قسمت پانزدهم
#سازمان_یهود
ولادت حضرت مسیح،
سم پرانی یهود و
قدرت نمایی ایران در جهان !!!
🔹۵۳ سال قبل از میلاد وقتی ایران ها در نبرد حران با بولدوزر از روی رومی ها رد شدند، به رومی ها خ برخورد و خواستند جبران کنند!
🔹رومی ها دوباره به فرماندهی آنتونیوس به دل ایرانی ها زدند ولی دوباره شوخمیده شدند و دست از پا درازتر برگشتند اروپا!!!
🔹رومی ها دیدند حریف نمی شوند تصمیم به مذاکره گرفتند و آخرش در ۲۰ سال قبل میلاد با فرهاد چهارم (چهاردهمین شاه اشکانی) کنار آمدند !
🔹فرهاد چهارم دو سال قبل میلاد مسیح ، توسط زنش (کنیزی رومی که هدیه اپراتور روم بود و بعد تولید ناز و عشوه ، تبدیل به همسر فرهادچهارم شد) و پسرش فرهادک کشته شد !
🔹زمان میلاد مسیح ، پادشاه ایران ترکیبی بود !!! فرهادپنجم و مادرش (ملکه موزا) دو تایی مملکت رو میچرخوندن که بعد شش سال سلطنت ، به روم فرار نمودن!
🔹در روم هم آگوستیوس " که از ۲۷ سال پیش از میلاد مسیح استارت امپراتوری روم رو زده بود و تا ۱۴ سالگی حضرت مسیح پادشاهی کرد!
۴۱ سال !
🔹اما در سزمین یهود چه خبر بود؟!
🔹در آستانه ولادت مسیح ، سرزمین یهود یه خر تو خری خاصی رو سپری میکرد!
یهودیان زیر بلیت رومی ها زیست میکردن درحالی که از یک کشور تبدیل به یک استان روم شده بودند!
🔹چهار پنج قرن قبل، وقتی زروبابل (فرستاده هخامنشیان)به ایران برگشت ، خیلی از اشراف یهود در ایران ماندگار شده بودندو یه عده دیگه شون در بین النهرین جا خوش کرده بودند!
بعدها در درگیری داخلی هم هیرود پادشاه یهود، خاندان حشمونی (همون مکابیان) رو قتل عام کردند!
🔹خاندان هیرود به سمت رومی ها غش کرده بودن و زیاد روی یهودی بودنشان تعصب نداشتند و خ از فک و فامیلاشون رو هم هُل دادن به ارمنستان!!!
(ارمنستان ، اون موقع لاکچری نشین بود!)
🔹" آگریپای اول" هم که توسط امپراتور روم شاه اورشلیم شد (آخرین شاه یهود بود!) در رم درس خوانده بود و رفیق گرمابه و گلستان رومی ها بود و بیشتر دنبال آبشنگولی و عشق و حال بود تا یهودی بازی !
🔹اما یه ترکیب خاصی از اشراف یهود در معبد، ویراژ میدادند و روی قوانین تعصب داشتند:
صدوقیون و فریسیون
(اطلاعات بیشتر در کتاب زرسالاران یهود )
🔹یهود یه شورایی هم به نام سنهدرین داشتند که شامل مراجع دینی یهود و خاخام ها و کاهنان بود!
🔻این همون شورایی بود که حکم قتل حضرت مسیح رو امضا کرد😳!
🔹عجیبه ؟!
فکر کنید به فرض ، علمای اسلام (مفتی ها و شیوخ ) حکم قتل امام زمان رو بعد از ظهور بدن !!! (البته بعید نیست!)
🔹 اوایل ، قدرت شورای سنهدرین در اختیار صدوقیون بود ولی از ۴۰ میلادی به بعد(بعد از عروج حضرت مسیح) ، پادشاه «آگریپای اول» که با فریسیون حال میکرد ، شورا رو داد دستشون !
🔹این شورای سنهدرین یه قدرت عجیبی داشت ، اولش تو بیت المقدس بود بعدش رفتتند بین النهرین ! یه مدت هم رو مخ ایرانیا و ساسانیان بودند و آخرین باری هم که تشکیل جلسه دادند در اروپا و به درخواست ناپلئون بود!!!
🔹دو سه تا خانواده پر نفوذ یهودی، تقریبا همه کاره اورشلیم بودند:
خانواده های هیلل،صدوق و بصیرا ( که از بین النهرین به اورشلیم آمده بودند و هیرود پادشاه خ قبولشون داشت!)
🔹این سه تا خاندان با هم رقابت داشتند و همش خ نرم و آرام برای ماندن در قدرت ،تو سر و کله هم میزدند مثلا میگن روزی که شورا حکم اعدام مسیح رو داد خانواده" هیلل" رئیس شورا بودند!
🔹یکی از اصلی ترین روحانیون همدوران حضرت مسیح ، یوحنان بن ذکایی بود که سرش قسم میخوردن و شاخش کردن برای حضرت عیسی! این آقا تو تیم خانواده خاخام پرور «هیلل» بود !
🔹جالبه منابع یهودی، جرم حضرت عیسی رو گمراهی و آشوبگری و جادوگری اعلام کرده بودند!
🔹سه دهه بعد از عروج حضرت عیسی،تنش های مذهبی در سرزمین یهود تبدیل به یه بحران شده بود و در آستانه انفجار بود!
🔹سال۶۶ میلادی جرقه زده شد!
🔹جرقه از توهین به مقدسات در قیصریه شروع شدو بعدش که فرماندار رومی اورشلیم خزانه معبد رو خالی کرد، ملت فهمیدن و بزن بزن شروع شد!
🔹شورش ها ادامه داشت تا این که"نرون" امپراتور روم ، ژنرال وسپاسییان رو فرستاد تا غائله رو بخواباند!
🔹ژنرال هم رحم نکرد و همه جا رو صاف کرد و فقط اورشلیم مانده بود که بهش خبر دادند نرون خودکشی کرد!
🔹ژنرال هم که مدعی تاج وتخت بود لشکر رو به پسرش سپرد و رفت به سمت روم!
🔹پسر کار نکرده پدر رو تمام کرد و در تابستان ۷۰ میلادی در یک عملیات وحشیانه و بعد از محاصره هفت ماهه اورشلیم، به صغیر و کبیر رحم نکرد !
🔹معبد دوم به آتش کشیده شد ، اورشلیم هم نابود شد و اونایی هم که جان سالم به در بردند به عنوان برده و کنیز فروخته شدند!
🔹پسر که حالا بچه امپراتور شده بود لشکر رو سپرد به رفیقش و خودش هم رفت پیش بابا بخور بخور!
🔹 سرزمین یهودیه نفس های آخرش رو میکشید و یهودیان باقیمانده دنبال سوراخ موش بودند و داشتند با آوارگی کنار میومدن!
🔻@Hs_Land || تاریخاتور
تاریخاتور
🔹۵۳ سال قبل از میلاد وقتی ایران ها در نبرد حران با بولدوزر از روی رومی ها رد شدند، به رومی ها خ برخو
🔻زیاد روی حضرت مسیح مانور ندادیم ولی احساس میکنم باید تاریخ مسیحیت هم اینجا اضاف بشه به سازمان یهود، چون خ بهم وابسته ان!!!
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹مقابل ایرانیان زانو خواهید زد!
یک کار قشنگ و تمیز ،
روزی که امپراتور روم مقابل ایرانی جماعت
زانو زد!
قبلا در این مورد صحبت کردیم
👇
https://eitaa.com/Hs_Land/1430
🔹ماجرای این عکس؟!!!!!
🔻۲۲دی ۱۳۹۴، تنها چند دقیقه از آخرین سخنرانی اوباما در کنگره نگذشته بود !
او در حضور فرماندهان ارشد نظامی آمریکا از قدرت بی رقیب آمریکا در جهان میگفت و بی مهابا رجز میخواند !!! خیلی وحشی شده بود!
خداییش هم راست میگفت!
همه جوره بی رقیب بودند!
اما فقط چند دقیقه بعد؟!
یک جرقه در خلیج فارس زده شد ،
دودش از کاخ سفید بلند شد!😆
در حوالی جزیره فارسی،
دو شناور آمریکایی با نُه تفنگدار به اشتباه وارد آب های سرزمینی ما شدند!!!!(تا ۱۲ مایلی خط ساحلی هر کشور آب های سرزمینی هست)
یکی از عجیب ترین دوئل های تاریخ اینجا شکل گرفت !
چهار پنج تا جوان دهه هفتادی پاسدار با گرمکن ورزشی و کلاش به دست
یک طرف!
تفنگداران ویژه دریایی ایالات متحده تا خرخره مسلح ، طرف دیگر!!!
نتیجه اش شد این عکس!
بی رقیب ها ، مثل بز زانو زدند
مثل پدر والرین !!!
میخواستن یه جوری ماستمالی کنند ولی دیر شده بود!
عکس و فیلم ها ،
کل دنیا پخش شده بود!
آبرویی رفت از آمریکا !
آمریکایی که به زانو می آورد،
حالا زانو زده بود!
جالب تر این که، ۲۸سال پیش ، نادر مهدوی و رفیقاش در همین نقطه خلیج فارس ، آمریکای ابرقدرت رو برده بودند زیر چک و لگد !
و این انتقال قدرت، نسل به نسل ادامه دارد !
🔻@Hs_Land || تاریخاتور ||
🔹افراسیاب بعد از ازدواج دخترش، یه قسمت از سرزمین توران رو در اختیار دامادش قرار میده!
🔹سیاوش هم در اولین حرکت، یه شهر خوش آب و رنگ رو در حوالی سیستان(شایدم مازندران) به اسم گُنگ دژ درست میکنه !
🔹 یه روز پیران (وزیر افراسیاب) میره گنگ دژ و بعد دیدن عظمت شهر ، کف بُر میشه !
🔹پیران میبینه که سیاوش تو فکره !
میگه چِتِه پسر؟!!!
🔹سیاوش میگه من طالع بدی دارم و بزودی خون و خونریزی راه میفته و من به دست افراسیاب به قتل میرسم 😳
🔹پیران که تاثیر زیادی در پیشرفت سیاوش داشت بهش گفت این فکرا رو از ذهنت بکش بیرون و بچسب به زندگیت!!!
🔹پیران میره پیش افراسیاب و حسابی از دامادش تعریف میکنه و بعد یه مدت افراسیاب به سیاوش پیغام میده که تو که اینقد مهندسی ، برو یه شهر باشکوه دیگه مثل گنگ دژ درست کن!
🔹سیاوش هم میگه چشم و دست دو زنش رو میگیره و میره یه شهر لاکچری دیگه به اسم « سیاوش گرد » رو میسازه!!!
🔹« سیاوش گرد » یه شهر فوق پیشرفته با کاخ ها و برج های بلند بود که چشم همه رو در آورده بود !
🔹بعد یه مدت گذر « پیران » دوباره به «سیاوش گرد» میخوره و دوباره با دیدن یه اَبَرشهر دیگه، کف بُر میشه !
🔹پیران بعد یه مدت گشت و گذار میره کاخ افراسیاب و حسابی از سیاوش و شهر تازه تاسیسش تعریف میکنه!
🔹افراسیاب شک میکنه و به برادرش گرسیوز ماموریت میده که بره « سیاوش گرد » و آمار سیاوش رو دربیاره!
(گرسیوز از اول با سیاوش خوب نبود)
🔹گرسیوز با هیئت همراه به شهر سیاوش میرسه و با دیدن دم و دستگاه شاهزاده ایرانی ،پشماش فر میخوره و فشاری میشه!
🔹این وسط پسر سیاوش از هم جریره به دنیا میاد! اسمش رو گذاشتند « فرود »!
🔹گرسیوز هم بعد یه مدتی با حسادت فراوان به نزد افراسیاب برمیگرده و حسابی چوقولی سیاوش رو میکنه!
میگه بزودی با یه لشکر میاد سراغت و کرک و پرت رو میریزه!
🔹افراسیاب باور میکنه و گرسیوز که دنبال پادشاهی بود ، رابطه بین افراسیاب و سیاوش رو شکرآب میکنه و دوطرف رو به جون هم میندازه !!!
🔹دو طرف لشکرکشی سنگینی راه میندازن و با هم شاخ به شاخ میشن !!!
🔹سیاوش که از اولش هم بچه مثبت بوده میگه من قصد جنگ و کشتار ندارم و این حرفا و سلاحش رو تحویل میده! بعدش خودش رو تسلیم میکنه!!!
🔹افراسیاب هم گرگ روزگار بوده رحم نمیکنه و دستور میده سیاوش رو حذفش کنن و مفت مفت شاهزاده ایرانی رو در شهر غریب گردن میزنن و میکشنش!!!!
🔻@Hs_Land || تاریخاتور ||
🔴 قسمت سوم
#تاریخ_آمریکا
تار و مار سرخپوست ها
و ورود اولین مرحله سیاهپوستان به قاره آمریکا
🔻گفتیم که کريستف کلمب و تیره و ترکه ش، به یه بیابون برهوت و خلوت نرفته بودند! بلکه به سرزمینی رسیدند با فرهنگی توپول!
🔻بومیان نیمکره غربی فقط یه باگ عُظما داشتند و این که مثل ایرانیان و مصری ها و تمدن های ديگر، زبان نوشتاری و خط نداشتند تا تاریخشان رو مکتوب کنند و بهمین خاطر راحت تر بدست استعمار له میشدند!
🔻با این حال این بومیان ، آدم های معمولی نبودند و تمدن چندین هزارساله ای داشتند!
از فنون کشاورزی و نحوه آبیاری و قوانین زندگی اجتماعی تا ساخت و سازها، نشان میداد که تمدنی چند هزارساله مثل خودمان داشتند!
🔻از آن طرف ، آن همه طلا و جواهراتی که از آمریکا به اسپانیا رفته بود تاثیری در زندگی مردم عادی نداشت و این پول رفته بود تو جیب شاهان اسپانیا تا راحت بتوانند در دنیا اسکی بروند و عربده بکشند !
مزدور اجیر کنند و جنگ راه بندازند و آخرش ، آه پشت این پول ها ، اسپانیاییا رو به چوخ داد!!!
🔻یه کمی آن طرف تر در ۱۵۸۸ در حالی که شاه عباس کبیر ایران مقتدر رو ساخت و تو سر و کله ازبکان و عثمانی ها میزد،امپراتوری اسپانیا در جنگ دریایی #آرمادا از انگلیسیا شکست سنگینی خورد و قدرت به نفع ننه الیزابت در دنیا در حال جابجا شدن بود !
🔻حالا نوبت انگلیسیا بود که دل و روده سرخپوستا رو بیرون بریزند!
🔻انگلیسی ها که سولاخ رو پیدا کرده بودند، از چپ و راست ریختند شمال قاره آمریکا و هرچی رو میدیدند می پوکوندند!!
پاتوق اولیه انگلیسیا ویرجینیا و ماساچوست در شمال شرق ایالات متحده بود!
🔻انگلیسیا علاوه بر خودشون یه عده شاسگول به اسم "پیوریتنها" هم به آمریکا برده بودن که فکر میکردن آمریکا همون ارض موعود هست و این جماعت هم شروع کردند به تار و مار بومیان !
🔻خلاصه اینکه مسابقه بود سر نسل کشی!
🔻یه نمونه ش ، ویلیام برادفورد در کتاب " تاریخ مستعمره پلیموت" میگه :
"سرخپوستایی که از آتش میگریختندبا شمشیر کشته میشدند . بعضی ها تکه تکه و بعضی ها با یک ضربت شمشیر دو تکه میشدند!
مشاهده کسانی که در آتش کباب میشدند و نهری که از خون مقتولان جاری بود و بوی سوختگی و تعفن به مشام میرسید،
ولی ارزشش را داشت!"
🔻انگلیسیا علاوه بر قتل عام، یه تجربه تاریخیشان رو هم در زمین پیاده کرده بودند و آن هم" اختلاف بنداز حکومت کن" بود!!!
اونا سرخپوستا رو هم به جان هم انداخته بودند!
🔻انگلیسیا و سرخ پوست ها یه چهل پنجاه سالی تو سر و کله هم زدند که این وسط تلفات بومی ها بیشتربود چون تجهیزات نظامی این بدبختا در برابر اروپاییا قابل قیاس نبود!
🔻در سال های ۱۶۰۹ و ۱۶۱۰ ، قحطی افتاد به جان انگلیسی ها! جوری که شروع کردتد به مدفوع خوری و جنازه خوری !
🔻اینا که جز آدمکشی و پاره کردن کاری بلد نبودند، تازه فهمیدند که شکمشون رو باید خودشون سیر کنند !
🔻 خلاصه اینکه انگلیسیا زدند تو کار صافکاری زمین ها و داشت و کاشت و برداشت! و حتی تنباکو هم کاشتند و برای اولین بار به اروپا صادر کردند !
🔻جنتلمن های نچسب انگلیسی ، اینجا فهمیدند که ای بابا ! اداره این زمین ها بدون کارگر که نمیشه!!!!!
اینجا جرقه برده داری هم خورد !
کارگرهای مفت !
🔻سال۱۶۱۹ یک کشتی مرموز هلندی در بندر جیمزتاون(در مستعمره ویرجینیا) پهلو گرفت !
فکر میکنید بار چه بود ؟!!!
برده های سیاه آفریقایی!
🔻ویرجینایی ها برای مزارع ذرت و تنباکوی خود نیاز شدید به کارگر مفت و ارزان داشتند و چه چیزی بهتر از برده های سیاه افریقایی!
🔻حالا نوبت سیاهپوستا بود !
🔻جان باربوت اینگونه روایت میکند:
"همه برده های سیاه پوست را در ساحل لخت میکردند!
پزشکان اروپایی تا کوچکترین اندام هایشان را معاینه میکردند و آن هایی که سالم بودند را جدا میکردند و مهری مخصوص و آهنی که در آتش سرخ شده بود را روی سینه شان میزدند!!!😡 روی برده برند شرکت های فرانسوی ،انگلیسی و یا هلندی حک میشد!!!"
🔻بعدش اینا رو مثل گوسفند در کشتی بار میزدن و میبردند آمریکا!!!!
🔻فاصله ی میان طبقات کشتی فقط پنجاه سانت بود ! یعنی بدبختا حتی نمیتوانستند غلت بزنند!
پا و یا گردن برده ها را با زنجیر به کف انبار میبستند و .....!
🔻معمولا از هر سه برده ، دوتاشون بین راه تلف میشد ولی باز هم میصرفید و تجارت برده ، چرب و چیلی بود!
🔻بعضی برده ها هم بین راه خودشان را داخل آب می انداختند و بیخیال زندگی میشدند!!!
🔻تجارت برده، اولش در انحصار هلندی ها بود و بعدش بازار افتاد دست انگلیسی های نامرد حقه باز!
🔻سال ۱۷۹۵ فقط در بندر لیورپول،صد کشتی حمل برده بود😩 و نصف تجارت برده اروپا در همین بندر اتفاق میافتاد!!!
🔻برده داری در اروپا و آمریکا تبدیل به یک صنعت شده بود و تا سال ۱۸۰۰، ده تا ۱۵ میلیون آفریقایی به قاره آمریکا حمل شده بود!!!
🔻جامعه آرزوها یعنی آمريکا در آستانه شکل گیری بود، ولی به بهای خون میلیون ها انسان مستضعف رنگین پوست!
🔔 @Hs_Land || تاریخاتور ||