˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‹ لینک چت ناشناس › باتی :https://abzarek.ir/service-p/msg/3312411 رویا : https://abzarek.ir/service-
ما چون شهرمون نمیزنن کل فامیل ریختن خونمون کلی جنگ زده اومدن اقا یه وضعیه
.
😂😂
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‹ لینک چت ناشناس › باتی :https://abzarek.ir/service-p/msg/3312411 رویا : https://abzarek.ir/service-
تروخدا پیاما رو بزار خجالت میکشم برم پیوی اقا چش قشنگه😂🫣
.
عه، نازم بلدید کنید؟
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‹ لینک چت ناشناس › باتی :https://abzarek.ir/service-p/msg/3312411 رویا : https://abzarek.ir/service-
وقتی طرفو واقعا میخوای ولی یسری ملاک های تو رو نداره باید چیکار کرد؟
این طرز تفکر من که میگم اون ادمو عمون طور که هست دوست داشته باش اشتباهه؟ ایندم خراب میشه؟
.
طبیعتا تو نمیتونی کسی رو تغییربدی
اون اگه براش مهم باشی سعی میکنه تایپ توشه ..
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
‹ لینک چت ناشناس › باتی :https://abzarek.ir/service-p/msg/3312411 رویا : https://abzarek.ir/service-
سلام باتی خانوم امیدوارم خوب باشی
میخواستم بپرسم اگه رفیق جنس مخالفی داشته باشی که پنج ساله باهاش دوستی و این یک سال اخیر زیادی نیست و به گفته خودش درگیر کار و دانشگاهش و هر دفعه یکماه هم اف میزنه و تو بیخبر باشی ازش و وقتی میاد هم هیچ توضیحی نمیده چیکار میکنیییی من واقعا گیر کردمممم بین دو راهی هیچ احترامی این وسط برای من قائل نیستتتت لطفا راهنماییم کن:)
.
ققط ی جمله ، هرروز۲۴ساعته هرماه۳۰روز ، اون یک دقیقه برای پیام دادت ب تووقت نداشته باشه؟
💭بحثِ امشب : عکس یه وسیله ، یادگاری ، نامه .. هرچیزی که باهاش خاطره داری رو بفرست و داستانشو واسمون بگو :)
📬برایِ جواباتون :
سایت زیر قابلیت ارسال عکس داره
https://daregooshy.ir/secret/2343588
و یا ارسال عکس به ایدیِ @
`𝙅𝙤𝙞𝙣⤍@HiddenChat
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
💭بحثِ امشب : عکس یه وسیله ، یادگاری ، نامه .. هرچیزی که باهاش خاطره داری رو بفرست و داستانشو واسمون
تولدم توی جنگ دوازده روزه بود و نتونستیم ببینیم همو
بعدش اینو دریافت کردم😁
پن: به نون لواش و کنترل پکیج توجه نکنید😂😭
.
خدا شانس بده، اگه مال ما بود میگفت ایشالا سال بعد 😔😂
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
💭بحثِ امشب : عکس یه وسیله ، یادگاری ، نامه .. هرچیزی که باهاش خاطره داری رو بفرست و داستانشو واسمون
کتابخونه من و رفیقم درحال درس خوندن بودیم
یه دفعه یه دختر خانومی اومد نشست با هدفون تو گوشش و تبلت و بند و بساطش و پایه گوشی و...
روبروشم ما نشسته بودیم
پایه گوشی ماهم یا جامدادی بود، یا وسایلای دم دستی
خلاصه که یکی از موقعیت هایی بود که تا مغز استخون اختلاف طبقاتی رو حس کردیم.
ولی بازم خدایا شکرت😂🎀
عکس برای سال۱۴۰۴
.
آخیی الهی🤣😭
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
💭بحثِ امشب : عکس یه وسیله ، یادگاری ، نامه .. هرچیزی که باهاش خاطره داری رو بفرست و داستانشو واسمون
یه روز که حال روحی خوبی نداشتمبه پدر یه پیام دادم که حالم خوب نیست
و خب پیاممو سین نزده امد خونه
منم که خیلی ناراحت شدم درِ خونه رو که باز کردم دیدم با این گلای خوشگل وارد خونه شد و گفت اینا برای توعه و حالم واقعا خوب شدددد🥲
همون موقع بود که فهمیدم خدا یه نعمت خیلی خوب به نام پدر بهم داده🫠✨️
.
عزیزممم، خداهمه باباهارو ازجمله بابای شمارو حفظ کنه🌚🌹
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
💭بحثِ امشب : عکس یه وسیله ، یادگاری ، نامه .. هرچیزی که باهاش خاطره داری رو بفرست و داستانشو واسمون
سلام یادگاری من از بهترین دوستم
فکر می کنم کلاس هفتم بودیم آخر های سال بود و اون ها قرار بود از اینجا برن یه جای دیگه و اون روز تولدش به همه ی دوست هامون این خرس کوچولو رو به عنوان یادگاری داد و ۶ سال باهم رفیق صمیمی بودیم🥺🥲
ولی دیگه در اون حد با هم صمیمی نیستیم اما ارزش اون سال های گذشته باهم رو داشت🙂
.
چقد اون حرف اخرتو دوست داشتم
چقد قشنگه اگه قراره آدمی از زندگیمون بره خاطره های خوبش فقط تو خاطرمون بمونه
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
💭بحثِ امشب : عکس یه وسیله ، یادگاری ، نامه .. هرچیزی که باهاش خاطره داری رو بفرست و داستانشو واسمون
انگشتر دستم(میدونم عکسش بده کات زدم🤧🤣)
این انگشترو کراشم انتخاب کرد😌
بعدم دستش کرد گفت خیلی خوشگله حیف برای توعه🤣
خلاصه دو سال از این ماجرا میگذره دوساله که از تو دستم در نیوردم🤧🤣
.
اگه الان هنوز کراشته بنظرم درش بیار دیگه آبی ازش گرم نمیشه😂
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
انگشتر دستم(میدونم عکسش بده کات زدم🤧🤣) این انگشترو کراشم انتخاب کرد😌 بعدم دستش کرد گفت خیلی خوشگله ح
واقعا پروفشم این انگشتر دستشه
˺ ناشناسِ 𝟤𝟧:𝟨𝟣 ˛
💭بحثِ امشب : عکس یه وسیله ، یادگاری ، نامه .. هرچیزی که باهاش خاطره داری رو بفرست و داستانشو واسمون
ما از آذر ۱۴۰۲ باهم ۶ ماه دوستی کردیم
بعدش وارد رابطه شدیم
چون اون شغلش طوری بود ک نمیتونست راحت بیاد بیرون اون تایم ناهارش رو برای من میزاشت و میرفتیم دم محل کارش غذا میخوردیم
دوستم داشت ، دوستش داشتم..
شهریور ۱۴۰۳ اینو بهم داد و گف عاشقتم
هروز همو میدیدیم هروز...
همه کاری برای هم میکردیم
همچی خوب بود
عالی بود
اما ابان ۱۴۰۴ دیگه دوستم نداشت
وقتی برای من نداشت
دیگه نمیومد همو ببینیم وقتی میرفتم محل کارش و رد میشدم دیگه نگام نمیکرد
سالگردمون ک شد آذر ۱۴۰۴
براش کلی نوشتم ک چقد از بودنت خوشحالم و اون گف عه چقد زود گذشت.. همین
و دقیقا همون شب ترکم کرد..
ازش فقط این تیکه کاغذ
فقط خودکار اکلیلی
فقط گل های خشک شده
و فقط عشق و علاقه ی خاک خورده در قلبم موند...
برای کسایی ک نتونستن خط بدشو بخونن
ازینکه دارم همه چیزای قشنگ رو با تو تجربه میکنم خیلی خوشحالم
بابایی عاشقته
.
خنده رو لبم خشک شد دختر💔