eitaa logo
حسینیه ی شعرا
265 دنبال‌کننده
83 عکس
287 ویدیو
11 فایل
خاطرت جمع در این عرصه ی ویرانی ها علم افتاده به دستان سلیمانی ها ارتباط: @Ana_Yamanii
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5976471688445952782.mp3
زمان: حجم: 13.3M
✍《 》 ▪️ ➕دیدم که بی تو خیمه قبر ربابه | دیدم که بی تو حال عمه خرابه 🎤 @Hoseinie_Shoara
3.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍《 》 ▪️ ➕می خوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم | اونجا که گنبدش طلاست 🎤یادی از شاعر دلسوخته و ولایی زنده یاد @Hoseinie_Shoara
4_5976471688445952702.mp3
زمان: حجم: 10.15M
✍《 》 ▪️ ➕وقتی که همه رفیقام منو تنها میزارن | نوحه زیبا و تاثیرگذار 🎤 @Hoseinie_Shoara
4_5791798664632468016.mp3
زمان: حجم: 7.02M
✍《 》 ▪️ ➕ألا نوحوا و ضجوا بالبکاء | آه آه على السبط الشهید بکربلاء | زیبا و جانسوز 🎤 @Hoseinie_Shoara
#لبیک_یا_حسین گر چه #دنیا همه زیباست ولی بی تردید بهتر از صحن حسین در همه ی عالم نیست @Hoseinie_Shoara
یاغی نی‌ام ترحمی ای پادشاه حُسن گردن کشیده‌ام که تماشا کنم تو را ✍ @Hoseinie_Shoara
بخشنده‌ای بخشیده‌ای نعلین پا را صاحب کرم هستی بگیری دست‌ها را رفتی و خوردی با جذامی‌ها غذایی عالم ندیده پیش هم شاه و گدا را هر کس که بوسیده‌ست دستان کریمت والله بوسیده‌ست دستان خدا را دردی اگر باشد که درمانی ندارد از دست تو حس می‌کند طعم دوا را رزاق عالم هستی و عالم مریدت لطف مدامت داده روزی ما سوا را اصلا کرم بی‌نام تو معنا ندارد نام تو زینت داده آقا هر کجا را الحق برازنده‌ست آقایی برایت می‌خواهم از دستت برات کربلا را ✍ 🔸حسینیه ی شعرا @Hoseinie_Shoara
#لبیک_یا_ابا_عبدالله از تربت تـــو در گِل ما آغشتند از خاک توییم و به تو بر میگردیم @Hoseinie_Shoara
#لبیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا هِے گِره باز گره، باز گره روی گره روی این پنجره یڪ فرش دعا بافتہ اند @Hoseinie_Shoara
1.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍《 》 ▪️ ➕اگر تو جود کنی حاتمی نمی ماند | کوتاه و زیبا 🎤 @Hoseinie_Shoara
🌹خاطره ای از زنده یاد حبیب الله چایچیان | «آمدم ای شاه پناهم بده» چگونه سروده شد؟ 🌻«مادرم در آخرین لحظاتی که خدمت شان رسیدم، همیشه آن حال و هوای ارادت به چهارده معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم. دکتر مشغول گرفتن نوار شد و وقتی خواست برود متاسفانه مادرم سکته دیگری کرد. 🌻من به دکتر آن را اعلام کردم. دکتر خطاب به من گفت: «فردی که این گونه سکته کند کمتر زنده خواهد ماند!» به هر حال دکتر راهی شد و من خدمت مادر برگشتم و به ایشان عرض کردم، شما آرزویتان چیست؟ ایشان گفت آرزوی من این است که یک بار دیگر حضرت رضا (ع) را زیارت کنم. و این نکته را هم بگویم که راه رفتن ایشان خیلی سخت بود و حال خوبی نداشت و من دو بازوی مادر را می‌گرفتم تا بتواند یواش یواش حرکت کند. 🌻با هواپیما به سمت مشهد رفتیم. نمی‌دانم در ایام تولد حضرت رضا(ع) بود یا شهادت، حرم خیلی شلوغ بود. وارد شدن به حرم هم یقیناً مشکل و حتی برای مادرم غیرممکن بود، گفتم مادرجان! از همین جا سلام بدهی زیارت است. گفت: «ما قدیمی‌ها تا ضریح را نبوسیم، به دلمان نمی‌چسبد» گفتم: دل چسبی‌اش به این است که حضرت جواب بدهد. هرچه کردم دیدم مادر قبول نمی‌کند. 🌻خلاصه بازوی مادر را گرفته بودم و همین طور به سمت ضریح حرکت می‌کردیم؛ در همین حال دیدم که حال شعر برایم فراهم شد، من تمام توجه‌ام را به شعر و الهامی که عنایت شده بود دادم، دیدم زبان حال مادرم است نه زبان حال من! و شعر تا «تخلص» رسید. وقتی شعر به «تخلص» رسید دیدم مادرم با آن ازدحام که آدم سالم نمی‌تواست برود. خودش را به ضریح رسانده بود و داشت ضریح را می‌بوسید و من هم ضریح را بوسیدم و این شعر در حقیقت زبان حال مادرم در آخرین لحظات عمرش است. یکی از خادمین اهل بیت(ع) که آذری‌زبان هست این شعر را خوب و عالی خوانده است.» 🔸حسینیه ی شعرا @Hoseinie_Shoara