حتما بخوانید و لذت ببرید
🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹
شروع کار میگویم همه حسن ختامم را
به صد جنت نمیبخشم سر موی امامم را
فقط دور سرش گشتم ببین حج تمامم را
سوی ایوان او خواندم نماز صبح و شامم را
که من توحید میفهمم مسلمان است عنوانم
من از اسلام چیزی جز ولای او نمیدانم
خدایی،بندگی باهم در این قامت تناسب داشت
خدا بر حیدر کرار بیش از خود تعصب داشت
اگر سجده نمیکردم براو جای تعجب داشت
و جبریل از همان اول ز دست او تقلب داشت
هزاران سال نوری قبل تر از خلقت آدم
خود روح القدس هردم به او میگفت استادم!
دعا کن ساقیا مارا دعایی که علی باشد
دوا کن دردهایم را دوایی که علی باشد
سرم را گرم کن هرشب به جایی که علی باشد
خدارا دوست دارم من خدایی که علی باشد
خدایا شاهدی مولا شده سبوح و قدوسم
تورا انگار بوسیدم ضریحش را که میبوسم
بگو شاهی که روی خاک خوابیده کجا دیدی
امیری که لباس کهنه پوشیده کجا دیدی
بگو حاکم که نان جو پسندیده کجا دیدی
بگو سلطان که با محتاج جوشیده کجا دیدی
همان فرمانده جنگی که یلهای عرب را زد
یتیم کوفی آمد شب به شب بر شانه اش پا زد
✋
✍سید پوریا هاشمی
اللهم عجل لولیک الفرج
#شعر
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼
به کانال محبین آقا امیرالمؤمنین بپیوندید
https://eitaa.com/joinchat/3215786309Cc640a826b3
قلم لال است اما مینویسم داستانش را
من و مدح علی؟!حتی نمیبردم گمانش را
علی را بی خدا اصلاً خدا را بی علی هرگز
نه میخواهم چنینش را-نه میخواهم چنانش را
نه تنها مجلس خود را بنا بر گفتهی احمد
مزیّن کرده با نام علی شیعه اذانش را
بهقربان وجودی که وجودم از وجود اوست
چنان میخواهمش آری که هر موجود جانش را
خدا فرموده قبل از خلقت عالم علی بودهاست
و من اصلاً نمیفهمم مکانش را زمانش را
بگویم فاشحیدر کیست ممسوس خداوند است
زبانم تند میراند که میگیرم عنانش را
همیشه از خودم میپرسم و هربار میمانم
چگونه شکر باید کرد لطف بیکرانش را
ضریحش که بهجایخود دلم آنقدرها تنگ است
کسیکه یاعلیگفته است میبوسم دهانش را
زمان خطبهخوانی اوسخنران نه سخندانست
که منبر میبرد حظ شیوهی فنّ بیانش را
خدا خود را اگر مومنصداکرده است میخواهد
که اینگونه کند مدح امیر مومنانش را
قسیم نار والجنه-علی-تنها علی بودهاست
کسی که با یتیمان میکند تقسیم نانش را
بهقدر نان جو از ملک این دنیا نمیخواهد
نخواهد بست زنجیری به دنیا؛ بازوانشرا
خدا آغاز خلقت یاعلی گفتهاست پس حتماً
به پایان میبرد با "یاعلی" کار جهانش را
#محمدحسن_بیاتلو
#شعر
@Heydar_ali_moola
صاحب اسرارِ «سُبْحانَ الّذي أَسْرى» علیست...
بین آیات الهی، آیتِ کبری علیست
«قُلْ هُوَ اللَّهُ أحَد» تفسیری از اخلاص اوست
در کمال بندگی، یکتای بیهمتا علیست
حافظ جان علی «فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظا»
حافظ قرآن به «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا» علیست
آیت الکرسی به اسم اعظمش مستمسک است
ای مسلمانان! به قرآن «عُروةُ الوُثقی» علیست...
سِیرْ در «ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض» کُن
چشم دل وا کن ببین پیدا و ناپیدا علیست...
«اُدْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُود»
در مقام قافِ قرآن، جنت الاعلی علیست
از «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَم» بپرس
تا بدانی در وفای عهدِ حق، «اَوْفی» علیست
آسمانِ «رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَه»
سفرهدارِ «اَنْتَ خَیْرُ الرّازقین»، مولا علیست
نور علمش «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ» است
«عَلَّمَ القرآن» علی و «عَلَّمَ الاَسما» علیست
لوح محفوظ خدا، «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب»
در دو عالم «يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفی» علیست
در طریقت، رایت «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيل»
رهنمای «اَلّذِينَ جاهَدُوا فينا» علیست
اخترِ تابندهی «إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى»
ماهِ ظلمتسوزِ «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى» علیست...
نوح، ایمن ماند از طوفان به یُمن نام او
باء «بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها» علیست
روح رحمان، قلب قرآن، جان یاسین، نَفْس فجر
صاحب قدر و معارج، شاهد أسری علیست
عمره و حج و طواف و کعبه و رکن و مقام
زمزم و سعی و صفا و مروه و مسعی علیست
«يَا عَلِىُّ يَا عَظِيمُ يَا غَفُورُ يَا رَحِيم»
یا الهی! مظهر «اَسْمائِکَ الحُسْنی» علیست
یاد او «تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» کند
در نماز قُرب، «ذِکرُ اللهِ أَکبَر» یا علیست
سجده، راز سَر به مُهری بود و آخر فاش شد
رازدارِ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَی» علیست
بشنو از احمد حدیثِ «حَیثُما دار» علی
تا ببینی هر طرف رو آوَرَد «حَق» با علیست
تیغش «أَنْزَلْنَا الْحَديد» و ضربتش «بَأْسٌ شَديد»
بهترین توصیف فتحش «لافَتَی اِلَّا عَلِی»ست
ذوالفقار، اثبات حق و نفیِ باطل میکند
بیگمان فاروق اعظم در جهان، تنها علیست...
🔸شاعر:
سید محمدرضا یعقوبی آل
#شعر
@Heydar_ali_moola
هرگز نمیرد آنکه علی شد امام او
ثبت است بر جریده عالم دوام او
هرکس که در بلند شدن برد نام او
ساقی به نور باده برافروخت جام او
از آن به بعد کار جهان شد به کام او
میگردد آسمان و زمین بر مدار عشق
هرگز نمیرد آنکه دلش شد دچار عشق
راه نجات، عاشقی و راه چاره عشق
بیچاره آنکه کار ندارد به کار عشق
خوشبخت آن کسی می افتد به دام او
دامی که آب و دانه در آن نیست بهتر است
سنگی که زیر پای علی رفت گوهر است
تا آسمان به زیر قدمهای حیدر است
عالم در اختیار غلامان قنبر است
از درک، خارج است مقام غلام او
ما را خدا بخاطر او آفریده است
در جسم ما هوای نجف را دمیده است
هرکس که طعم آب نجف را چشیده است
او در پیاله عکس رخ یار دیده است
ما بی خبر ز لذت شرب مدام او
مانند خوشه های ضریحش کسی ندید
از او فقط یکی ست، شبیهش کسی ندید
نقصی به نامه های صریحش کسی ندید
همسنگ خطبه های فصیحش کسی ندید
یک نقطه ی سیاه ندارد کلام او
شمشیر میکشد به دل مرده جان دهد
زلزال میشود که جهان را تکان دهد
تا مرگ را به هرکه بخواهد نشان دهد
گر هم صلاح دید کسی را امان دهد
خشم خدا نهفته میان نیام او
تا ذوالفقار را ز غلافش کشیده است
رنگ از رخ سپاه حرامی پریده است
شیطان فرار کرده به کنجی خزیده است
میراث او به حضرت مهدی رسیده است
شمشیرِ لا مَفَرّ مِنَ الْانتقام او
میآید آنکه چشم به راهش نشسته ایم
عمری در انتظار نگاهش نشسته ایم
چشم انتظار چهره ماهش نشسته ایم
او را ندیده و به پناهش نشسته ایم
چشمان شیعه فرش شود زیر گام او
زیباست از لبان نجیبش تبسمی
در منزلش اتاق ملاقات مردمی
قربان آن دو لب چو نماید تکلمی
بر دشمنان شیعه ندارد ترحمی
جانها فدای لحظه سبز قیام او
#محسن_مراد_نوری
#امیرالمؤمنین
#شعر
@Heydar_ali_moola
آرزو دارِ توییم ای سرمان گرم خیالت
کاش مرگ آید و ما را برساند به وصالت
زیر پایت غزل اشهدمان را که سرودیم
می فرستیم سلام و صلواتی به جمالت
ما کجا مدح تو گفتن؟ نفسی از تو شنفتن
وحی فرما به حرای شعرای کر و لالت
اینکه دستان تو را بوسه زده خلقت عالم
اختیاری ست که داده ست خدای متعالت
شاید از خویش بپرسی به سَلونی تو که هستی
ای که حتی نرسیده ست قد ما به سوالت
شرط اول قدم آن است که مجنون تو باشم
حافظ از عهد خدا گفته و از شرط وصالت
هرکه بی حُب تو سجاده نشینِ شب و روز است
عمر را سجده کنان می گذراند به بطالت
حکم حِلّیت و حُرمت، حَکَم آب و شرابی
خون مایی که به هرکیش حرام است حلالت
ای که از دار جهان جز دل ما هیچ نبردی
گاهی از لطف بیا سر کِشی مال و منالت
به سگان نجفت غبطه نخوردیم، که خوردیم
کار مایی که وبالیم فقط چیست؟ خجالت
کاش در عصر تو بودیم غباری سر راهت
سهم ما بود فقط یک قدم از شصت و سه سالت
عدل در راه سفر کردنت از خاک سفر کرد
بر مزار تو نشستیم به ترحیم عدالت
رضا قاسمی
#شعر
#امیرالمؤمنین
@Heydar_ali_moola
سپاه پلکهایش چند لشکر را تکان می داد
علی با خطبه خوانی قلب منبر را تکان می داد
به وقت زُهد سلمان را کرم می کرد و حاتم را
عیار راستگویی اش اباذر را تکان می داد
خودش نه پلک بر هم می زد و اینگونه بی پیکار
دل هر مالکی مانند اشتر را تکان می داد
به یک ضربه سرش را می بُرید از تن به آسانی
به سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان می داد
و جبرائیل درسش را به حیدر چون که پس می داد
علی بن ابیطالب فقط سر را تکان می داد
همیشه بعد دیدار علی از بس تحیُر داشت
یکی باید می آمد دوش قنبر را تکان می داد
میان گرد و خاک جنگ تا او را ببیند هم
علی بود آن که از جایش پیمبر را تکان می داد
نه در دنیا دل ما را که نام مرتضی قطعاً
به وقت مرگ هم اعضای نوکر را تکان میداد
مهدی رحیمی
#شعر
@Heydar_ali_moola
🍇🍇🍇دیوان اشعار 🍇🍇🍇
#غدیر
#بسیار_زیبا
اینکه از دستِ پیمبر دستِ او بالاست کیست
اینکه جمعش با نبی یک شعرِ بی همتاست کیست
اینکه در پایِ تنورِ خانهاش زهراست کیست
اینکه در قابِ خدا تصویرِ او تنهاست کیست
کیست این و کیست این و کسیت این ، تنها علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
باز تکلیفِ مرا این جام روشن میکند
این شرابِ کهنه من را فارغ از من میکند
این جنون آوارهام در کوی و برزن میکند
مدحِ او من را نه ، حافظ را هم اَلکَن میکند
از ازل تا تا ابد...حقحق و هوهو... یاعلی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
آسمان اینقدر پُر باران مگر هم میشود
ای خدا مانندِ تو انسان مگر هم میشود
جمع خشم و عشق و تیغ اینسان مگر هم میشود
در دو تَن_زهرا و او_یک جان مگر هم میشود
مصطفی شد مرتضی یعنی که شد زهرا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
حضرت اردیبهشت سالها و ماهها
روزها با نخلها و شب انیسِ چاهها
پیشِ تو همسُفره میگردد گدا با شاهها
میشود پیدا پس از تو چاهها از راهها
از علی نازل شدیم و رفتنِ ما تا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
حق علی و او حق و این دو تسلسل میشود
حق بده جبریل هم در محضرش هُل میشود
او صراطُالله او راهِ تکامل میشود
شانی از وَالعادیاتش مدحِ دُلدُل میشود
درکِ ما گُم شد وَ ما اَدراکَ ما مولا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
تا به میدان آمدی لشکر نفهمیدم چه شد
تَن دوتا شد سرجدا شد سر نفهمیدم چه شد
تا گرفتی از درَش خیبر نفهمیدم چه شد
آنچنان کَندی در از جا در نفهمیدم چه شد
آنچنان لرزید خیبر گفت واویلا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
ذوالفقارت آمد و بسیارها جا ماندهاند
چشمها از ضربِ تندت بارها جا ماندهاند
زیرِ ضربِ تیغِ تو سردارها جا ماندهاند
عَمرو عاصان رفته و شلوارها جاماندهاند
گفت عزائیلِ حیران بینِ این غوغا: علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
تیر بر پایِ تو خورد و از نمازت فیض برد
در رکوع آمد گدا از دستِ بازت فیض برد
آفرینش از قنوتِ چاره سازت فیض برد
عَمرو وَد از نازشصتِ تن نوازت فیض برد
شد کُمیل و میثم و سلمان و بوذرها علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
پیرزن چشم انتظارت بارِ نانش را بِبَر
مرکبِ طفلان ، به پشتت کودکانش را بِبَر
با جُزامی نان بخور غم از گریبانش بِبَر
یک تبسم کن به زهرا باز جانش را بِبَر
با حسین و با حسن گفتیم ما : بابا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
هرکجا که میرسد انگار محشر میرسد
زودتر از هر گدا آقا دَمِ در میرسد
هرچه دارد سُفرهاش نصفش به نوکر میرسد
بیش از خود او به حال و روزِ قنبر میرسد
کارِ ما با قنبر است و کارِ قنبر باعلی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
باده از اللهاکبر تا علیکم میخورَد
حسرتِ نانِ جواَش را سخت گندم میخورد
زخمها و زخمها از جهلِ مردم میخورد
ناسزاها را بجای هر تبسم میخورد
این نماز عشق باشد شد سجودِ ماعلی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
اینکه بر دوشِ پیمبر از شرافت پا گذاشت
رویِ دوشِ خویش عمری کیسهی خرما گذاشت
اینکه دنیا را خدا آورد پیشش جا گذاشت
لقمه لقمه نان دهانِ مردِ نابینا گذاشت
میخورَد اما همیشه خونِ دلها را علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
کربلا او آمد و در پیشِ آبآور نشست
کربلا او بود و بالایِ سرِ اکبر نشست
کربلا او دید تیری را که بر اصغر نشست
کربلا او ناله زد تا تیر تا خنجر نشست
میدود دنبالِ زینب عصرِ عاشورا علی
اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی
#شعر
@Heydar_ali_moola
صدا در آید از دیوار و از ما در نمی آید
که غیر از بهت از دیوانهی حیدر نمی آید
مرا در التجا طرزی است گرچه در نمازی تو
من آن تیرم که از شوق تو از پا در نمی آید
چه قبح است این که می گویند کس حیدر نخواهد شد!
مودب باش و گو دیگر چنان قنبر نمی آید
نمی افتد شگونی جز الوهیت به تم الفقر
برادر غیر شیر حق به پیغمبر نمی آید
به عین الله جایز نیست خفتن در همه احوال
به چشم شیر یزدان خواب از این منظر نمی آید
قیاس ذبح نفس و ذبح اولاد از سفیهان است
خلیل الله با یک سجده ی او بر نمی آید
نفوس قابل درگاه را گیرد ولو عقبی
اگرچه مهلت محض است و هرگز سر نمی آید
کدامین گوش کر گم کرده آواز سلونی را
چه می گویند آن سبوح بر منبر نمی آید
خدایا تر مکن اندازه ی مویی سر ما را
ز بارانی که از خمخانهی حیدر نمی آید
سر ” معنی ” بگیر و در غدیر خم شرابش ده
جگر تفتیدهام ، کار من از ساغر نمی آید
#شعر
#امیرالمؤمنین
@Heydar_ali_moola
عمريست مرا عيد همه سال غدير است
آري كه مرا احسن الاحوال غدير است
والله علي كعبه ي دلهاست ، وسوگند
بر روي زمين قبله ي آمال غدير است
اكمال ديانت به ولايت شده ، آري
اتمام نعم بر نبي و آل غدير است
بي مهر علي روح دمي زنده نماند
تو وقف غديري و دلت مال غدير است
با ذكر علي ميرسي تا قرب الي الله
مقصود سلوك همه ابدال غدير است
ديدار علي در دو جهان : آرزوي ماست
اميد همه ، غايت آمال غدير است
معراج محمد : همه با ياد علي بود
پرواز نماييد : پر و بال غدير است
ايمان صحابه به علي نقد و محك خورد
معيارترين سنجش و غربال : غدير است
سني بپسندد ؟ نپسندد ؟ چه تفاوت
شاداب ترين روز بهر حال :غدير است
مهدي است كنون وارث اورنگ امامت
فرخ رخ و عالي نسب از آل غدير است
حامد دل تو غمكده ي داغ حسين است
روزي كه تويي سر خوش و خوشحال غدير است
غالي نشدم ، نيستم از جرگه ي تقصير
فارغ ز همه قيل و هر قال ؛ غدير است
#عیدسعیدغدیرخم
#شعر
@Heydar_ali_moola
گوشها باز که امروز هزاران خبر است
خبری خوبتر از خوبتر از خوبتر است
صف ببندید که هنگام نماز روح است
در گشایید که جبریل امین پشت در است
همگی عید بگیرید که عید آمده است
این همان عید خدای احد دادگر است
سورۀ مائده خوانید که صد مائده نور
از خدا در دل هر آیۀ آن مستتر است
هر طرف مینگرم قافله در قافله دل
هر دلی بالزنان سوی علی رهسپر است
این همان عید غدیر است که در خم غدیر
گوشها یکسره بر خطبۀ پیغامبر است
خطبۀ ختم رسل حکم خدا مدح علیست
خطبهای که سندش مستند و معتبر است
ایها الناس هر آنکس که منم مولایش
این علی (برهمه)تا روز جزا راهبر است
این علی بعد نبی رهبر و مولای شماست
این علی منجی یک خلق به موج خطر است...
من همان شهر علومم همه باشید گواه
که علی تا ابدالدهر بر این شهر، در است...
گر دو صد کوه طلا در ره معبود دهید
بی تولّای علی جمله هبا و هدر است...
به سر دوش رسول و به کف پای علی
بنویسید علی بتشکن بیتبر است...
بی تولّای علی نیست رسالت کامل
ثمر باغ نبوّت همه از این شجر است
نخلها جمله گواهند خدا میداند
که #علی تشنه، ولی تشنۀ اشک سحر است...
#عیدسعیدغدیرخم
#عیداللهاکبر
#شعر
حاج غلامرضاسازگار
@Heydar_ali_moola
جز نسخهی او هرچه نوشتند شفا نیست
سعی است فقط -تاکه #علی نیست- صفا نیست
لال است زبانی که نچرخیده به مدحش
فرشست لوایی که به این شوق رها نیست
سرمستِ علی بودم اگر غرقِ گناهم!
بر مست که اِعمالِ مجازات روا نیست
بالاتر از این دست ندیدم همهی عمر
دستِ علی از دستِ خداوند جدا نیست
هرجا که در آن نامِ خدا هست علی هست
هرجا که در آن نامِ علی نیست خدا نیست
جز رویِ علی در همه آفاق ندیدیم
سهراب بگو خانهی آن دوست کجا نیست؟!
ماندم، اگر او نیز بشر بود، چرا بود؟!
ماتم، اگر این مرد خدا نیست، چرا نیست؟!
#شعر
@Heydar_ali_moola
مست آن شاهم كه مست اش هر پيمبر مانده است
تازه مستي با علي از حوض كوثر مانده است
من يقين دارم يقين دارم يقين دارم يقين
عقل ها از درك اوصاف علي درمانده است
انتهاي فهم آدم ابتداي مدح اوست
رازهاي سر به مهري بين دفتر مانده است
عده اي خوانده خدايش عده اي هم ناخدا
عالمي در حيرت اين نقطه آخر مانده است
ما كجا و بردن نام اميرالمومنين
در بيان فضل سلمانش اباذر مانده است
يك نم از درياي او نهج البلاغه خوانده شد
از كتاب اش صد هزاران باب ديگر مانده است
پيش او دارد ملك انگشت حيرت بر دهان
زاهد بيچاره در اوصاف قنبر مانده است
مرحب بيچاره حق دارد نفهمد شد دونيم
پيش حيدر هر كه ميدان رفت بي سر مانده است
تا علي را ديد در از ترس از جا كنده شد
نعره هاي حيدري در گوش خيبر مانده است
دلبري دارم كه او ممسوس در ذات خداست
سجده ي طولاني ما سمت حيدر مانده است
✋
✍محسن صرامی
اللهم عجل لولیک الفرج
#شعر
@Heydar_ali_moola