکشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ 🕘 ساعت : ۳عصر 🔷 با برنامه های متنوع ورزشی مفرح 👈 حلقه # طناب کشی و بازیهای بومی ــ محلی و.... ✅ برگزاری مسابقه ورزشی 🎖 اهدای جایزه به نفرات برتر مسابقات 🔶 با حضور مربی پیشکسوت وکارشناس ارشد دوره تربیت بدنی و مربی دفاع شخصی برتر سرکار خانم بهرامی» 🏡 مکان: بوستان نرگس _آلاچیق مرکزی ‼️ لطفا جهت برآورد هزینه پذیرایی و تهیه عصرانه اعلام حضور فرمائیــــد. ⬅️ جهت تهیه هدیه عمومی برای کودکان لطفا مشخصات و سنشان را در ایتا به ۰۹۱۲۵۵۳۳۰۱۸ (امینی) ارسال فرمائید 👈شماره کارت هیئت جهت واریزی نذورات فرهنگی _ مذهبی 6037997750006133 ارسال تصویرفیش به شماره همراه ۰۹۱۲۵۵۳۳۰۱۸ در ایتا ‼️‼️لطفا زیر انداز، فلاکس چای، لیوان ، قاشق و بشقاب با خود همراه داشته باشید . ‼️ 🔴 مهلت ثبت نام تا ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ 🌼«مـــقدمتـان گلـــــباران»🌼 منتظر اطلاعیه های بعدی ما باشید👌 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
📚کتاب 💢خاطرات 🍂قسمت دهم 📝روزه♡ 🌷همین که محمد دوره ابتدایی را به پایان رساند برادرش حاج نعمت الله او را در حوزه محمودیه ثبت نام کرد. تا بازگشایی مدارس دو ماه باقی مانده بود و پسرم تا سن تکلیف چند سالی فرصت داشت ولی آن قدر به انجام واجبات علاقمند بود که نمازش را مرتب میخواند و قرآن تلاوت می کرد. 🔸️ماه رمضان سال ۱۳۵۷ در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی واقع شد و همین امر عقاید کردار دینی محمدم را دو چندان می کرد. وپس از مرگ ،همسرم حاج هیبت الله در حیاط منزلمان مسکن گرفت و با این اتفاق محمد و رسول وابسته حاج هیبت شدند 🌷 البته حاجی هم بسیار به بچه ها بها میداد و مرا از تنبیه آنها منع می کرد و پدرانه مسئولیتشان را به عهده گرفته بود. نیمی از فصل تابستان سپری شد ولی شدت گرما به حدی طاقت فرسا بود که روزه داری را برای برخی مشکل ساز میکرد 🔸️با فرا رسیدن شبهای قدر روستا حال و هوای دیگری به خود گرفت. خورشید روز نوزدهم در حال غروب بود که محمّد با حالت غش و ضعف به منزل رسید و به محض شنیدن اذان قتلمه ای را با سه استکان چای خورد و شتابان به مسجد رفت. فکر میکردم از جنب و جوش زیاد گرسنه شده است چیزی نگفتم 🌷سحر فردا محمّد با صدای زنگ ساعت از خواب پرید، و از غذای خودم او را سیر کردم اوضاع بر همین شکل تا چند شب گذشت و تصمیم گرفتم ساعت زنگی را در ایوان بگذارم تا بچه ها بدخواب نشوند چهارمین روز بود که محمد برای صبحانه و ناهار منزل نمی ماند 🔸️ فکر می کردم با حاج هیبت الله در تاکستان خوش میگذراند 🌷طبق معمول، محمد اذان مغرب پیدایش شد و افطاری مفصلی خورد و به مسجد رفت. ظهر روز پنجم با کنجکاوی نزد حاجی رفتم تا از محمد خبر بگیرم 🔸️ عروسم :گفت اصلا ماه رمضان محمد پیش ماناهار نخورده است. با ناراحتی دم در منزل نشسته بودم که محمد از طرف مسجد پیدایش شد و خود را به چشمه رساند و تا زانو درون آب رفت 🌷 از نامساعد بودن حالش به خشم آمدم و گفتم: آهای پسر! مگر تو بی صاحبی؟ از صبح تا این وقت شب کجا میروی؟ نگفتی از دلواپسی دق میکنم؟ محمد با هراس نگاهی روی پل انداخت و پاسخ داد خدا نکند من که خطایی نکرده ام. 🔸️گفتم قسم به ارواح خاک پدرت بگو این روزها به دور از چشم من چه کار میکنی؟ محمد جلو آمد و با گوشه چادرم صورتش را خشک کرد و گفت: فدایت شوم مگر نمی خواهی پسرت سرباز امام زمان شود؟ خُب این روزها روزه گرفتم ببینم از عهده انجام واجبات بر می آیم یا نه؟ این دق کردن دارد؟ 🌷گفتم: خدا مرا ببخشد چرا نگفتی غذا برایت آماده کنم؟ گفت :ترسیدم اجازه ندهی مادر! باید ساده زیست بشوم و از این به بعد اشکنه یا نیمرو بخورم. پرسیدم الآن از کجا می آمدی؟ سرش را پایین انداخت و پاسخ داد هر ظهر مسجد میروم تا به نیت پدرم نماز قضا و قرآن بخوانم و غروب آفتاب هم به منزل بر می گشتم. 🔸️محمد برای رفع دلخوریم مدام دلیل می آورد. با خود می گفتم: "فاطمه! تو که طاقت دوری چند ساعت از فرزندت را نداری چگونه باید یک هفته بدون او زندگی کنی"؟ 🌷 ولی باز خود را دلداری می دادم و میگفتم :روزهای فراق تمام می شود و پسرم با افتخار به منزل بر می گردد. با شروع جنگ جدایی هولناکی بینمان رقم خورد، هیچ گاه گمان نمی کردم روزگار پیکرِ جگر گوشه ام را از من بگیرد... ادامه دارد .... 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا