eitaa logo
" Helen is here (?)
47 دنبال‌کننده
298 عکس
74 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
عاشق رشته‌مم بچه‌ها
خیلی شک داشتم که نکنه دارم اشتباه انتخاب میکنم ولی الان راضی و خوشحالم
پاییز و مدرسه داره خوب میگذره، اونقدری که ظهرا لبخند‌زنان از پشت شیشه اتوبوس به شهر نگاه میکنم و لبخند میزنم
اینجور روزا به خودم خیلی مطمئنم
یکم تست فیزیک زدم نظرم عوض شد
الان می‌خوام سرمو بزنم تو دیوار
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اینجا دریایی برای غرق شدن نیست. رودی برای شستن نیست. نوری برای دیدن نیست. اما می‌توان غرق شد و صورت را از اشک شست. میتوان شمعی روشن کرد - گرچه روشن نخواهد ماند - و غرق شد. غرق سرخی تب، غرق خاطره، غرق لحاف سرد و غرق سنگینی اتاق. تب، می‌سوزاند. بالا میبرد و پایین می‌آورد. تب تمام میکند و تمام میشود؛ چه شمع و چه جوهره وجود. باران میزند، شیشه میشکند. اما نه، شکستنی نیست. تنها خاطره‌ایست و توهمی. شیشه و خون و پای زخمی. پای زخمی، زن زخمی، حنجره‌ی خون‌آلود از جیغ و فریاد. گلبرگ‌های رزی که در خون غرق شدند. پس میتوان غرق شد؛ در حوضی از خون. امید؟ ستاره میمیرد و فانوس جایش را میگیرد. چه چیزی‌‌ست بین فانوس و ستاره؟ که سال‌هاست نور شناور فانوس کاغذی جان ستاره را گرفته. ستاره‌ها سقوط میکنند، می‌میرند، آتش می‌گیرند و می‌سوزند. می‌شوند تلی خاک و خاکستر. سیاه، سوزان و سوزنده. و آتش میشود ضجه، میشود شلاق و کبودی، و صدای التماس و گریه. گریه دختر هنگام کلاویه‌های پیانو. گریه هنگام آینه. شمشیری و خنجری. خون و جنونی. تاج و گوی و بلوری. چشمان سرخ، آبی، ارغوانی، طلای خورشید غروب و سیاهی کلاغ. نه، انتها خوش نیست. هیچوقت نبود؛ همانطور که شروع نبود و نیست. آسمان می‌کوبد و هوا دگرگون است. و " نمیر. خواهش میکنم. " که آبی دریا سیاه میشود و زانو زخمی‌تر از پیش. نمیر که این عاقبت را مرگ رقم زده و آیا مرگ به پایان می‌رساندش؟ داستان نه شروع میشود و نه تمام و نمی‌داند چه قصه‌ای و هرکس کجای آن. چون همین است و همین می‌ماند.
واژه‌ها کوچک‌اند؛ اما گاهی آدم در یکی‌شان تمام می‌شود. مثل ت و. مثل م ا. 'من' در 'ما' تمام شد و 'تو' نیامد. خندیدی، گفتی فرق واژه و کلام در چیست؟ گفتم کلام چون زبان آدمی‌ست، حقیر و مفلوک. امّا واژه آن‌چیزی‌ست که بیش از یک کلمه معنا دارد. سنگین‌تر است، احساسی دارد و آدم‌ها را در خود نگاه می‌دارد. گفتی امیدوارم همیشه در ما گیر کنم، امّا من در ما جا ماندم. مایی تنها. مایی که فقط من در آن بود. و گویی واژه‌ای به این کوچکی، برای جا دادنِ یک نفر زیادی بزرگ بود.