eitaa logo
محمد ایمانی l مصاف عقل و جهل
5.8هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
181 ویدیو
20 فایل
تحلیل ها و نقد های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی
مشاهده در ایتا
دانلود
فرار به جلو چرا؟ برگردید و جبران کنید رهبر شهید، مخالف مذاکره با آمریکایی بود که به راحتی، تمام توافقات قبلی را زیر پا گذاشته بود و منظورش از مذاکره، دیکته کردن منویات خود و تسلیم کردن ایران بود. جانشین رهبر شهید، هم به شکل مبنایی مخالف بود. علاوه بر نظر روشن رهبر شهید و تجارب گذشته، آمریکا برای دومین بار ظرف هشت ماه به میز مذاکره خیانت کرده و این بار مرتکب جنایتی بزرگ شده بود. این بار خون رهبر شهید و 3400 ایرانی از جمله 168 کودک دانش آموز بر دوش آمریکا سنگینی می کرد و نظام نمی توانست درباره مسئول گرفتن انتقام و احیای بازدارندگی بی تفاوت باشد. با همه اینها، آقای پزشکیان تمام تجارب قبلی و مسئولیت گرفتن انتقام را نادیده انگاشت و باز هم تصور کرد مذاکره، راهگشاست. رهبر جدید انقلاب، با وجود اینکه علی الاصول نظر دیگری داشت، یک بار دیگر به دولت اجازه را داد تا میوه ممنوعه و تلخ مذاکره/ تفاهم با شیطان بزرگ را یک بار دیگر بچشد. اما ترامپ، همان دغلباز شرور و عهدنشناس قبلی بود. وقتی ایران با آتش بس و بازگشایی تنگه در روز چهلم جنگ موافقت کرد، ترامپ بلافاصله آتش بس را زیر پا گذاشت و مدعی محاصره دریایی ایران (اقدام نظامی) شد! بنابر اعلام آقای قالیباف (رئیس تیم مذاکره کننده)، آزادی اموال بلوکه ایران، شرط آتش بس و برگزاری مذاکرات اسلام آباد بود. این وعده دشمن هم عملی نشد. سپس، نوبت به تفاهم نامه رسید. آمریکا از همان آغاز اجرا، بندهای مربوط به "توقف جنگ علیه ایران و لبنان، توقف تهدید یا استفاده از زور، آزادسازی منابع مالی مسدود ایران، و احترام به ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز" را نقض کرد. به سه هفته هم نرسید که محاصره دریایی را برگرداند و حملات را از سر گرفت. حتی یک سنت از پول های مسدود ایران آزاد نشد. اما در عوض، آمریکا توانست نفت بالای 120 دلار را به زیر 70 دلار بکشاند و بحران سوخت در حال انفجار را با مدیریت روانی رو برخی کارهای میدانی، مهار کند. اکنون، یک تجربه تلخ جدید به تجارب قبلی افزوده و معلوم شده بود که آمریکا و ترامپ، همان موجودیت های شروری هستند که تفاهم و توافق با آنها، محال و ممتنع است. بسیار خب! پس از یک تجربه بسیار پر هزینه و گزاف، طبیعتا انتظار این است آقای پزشکیان از ملت ایران و رهبر عظیم الشان عذرخواهی کند که در شناخت ماهیت شیطان بزرگ، دچار اشتباه اِدراکی و شناختی شده است. یا دست کم بگوید نیتش خیر بود، اما ثابت شد که با شیطان بزرگ نمی توان مذاکره و تفاهم کرد؛ و بنابراین به اصول متعالی انقلاب و حکم ولی فقیه در این باره بر می گردد. این صادقانه ترین مسیر ممکن است که می تواند حمایت رهبری و نظام و مردم را هم نسبت به دولت برانگیزد. اما متاسفانه مسیری که آقای پزشکیان و برخی حامیان و رسانه های همسو در پیش گرفته اند، تحریف صورت مسئله به نحوی است که موجب بدگمانی و بی اعتمادی می شود. اینکه به صدا و سیما حمله شود که چرا بیانات مستند و مستدلّ رهبر شهید درباره عبرت های مذاکره و مخالفت با مذاکره غیر شرافتمندانه را منتشر می کند، یا چرا به مخالفت علی الاصول رهبر جدید ارجاع می دهد، ناظران را نگران می کند که گویا یک جریان انحرافی در دولت، دنبال دور زدن مبانی انقلاب اسلامی و فصل الخطاب رهبری است. عجیب است که به جای عبرت اندوختن از تجارب و بازگشت به مسیر اصولی، ادعا می شود که باید بودجه صدا و سیما قطع شود! انگار که بودجه رسانه ملی، ارثیه پدری است و از موضع کدخدایی می توان بر سر بودجه دستگاه های رسمی گروکشی کرد! دو خیانت و جنایت بزرگ آمریکا وسط مذاکرات، و شهادت بیش از شش هزار مدیر ارشد و دانشمند و سردار و شهروند عادی، اتفاق کوچکی نیست که حمل بر تصادف شود و نتوان رد "پای مذاکره طلبی به هر قیمت" را در آن یافت. اظهار ضعف و عجز چندین باره، و القای اینکه آمریکا هر خیانتی هم بکند، ما محتاج و معتاد مذاکره باقی می مانیم، همچنان که ضد منطق مذاکره است، در برانگیختن طمع دشمن و جرئت خیانت نیز نقش تعیین کننده داشته است. اکنون انتظار این است که آقای پزشکیان -به عنوان فردی فاقد کمترین تخصص در امر سیاست خارجی و معترف به آن- به عبرت های انباشته احترام بگذارد، عذر تقصیر بیاورد و فرار به جلو را به اهلش (مدعیان دروغین اصلاح طلبی) وا گذارد. از سوی دیگر، توقع از آقای قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده این است که حالا که برادری خود با آقای پزشکیان را ثابت کرده و تا انتهای خط مذاکره را رفته، هم ایشان را توجیه کند و هم بر حکم اصولی ولی فقیه تاکید ورزد. این بازگشت مومنانه به الگوی راهبردی رهبری، موجب عزت و اعتبار و احترام نزد ملت ایران است. وحدت و همدلی حقیقی تنها از این مسیر حاصل می شود. و گرنه دست های نفوذ نخواهند گذاشت وحدت بر مبنای بیزاری از شیطان شکل بگیرد. @IMANI_mohammad
. پدافند آمریکا کم آورد 🔹شبکه NBC News آمریکا گزارش داد: 🔻کمبود موشک‌های رهگیر به حدی شدید شده که فرماندهان محلی آمریکا ناچارند اصابت برخی موشک های ایرانی به پایگاه های خود را بپذیرند. 🔻فرماندهان ارتش ایالات متحده اجازه می‌دهند که برخی از موشک‌ها و پهپادهای ایرانی از سیستم‌های پدافند هوایی خود عبور کنند، تا ذخایر رو به کاهش موشک‌های رهگیر را حفظ کنند. 🔻با توجه به اینکه ایران از آغاز جنگ، تقریباً ۹۰۰۰ پرتابه شلیک کرده است، فرماندهان در حال حاضر اولویت را به رهگیری تهدیداتی می‌دهند که مستقیماً متوجه پرسنل نظامی است. 🔻آن‌ها در عین حال اصابت موشک‌ها به باند فرودگاه‌ها، رادارها و انبارهای سوخت را می‌پذیرند تا سیستم‌های پدافندی مانند پاتریوت، تاد و موشک‌های سری SM را حفظ کنند، زیرا جایگزینی آنها سال‌ها طول می‌کشد. @IMANI_mohammad
. پدافند موشکی سنتکام ته کشید 🔹نیویورک تایمز: 🔻رئیس‌جمهور ترامپ حداقل فعلاً برنامه‌های تشدید شدید حملات نظامی آمریکا علیه ایران را کنار گذاشته است. 🔻دلیل اصلی، ااین نگرانی این است که تشدید جنگ، ذخایر از پیش‌کاهش‌یافته موشک‌های رهگیر پاتریوت و سایر مهمات پدافند هوایی در خاورمیانه را به‌طور خطرناکی تمام می کند. 🔻ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در جلسات خصوصی هشدار داده که از سرگیری عملیات جنگی عمده علیه ایران امکان‌پذیر است اما ذخایر موشک‌های رهگیر اختصاص‌یافته به سنتکام را به‌طور خطرناکی تمام خواهد کرد. 🔻یک مقام ارشد آمریکایی نیز تردید کرده که ازسرگیری عملیات بتواند ایران را به میز مذاکره بازگرداند: حملات برخلاف هدف موردنظر عمل می‌کنند؛ ایران را منسجم‌تر نگه می‌دارند و به رهبران آن اجازه می‌دهند توجه افکار عمومی را روی تهدید خارجی متمرکز کنند. 🔻نیویورک‌تایمز چند ماه قبل گزارش داده بود که ذخائر موشک رهگیر پاتریوت به شکل نگران‌کننده پایین آمده است. نظامی‌ها گفته‌اند وضعیت از آن زمان بدتر شده است. @IMANI_mohammad
. منحنی دوگانه در نمودار تحولات میدان در نمودار تحولات میدان نظامی، توان آفندی و پدافندی و اطلاعاتی ایران ظرف پنج ماه جنگ، دائما ارتقا پیدا کرده و در مقابل، منحنی توانمندی های آمریکا رو به افول بوده است. گزارش های چند روز اخیر نشریات آمریکایی، اعتراف چند باره به این واقعیت مهم است. این تفاوت دفاع حکیمانه و محاسبه شده با جنگ افروزی عاری از حکمت است. آمریکا پنج ماه است در میدانی باتلاقی، راه خروج پیدا نمی کند و در هر نوبت اقدام نظامی، نتایج منفی بیشتری می گیرد. سرنگونی و انهدام بیش از دویست هواپیما و پهپاد پنتاگون در یک جنگ فشرده، بی سابقه است و حال آن که نیروی هوایی آمریکا، غول غول ها شمرده می شد و نقش تمام کننده در نبردها داشت. در آخرین دور درگیری ها که سیزده روز به طول انجامید، آمریکا ضرباتی را در منطقه خورد که در طول دو جنگ دوازده روزه و چهل روزه، کم نظیر بود. جنگ، هنوز ادامه دارد. اما توان آفند و پدافند پنتاگون چنان تحلیل رفته که قادر به اداره جنگ نیست، چه رسد به فیصله آن. نشریه انگلیسی تلگراف نه امروز بلکه 23 آوریل (سه ماه قبل) خبر داد: پنتاگون تحت فشار جنگ با ایران فروپاشیده است. @IMANI_mohammad
کارفرما و گردن‌گیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین -سابقا کمدین و دلقک سینما- حمله به یک کشتی ایران در دریای خزر را گردن گرفته است. بعضی ها می گویند در پاسخ ما هم اوکراین را بزنیم. میدان را باید درست دید؛ عمق اتاق فرماندهی دشمن را. به فرموده امیر مومنان (ع) "نگاهت را به انتهای سپاه دشمن بینداز". زلنسکی، گردن گیر ماجرا شده تا تمرکز ایران را از مصاف در خلیج فارس و دریای عمان و دریای سرخ منحرف کند. ایران باید در پاسخ، یکی از تاسیسات و پایگاه های آمریکا را بشدت در هم بکوبد و اعلام کند به تلافی همان حمله ای که با پوشش اوکراین انجام دادی! یک احتمال هم هست که یکی از تاسیسات نفتی مرتبط با منافع حیاتی آمریکا در منطقه گرفتار تیر غیب شد. اسرائیل هم در این ماجرا متهم است و اگر ثابت شد، باید حساب او را هم در ایلات یا حیفا رسید. @IMANI_mohammad
جنگ شناختی- نظامی و این پویش ۲۰ ساله 1) سال 1384 وقتی سند چشم‌انداز ۲۰ ساله به اجرا درمی‌آمد، درباره ایران 1404 می‌شد احتمالات گوناگونی را تصور کرد. اما شاید معدود کسانی در آن زمان می‌توانستند تصوری داشته باشند که با اتفاقات بیست سال بعد مطابقت داشته باشد. در سند چشم انداز پیش‌بینی شده بود ایران، بیست سال بعد قدرت اول منطقه باشد، اما کمتر کسی تصور می‌کرد این اقتدار، از متن نبردی دوران‌ساز پدید خواهد آمد. 2) در این ۲۰ سال، چهار دولت (آقایان احمدی‌نژاد، روحانی، رئیسی و پزشکیان) با نوسانات رویکردی بسیار زیاد بر سر کار آمدند و هر کدام، اثباتا یا نفیا در شکل‌دهی آینده نقش‌آفرینی کردند. تلاطمات بیگانه ساخته یا ناشی از غفلت‌های داخلی، عقبگردهایی را موجب شد و گاه همان تهدید‌ها، با انباشت عبرت و تجربه، پلکان صعود به مراتب بالاتر اقتدار و پیشرفت شد. در این پویش تاریخی، هر جا متولیان امر، بیشتر به راهبرد‌هایی مانند مقاومت، اقتصاد مقاومتی درون‌زا و برون‌نگر، پیشرفت و عدالت اهتمام کردند، موفقیت‌های خیره‌کننده‌ای هم اتفاق افتاد. 3) فتنه نیابتی سال 1388 به عنوان دست‌اندازی در مقابل شتابان پیشرفت کشور، اجرای تحریم‌های فلج‌کننده به حمایت از آن آشوب ناکام، وقوع انحراف در دولت وقت، و سپس روی کار آمدن دولتی با آرزوی مذاکره و بستن با کدخدا که هشت سال از فرصت‌های ملی را تباه کرد، پس از آن اهتمام دولت شهید رئیسی به جبران برخی عقب افتادگی‌ها در کمتر از سه سال، و سرانجام تشکیل دولتی که می‌خواست برخی عبرت‌های دولت مذاکره محور و خوش‌بین به توافق با آمریکا را از نو تجربه کند؛ توضیحی است بر انبوه فراز و نشیب‌هایی که ظرف دو دهه گذشته در مسیر پویش تاریخی کشور پدید آمده است. در سال آخر این پویش ۲۰ ساله، آمریکا و اسرائیل جنایتکار، دو بار حمله کردند، با این ارزیابی که ایران ضعیف شده و ظرف چند روز، از پا درمی‌آید و می‌شود آن را تجزیه کرد و منابعش را (مثل ونزوئلا، اوکراین و سعودی) به غارت برد. 4) امروز، روز صد و پنجاهم از جنگ تحمیلی دوم است. جنگ، فردا در حالی وارد ماه ششم می‌شود که هیچ یک از اهداف دشمن شرور عملی نشده است. نه تنها فروپاشی سیاسی یا نظامی، اقتصادی و اجتماعی اتفاق نیفتاده، بلکه شکستی بی‌سابقه در هشتاد ساله به آمریکا تحمیل شده است. اکنون تحلیلگران بسیاری در غرب می‌گویند که ایران از متن جنگ، به عنوان چهارمین ابرقدرت دنیا سر برآورده است. قدرت اول منطقه نه، چهارمین ابرقدرت دنیا. بله ما در داخل، مشکلات فراوانی داریم که نمی‌توان نادیده انگاشت. می‌شد مدیران ما در پویش بیست ساله چنان مشی کنند که بسیاری از مشکلات امروز نباشد. این نقد درستی است. در عین حال، ایران با وجود همه تحریم‌های خارجی و خود تحریمی‌های داخلی، توانسته در مقابل جنگ ترکیبی تاب بیاورد و شکستی فاحش را به دشمن تحمیل کند. حتما نیروهای سلحشور نظامی ما، نقش مهمی در این فتح بزرگ داشته‌اند. اما اگر کشور قدرتمند نبود و دیگر بخش‌ها تاب‌آوری و حمایت کافی نشان نمی‌دادند، آیا بخش نظامی به تنهائی می‌توانست مقاومت کند و دشمن را چنان به ستوه آورد که درخواست آتش‌بس و توقف جنگ کند؟ 5) جنگ تحمیلی سوم، نهم اسفند سال 1404 با دومین خیانت آمریکا به مذاکرات آغاز شد. اما چهل روز بعد (روز 19 فروردین)، در حالی که روند جنگ بر عکس برآوردهای دشمن پیش می‌رفت، به درخواست آمریکا، به آتش‌بس انجامید. مذاکره و زد و خورد کم‌شدت، برای یک ماه و نیم دیگر ادامه داشت تا اینکه «تفاهم نامه خاتمه جنگ» در تاریخ 27 خرداد به امضا رسید. ترامپ چندین بار پیشنهادات ایران و حتی تفاهم نامه امضا کرده را «کاغذ پاره» خواند و نهایتا ۱۷ تیرماه مدعی پایان تفاهم نامه شد. او مجددا جنگ را از سر گرفت، اما پس از 13 روز، بدون اعلام قبلی و در حالی که وانمود می‌کرد در آستانه حمله ویرانگر به زیرساخت‌های ایران است، بی‌سر و صدا حملات را متوقف کرد؛ زمانی که تلفات و خسارات آمریکا رو به افزایش بود، جبهه دریای سرخ باز شده بود و برخی تاسیسات نفتی و نفتکش‌های سعودی، در معرض حملات مقاومت یمن قرار داشت. 💢 ادامه دارد @IMANI_mohammad
جنگ شناختی- نظامی و این پویش ۲۰ ساله -۲ 6) جنگ‌های اخیر در حالی به کشور ما تحمیل شد و توافقات یکی پس از دیگری زیر پا گذاشته شد، که برخی سیاسیون رشد نایافته و به روز نشده، با ادبیاتی قالبی و متصلب، ادعا می‌کردند امکان ندارد آمریکا زیر تعهداتش بزند یا همزمان با مذاکره و توافق، حمله کند! مبتنی بر این خطای شناختی نفوذ زده، یکی از بزرگان جریان سیاسی مدعی اعتدال و اصلاحات، مرداد ۱۳۹۵ گفت: «اگر می‌‌بینید آلمان و ژاپن محکم‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند، محروم شدند. نیرو‌های نظامی بیشترین خرج کشور‌های در حال جنگ را می‌‌بردند و از این رو با این اقدام پول‌‌های‌شان آزاد شد و به ‌دنبال کارهای علمی و تولیدی رفته و اقتصاد دانش ‌بنیان درست کردند، لذا دیگر آسیب‌پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است». ۹ سال بعد و با مشاهده حملات آمریکا، دبیرکل حزب کارگزاران گفت: «توانایی موشکی و پهپادی، در جنگ به داد ایران رسید». 7) در یک ارزیابی کلی می‌توان گفت که در نمودار تحولات میدانی، توان آفندی و پدافندی و اطلاعاتی ایران ظرف پنج ماه جنگ، دائما ارتقا پیدا کرده و در مقابل، منحنی توانمندی آمریکا رو به افول بوده است. نشریه انگلیسی تلگراف دیروز با ابراز حیرت نسبت به ارتقای توان دفاعی ایران نوشت: «اگر در ابتدای جنگ، لانچر یک موشک ایران هدف قرار می‌گرفت، در ۱۵ ساعت توان عملیاتی مجدد برای شلیک از همان نقطه فراهم می‌شد. این زمان در روزهای اخیر به کمتر از ۳۰ دقیقه رسیده است. پنج ماه پس از جنگ، ذخایر و توانایی موشکی ایران به اندازه‌‌ای است که می‌‌تواند تهدیدات کلیدی علیه پایگاه‌ها و منافع آمریکا وارد کند». این نشریه سه ماه قبل، (سوم اردیبهشت) هم خبر مهمی را منتشر کرده و نوشته بود: «پنتاگون تحت فشار جنگ با ایران فروپاشیده است. پنتاگون که تحت رهبری پیت هگسث به هرج و مرج و خیانت کشیده شده، در حال از دست دادن ایده‌هایی برای پایان دادن به درگیری است». 8) اتفاقات یک سال گذشته به ویژه پنج ماه اخیر در متن دوگانه «مذاکره- جنگ»، انبانی انباشته از تجارب و عبرت‌های بزرگ است. این دوره به علاوه روند بیست سال گذشته به ما می‌آموزد که امنیت و پیشرفت و موفقیت، یک پویش پر زحمت اما شیرین ملی است و نه کالایی وارداتی که بتوان از طریق واگذاری منابع قدرت از دشمن خرید. وحدت و همدلی ذیل هدایت رهبری، بنیان این پویش مهم است. مقاومت و تاب‌آوری برای عقب راندن دشمن و تامین امنیت و پیشرفت کشور، تنها زمانی امکان‌پذیر است که در مقابل تهدیدات دشمن، یک صدا در کشور شنیده شود. این همان نکته مهمی است که سردار حکیم، شهید سلیمانی، مهر 1395 بیان کرد: «مهم‌‌‌ترین مؤلفه وحدت، حول دشمن است. اگر در خط مقدم دو صدا بلند شد، یکی فریاد زد دشمن نیست، دوست است و یکی گفت دشمن است، همان می‌‌شود که در جنگ صفین، طومار سپاه امیرالمؤمنین‌(ع) را به‌ هم ریخت. اگر کسانی که در منصب‌‌ها قرار گرفتند، آدرس غلط دادند و در جامعه دوصدایی پیرامون دشمن به ‌وجود آوردند، مرتکب خیانت شده‌‌‌اند. کوچه دادن به دشمن بدترین نوع خیانت است. ‌ترویج فهم غلط از دشمن، حساسیت جامعه را از بین ‌بردن، در درون آن تفرقه ایجاد ‌کردن، خیانت است» 9) عمود خیمه حکومت اسلامی، ولایت و امامت و حاکمیت ناشی از این اصل است. خداوند متعال در سوره حجرات پس از آنکه مؤمنان را از بالا بردن صدای خود در مقابل صدای پیامبر (ص) برحذر داشت، هشدار داد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيکُمْ رَسُولَ اللهِ لَوْ يُطيعُکُمْ في‌ کَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ... بدانید که میان شما، پیامبر خداست؛ اگر در بسیاری از امور، از شما پیروی کند، همانا به رنج و هلاک می‌‌افتید». پروردگار حکیم، همچنین در سوره نساء با سوگند موکد می‌فرماید: «فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا. به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود، مگر آنکه تو را در آنچه درباره‌اش مشاجره می‌کنند، به داوری بپذیرند؛ سپس از حکمی که کرده‌ای در وجود‌شان هیچ دلتنگی و ناخشنودی احساس نکنند، و تسلیم کامل باشند». 💢 ادامه دارد @IMANI_mohammad
جنگ شناختی- نظامی و این پویش ۲۰ ساله 10) امام خمینی (قدّس الله نفسه الزّکیه) بارها درباره‌شان و جایگاه ولایت فقیه، تذکر و توجه داد و از جمله فرمود: «یا خدا، یا طاغوت، یا خداست، یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس‌جمهور با نصب فقیه نباشد، غیرمشروع است. وقتی غیر‌مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می‌‌رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود... چشم‌های‌تان را باز کنید! اهل خبره چشم‌شان را باز کنند. کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می‌کنند برخلاف این چیزی که ملت آنها را تعیین کرده است عمل می‌کنند، وکالت ندارند در این امر... همه‌‌تان هم اگر چنانچه یک چیزی بگویید که برخلاف مصالح اسلام باشد، وکیل نیستید؛ حرفتان قبول نیست، مقبول نیست. ما به دیوار می‌زنیم آن حرفی را که برخلاف مصالح اسلام باشد». (جلد 10 صحیفه امام، صفحه 221) 11) رهبر شهید انقلاب، بارها با مذاکره‌ای که زیر سایه تهدید و زورگویی برای دیکته کردن دشمن باشد، مخالفت کرد و آن را غیر شرافتمندانه و غیرعاقلانه خواند. گذر زمان، حقانیت آن نگرش به مذاکره با شیطان بزرگ را آشکار‌تر کرد. جانشین رهبر شهید هم به شکل مبنایی و علی‌الاصول، با چنان مذاکره‌ای مخالف بوده است. علاوه‌ بر نظر روشن رهبر شهید و تجارب گذشته، آمریکا برای دومین بار ظرف هشت ماه به میز مذاکره خیانت کرده و این بار مرتکب جنایتی بزرگ شده بود. این بار خون رهبر شهید و 3400 ایرانی از جمله 168 کودک دانش‌آموز بر دوش آمریکا سنگینی می‌کرد و نظام نمی‌توانست درباره مسئول گرفتن انتقام و احیای بازدارندگی بی‌تفاوت باشد. با همه اینها، دولت ظرف ماه‌های گذشته اجازه پیدا کرد تا میوه تلخ مذاکره و تفاهم با آمریکا را یک بار دیگر تجربه کند. اما نتیجه، همان عبرت همیشگی بود؛ بدعهدی دشمن همراه با توهین و تهدید به طرف مذاکره‌کننده! قابل تامل اینکه حتی در وسط مذاکره هم ترور شخصیت‌های مسئول مثل شهید لاریجانی یا آقای پزشکیان متوقف نشد. 12) بنابر اعلام رئیس تیم مذاکره‌کننده، آزادی اموال بلوکه ایران، شرط آتش‌بس و برگزاری مذاکرات اسلام آباد در 19 فروردین ماه بود. این وعده دشمن هم عملی نشد. سپس، نوبت به تفاهم‌نامه رسید. آمریکا از همان آغاز، بندهای «توقف جنگ علیه ایران و لبنان، توقف تهدید یا استفاده از زور، آزاد سازی منابع مالی مسدود، و احترام به ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز» را نقض کرد و ظرف سه هفته، محاصره دریایی را برگرداند و حملات را از سر گرفت. در این مدت، آمریکا توانست نفت بالای 120 دلار را به زیر 70 دلار بکشاند و بحران سوخت را مهار کند. اکنون، یک تجربه تلخ جدید به تجارب قبلی افزوده و معلوم شده بود که آمریکا و ترامپ، همان موجودات شروری هستند که تفاهم و توافق با آنها، محال و ممتنع است. 13) پس از یک تجربه بسیار پرهزینه، انتظار این است که افراد خوش‌بین به تفاهم با آمریکا، از ملت ایران و رهبر عظیم‌الشان عذرخواهی کنند که در شناخت ماهیت شیطان بزرگ، دچار اشتباه اِدراکی شده بودند. یا دست کم بگویند که نیت‌شان خیر بوده، اما باز هم ثابت شد که با شیطان بزرگ نمی‌توان تفاهم کرد؛ و بنابراین به اصول متعالی انقلاب و رهبری برگردند. این رویکرد صادقانه می‌تواند حمایت رهبری و نظام و مردم را هم برانگیزد. متاسفانه برخی سیاسیون، مسیری را در پیش گرفته‌اند که تحریف صورت مسئله است. اینکه مثلا به صدا و سیما حمله شود که چرا بیانات مستند رهبر شهید درباره عبرت‌ها و مخالفت با مذاکره غیرشرافتمندانه را منتشر می‌کند، یا چرا به مخالفت علی‌الاصول رهبر جدید ارجاع می‌دهد، ناظران را نسبت به تحرکات شبکه نفوذ و انحراف و تحریف نگران می‌کند. عجیب است که به جای عبرت اندوختن و بازگشت به مسیر اصولی، ادعا شود که باید بودجه صدا و سیما قطع شود! آیا بودجه، ارثیه پدری است که بتوانند بر سر بودجه آن گروکشی کند؟! عجیب‌تر اینکه وقت ذی‌قیمت و محدود برخی مدیران ارشد، به جای پرداختن به اولویت‌های اصلی کشور، صرف بررسی تعلیق فلان برنامه ورزشی در فضای مجازی شود! انتظار این است که مسئولان امر با عنایت به عبرت‌های انباشته، به وحدت اصولی حول محور رهبری و راهبرد‌های کلان اعلامی برگردند. این بازگشت، موجب عزت و اعتبار و احترام است و در عقب راندن دشمن و فیصله پیروزمندانه جنگ بسیار مؤثر خواهد بود. 💢یادداشت روز کیهان @IMANI_mohammad
. زمین سِفت و حرف مُفت ترامپ می تواند عقده هایش را نقاشی کند. می تواند سفارش بدهد تا با استفاده از هوش مصنوعی، طرح های گرافیکی برای خالی کردن عقده هایش درست کنند. اما زمین سفت واقعیت هیچ تغییری نمی کند. کاربران رند هوش مصنوعی می توانند حتی هواپیمای دو سر سرنشین(!) را به او قالب کنند. یا او را در حال عبور از تنگه هرمز و بمباران و فتح جزیره خارک به نمایش بگذارند. می توانند "دزد دریایی" را "محافظ جهان" و "فرشته محافظ جهان" جا بزنند و تیتر بزنند: ترس را در قلب دشمنان بکارید! اما واقعیت سفت و سخت همین است که روزانه درسانه های اصلی آمریکا و غرب منتشر می شود و همه به چشم می بینند: - ترامپ در باتلاق جنگ با ایران گرفتار شده است. (نیویورک تایمز/ آتلانتیک/ گاردین/ تلگراف و...) - ایران است که قواعد بازی را تعیین می‌کند. (اندیشکده مطالعات امنیتی اسرائیل) - واقعیت ‌های جغرافیایی‌ ایران، آن‌قدر سرسخت و تغییرناپذیرند که هیچ میزان از تسلیحات پیشرفته و فناوری‌های نظامی نمی‌تواند آنها را از بین ببرد. تنها راه خروج ترامپ از جنگ ایران، توافق و دادن امتیاز به تهران است. (فارین پالیسی) - آمریکا احساس می‌کند اقتصاد، اعتبار جهانی و هویت سیاسی‌اش، همزمان در خطر است. اما آن‌قدر سردرگم، درگیر و از واقعیت جدا افتاده است که نمی‌تواند تصمیم بگیرد چگونه هر‌یک از آن‌ها را نجات دهد. (فارین پالیسی) راه دور نرویم. نظرسنجی جدید شبکه خبری «سی‌بی‌اس» و شرکت «یوگاو»: "اکثر مردم آمریکا (۷۶ درصد)، باور دارند جنگ ایالات متحده علیه ایران دشوارتر از آن چیزی است که دونالد ترامپ انتظار داشت... ۸۳% جوانان آمریکایی خواستار پایان فوری جنگ هستند. بر اساس نظرسنجی رویترز و موسسه ایپسوس: "تنها ۲۴ درصد آمریکایی‌ها فکر می‌کنند جنگ با ایران ارزشش را داشت. فقط ۳۵ درصد آمریکایی‌ها از عملکرد ترامپ رضایت دارند. تنها ۳۶ درصد، از جنگ علیه ایران حمایت می کنند. فقط ۲۲ درصد از نحوه مدیریت هزینه‌های زندگی توسط ترامپ رضایت دارند و ۷۰ درصد ناراضی هستند. فقط ۳۷ درصد گفته اند که اگر امروز انتخابات کنگره برگزار شود به جمهوری‌خواهان رأی خواهند داد. همچنین، به گزارش اکونومیست: "جنگ ایران نامحبوب‌ترین جنگ آمریکا شده و میزان رضایت از تصمیم ترامپ به منفی ۳۰ درصد رسیده است. فشار اقتصادی ناشی از جنگ مهم‌ترین عامل نارضایتی است". از سوی دیگر، نشریه تایمز اسرائیل چند هفته قبل خبر داد: "۹۳.۱ درصد اسرائیلی ‌ها، ایران را برنده جنگ می‌دانند". ترامپ می تواند دوباره سفارش طرح و انمیشین گرافیکی را بدهد که در آنها، در حال بمباران مردم معترض آمریکا با فضولات انسانی است. اما بیچارگی و درماندگی او با این خیال بافی های مبتذل علاج نمی شود. این سوختگی عمیق حتی با ریختن هیچ آبی التیام پیدا نمی کند. @IMANI_mohammad
. 💢 سناتور گراهام، این برده متوهم شیطان، فکر همه چیز را می کرد، الا رو به رو شدن با جناب عزرائیل، و ذلیلانه زانو زدن در مقابل فرشته مرگ! @IMANI_mohammad
سکانس حذف شده از مستند"بازی لیندسی" "بازی لیندسی"، فیلمی است که الکس هولدر مستند ساز انگلیسی، در حال تدوین نهایی آن است. به گزارش وال استریت ژورنال، هولدر طی سه سال گذشته سناتور لیندسی گراهام را همراهی کرده و رابطه نزدیک او با ترامپ و نتانیاهو را به تصویر کشیده است. او اخیرا پس از مرگ گراهام، بخشی از این تصاویر را در اختیار رسانه‌ها گذاشته که حاکی از تلاش‌های چندساله برای آغاز جنگ علیه ایران است. گراهام اندکی پس از آغاز حملات آمریکا به ایران در حالی که مشغول تماشای سخنان ترامپ است، با صدای بلند می‌خندد و می‌گوید: «ببینید ما چه کار کرده‌ایم. نزدیک بود [از ذوق] گریه کنم. چند وقت است که ما دنبال همین هستیم. ترامپ نیز خوشحال است. امروز صبح با او صحبت کردم. خیلی هیجان‌زده بود و گفت: این بهترین کاری است که تاکنون انجام داده‌ام. او عاشق منفجر کردن چیزهاست... ترامپ و نتانیاهو مانند روزولت و چرچیل هستند» الکس هولدر، گراهام را در دیدار با مقامات اسرائیلی و موساد، در زمانی که خود را برای درگیری با ایران آماده می‌کردند، همراهی کرد. او رفتار مقامات اسرائیلی با گراهام را به نحوه استقبال از یک نخست‌وزیر یا پادشاه تشبیه کرد. هولدر می گوید «او کاری را که انجام می‌داد، بازی می‌نامید.» آقای هولدر در عین حال گفت در هفته‌های پایانی زندگی گراهام متوجه شد که او در هفته‌های پایانی زندگی، اغلب به‌طور فزاینده‌ای خسته به نظر می‌رسد و به همین دلیل از او پرسیده بود آیا حالش خوب است یا نه. سناتور پاسخ ‌داد که وقت خوابیدن ندارد، زیرا باید کار جمهوری اسلامی را یکسره کند، توافق صلحی میان روسیه و اوکراین شکل دهد و تا پایان سال زمینه برقراری روابط میان عربستان و اسرائیل را فراهم کند. می‌گفت: هنوز به هیچ وجه نمی‌توانم بمیرم.» به گفته الکس هولدر، گراهام به‌تدریج از دولت ترامپ و همچنین جمهوری‌خواهان هم‌حزبی خود به‌دلیل جنگ با ایران، بیش از پیش ناامید و ناراضی شده بود. گراهام گفت: «افراد بسیار کمی از داخل دولت بیرون آمده‌اند تا از این جنگ دفاع کنند. واقعاً شوکه شده‌ام.» در آخرین گفت‌وگو که چند هفته پیش از مرگ گراهام در یک فروشگاه در شهر کلمبیا انجام شد، او گفت: "ترامپ بیش از حد مردّد شده و دارد اجازه می دهد که فرصت از دست برود. باید بروم با او صحبت کنم". "بازی لیندسی" درباره آخرین و مهم ترین سکانس مستند توضیح نمی دهد، آنجا که مهلت زندگی این سناتور خونخوار به سر آمده و فرشته مرگ، بر او وارد می شود. کارگردان مستند نمی گوید که گراهام در صحنه پایانی، وقتی با جناب عزرائیل رو به رو شد، چگونه قالب تهی کرد؟ @IMANI_mohammad