خاطرات میان بُعدی
دارم به طرز عجیبی خودم رو با یوکی خفه میکنم-
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خاطرات میان بُعدی
داداشم میگه بریم مترو؛ ولی نمیدونه که من از مترو نفرت دارم.
اضطراب اجتماعی میگیرم به مترو فکر میکنم.
خاطرات میان بُعدی
اضطراب اجتماعی میگیرم به مترو فکر میکنم.
اون بحثش جداست؛ من دارم درباره دوکجا حرف میزنم.😞
خاطرات میان بُعدی
اون بحثش جداست؛ من دارم درباره دوکجا حرف میزنم.😞
همه چی از یک مترو شروع شد.😞