#دعوتید_به_روضه_خانگی
زمان:۲۴/۲۵/۲۶/ آذر ماه
ساعت ۱۰ صبح
مکان : بنیاد، بلوار شهید کریمی ، ایثار ۱۶ پلاک ۵۴ _ منزل خانم گلکار
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
🎙حاج حسین یکتا:
رفقا شهدا ما رو انتخاب میکنند
نه ما شهدا رو
از بین این همه شهید
یکیشون مِهرش به دلت میشینه
و انگار نگاهش باهات حرف میزنه
حواست باشه که
حرمت این انتخاب رو نشکنی!
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
8 دسامبر، 16.45(2) (1).aac
14.18M
#بفرمائید_روضه
🏴 اسم زهرا چون نگین خاتم است .
🎙 با نوای گرم حاج آقا قدرتی
💔 التماس دعا
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
🇮🇷🇮🇷 #وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷
✒قسمت صد و شانزدهم
فصل دهم
نبرد فاو ۷
بومیها راه را مثل کف دستشان میشناختند
برای آنها جابجایی تهلها گمراه کننده نبود
بسیاری از آنها قبل از جنگ در هور زندگی میکردند و از راه ماهیگیری امرار معاش
تنها مشکل ما با آنها زبان بود
هر کدام از ما ۳ نفر داخل یک بلم چوبی نشستیم و پشت سر هر کداممان ۲ عرب بومی
داخل بلم ساک غواصی هم بردیم که وقتی به مین یا سیم خاردار داخل آب برمیخوریم، بپوشیم و راه را باز کنیم
به آب افتادیم
گاهی به تو تهل که میرسیدیم، محلی ها با فشار پارو آنها را جابجا میکردند
گاهی آنها را با نی به هم میبستند
نیها را در جایی میشکستند به نشانه علامت و شاخص برای پیدا کردن مسیر در وقت برگشت
گاهی هم برای تفنن و تغییر ذائقه، از پشت با پارو به کتف نفر جلویی میزدند و میخندیدند
مسافت زیادی را طی کردیم
از کنار پد عراقیها رد شدیم
سنگرهای آنها پیدا بود
اما نگهبانی دیده نمیشد
از پد دشمن دور شدیم
باز میان آبراه تا عمق رفتیم
حدس من این بود که میخواهند تا لب خشکی و آستانه جاده العماره به بصره بروند
یکباره کنار یکی از تهلها ایستادند
از بلم روی آن رفتند
افراد هر سه قایق پیاده شدیم
بلمها را روی تهلها کشیدند و داخل نیها پنهان کردند
در جایی که در محاصره نی بود نشستند
ما هم فقط نگاهشان میکردیم
نمنم باران هم میبارید
کف تهلها با نیهای خشک آتش روشن کردند
یکی پرید داخل آب
با نیهای تیز چند ماهی گرفت
آنقدر با مهارت سریع که هر سه ما هاج و واج مانده بودیم
یکی از کوله پشتی چند خمیر نان در آورد
آنها را با دست تخت کرد و روی آتش انداخت
دود که بالا رفت صدای اعتراض من هم بلند شد
با اشاره گفتم: "چه خبر است!؟ پشت دشمن و آتش روشن کردن!؟"
به جای جواب خندیدند
من بیشتر کلافه شدم
ما ده صبح حرکت کرده بودیم و حالا دم غروب بود
هوا داشت تاریک میشد
خیلی گرسنه بودیم
ماهی ها را خوردیم
داشتیم نماز مغرب را روی تهل میخواندیم که صدای هلیکوپتر عراقیها از دور رسید
صدا نزدیک و نزدیکتر شد
بومیها آتش را خاموش کردند
هلیکوپتر از بالای سرمان گذاشت و رفت
نفهمیدیم ما را دیدهاند یا نه!؟
بومیها دوباره آتش روشن کردند
به بچهها گفتم: "اینها جاسوس عراقیها هستند!
حتماً جایمان را به دشمن نشان دادهاند و الان میآیند سراغمان!"
هوا تاریک شده بود
دوباره هلیکوپتری آمد
آتش را دوباره خاموش کردند
اما بلندبلند میگفتند و میخندیدند
هلیکوپتر این بار چند منور در رودخانه ریخت
هور برای دقایقی مثل روز روشن شد
به محض خاموش شدن منورها و دور شدن هلیکوپتر، بومیها بلمها را داخل آب انداختند و شروع کردند پارو زدن
تاریک بود
از کنار پد و سنگرهای عراقی رد شدیم
آن ها بلندبلند صحبت میکردند و بومیها آهسته آهسته پارو میزدند
از پد دور نشده بودیم که صدای قایقهای عراقی به گوشمان رسید
حالا بومیها به سرعت پارو میزدند
باران هم یک ریز و بیوقفه میبارید
به جایی رسیدیم که باز پر بود از آب راه و نیزار
قایقهای عراقی از آبراه رد شدند
ما فقط صدایشان را شنیدیم
باز پاروزنی شروع شد تا جایی که نیمه شب به اسکله خودی رسیدیم
آن شب خیلی چیزها از روش کار عربهای بومی یاد گرفتم از پارو زدن تا بستن تهلها و باز کردن نیها و ماهیگیری و آشپزی روی تهل
گزارش شناسایی را به علیآقا دادم
گفت: "بومیها دیگر نمیآیند! اگر راه را بلد شدهاید میتوانید از فردا شب خودتان بگشت بروید"
🔗 ادامه دارد ...
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
-1187897598_914939811.mp3
4.27M
🎙 #قسمت_دوازدهم از کتاب #دکل
📚 #کتاب_صوتی 🔊
«قبل از خواب کتاب خوب بشنوید»
🕒 مدت: ۸ دقیقه ۵۳ ثانیه
💾 حجم: ۴.۱ مگابایت
اولین مستند داستانی گام دوم انقلاب
به قلم: روح الله ولی ابرقوئی
ناشر: انتشارات شهید کاظمی
2⃣1⃣ #قسمت_دوازدهم
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠
📚📚📚📚📚
#معرفی_کتاب
#کتاب
❇️ کتابی ویژه والدین ومربیان
✅ نوجوان و خانواده
🖋 نویسنده: غلامرضا صفری
📌انتشارات: تهران، ورای دانش
✅ کتابی خواندنی و دیدنی
🌹🌺 کسب دانش در شکوفایی و تعالی انسان موثر است.🌹🌺
🚩#هیئت_بانوان_پیشکسوت_زینبی_س
👇👇
〰💠〰🌸〰💠
@Heiat1400_p_zeinaby
〰💠〰🌸〰💠