کاش می دیدم چیست ..
آنچه از عمق تو تا عمق وجودم جاریست ..
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را
می خوابانی
آه وقتی که تو چشمانت ..
آن جام لبالب از جان دارو را
سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویران گر شوق
پر پرم میکند ای غنچه رنگین پر پر
من ، در آن لحظه كه چشم تو به من مینگرد
برگ خشكيده ايمان را
در پنجه باد ،
رقص شيطانی خواهش را ، در آتش سبز !
نور پنهانی بخشش را ، در چشمهٔ مهر !
اهتزاز ابديت را میبینم !
بيش از اين ، سوي نگاهت ، نتوانم نگريست ..!
اهتزاز ابديت را يارای تماشايم نيست ..!
كاش می گفتی چيست ..
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست!؟
_ فریدون مشیری .
هدایت شده از City of stαrs
اگه یه روزی نبودم و خواستی برام یه کاری انجام بدی، دراز بکش روی چمنها و چشمهاتو ببند و اسمم و پشت سر هم بگو. یادم بیفت، بهم فکر کن، پنجدقیقه، دهدقیقه، انقدر که حس کنی صداتو شنیدم و کنارتم. وقتی کنارت نشستم باهام حرف بزن. بگو چی روی شونههات سنگینه، باهام گریه کن، بذار امن بمونم. اگه یه روز نبودم توی ذهنت امن نگهم دار. راهم و باز کن تا باز هم سبکترت کنم. اگه یه روز نباشم، تنها آرزوم اینه که کاش میشد باز هم برات خوب باشم.
من ُ او ..
و باز هم داستانِ دستهایمان..؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا