人間失格
( خودم که عمرا انجامش بدم)
( میخوام بمیرم که از این درد راحت بشم نه اینکه گرفتاری یه درد دیگه هم تحمل کنم)
人間失格
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه ی پر درد شراب فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزا
امروز تو را دسترس فردا نیست
و اندیشه ی فردات به جز سودا نیست
ضایع مکن این دل از دلت شیدا نیست
کین باقی عمر را بها پیدا نیست
- خیام
人間失格
امروز تو را دسترس فردا نیست و اندیشه ی فردات به جز سودا نیست ضایع مکن این دل از دلت شیدا نیست کین با
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
- خیام