ࢪاꥉࡄٮٓش𐨆𐨆 فࢪاꥉمـوش𐨆𐨆 ڪࢪدن𐨆𐨆ـی𐨆 دࢪ ڪـاꥉࢪ ن𐨆𐨆بود ، فقط به ن𐨆𐨆بودن𐨆𐨆ٮٓ عـاꥉدٮٓ ڪـࢪده اꥉم
- در عمــق ِ آیـنه ، غریبـهای آشنـا به من لبخـند مـیزند .از کدام دیـار آمدهای ، ای شبـح ِ گمشـده در نـور . ؟
آیا تویـی ، آنکه روزی بودم . ؟ و اکنون خاطـرهای از او مـانده است . ؟ . .