.
ترامپ چگونه می اندیشد
پاسخ قوی ما چه باید باشد؟
🔹آتش بس دو هفته ای روز چهارشنبه پایان می یابد. برآورد ترامپ چیست و بر اساس این محاسبه، چه نقشه ای می چیند؟
🔻او و نتانیاهو، آن قدر در این جنگ مرتکب جنایت شدند که قطعا در هر دادگاه بیطرفی به عنوان جنایتکار جنگی محکوم می شوند.
🔹اما این جنایت، هیچ دستاوردی برای ترامپ نداشته و همین، او را در جایگاه عنصر شروری قرار داده که برای کشورها و ملت و دولت آمریکا انواع هزینه ها را تراشیده، بی آنکه دستاوردی داشته باشد.
🔻ترامپ از این جهت شدیدا تحت فشار است. اگر جنگ را همین جا متوقف کند، شدیدا سرزنش خواهد شد. بنابراین تصور می کند باید کاری بکند.
🔹همزمان، دو موضوع متناقض او و تیمش را درگیر کرده است. اینکه فشار بیاورد و امتیاز بگیرد؛ و اینکه فشار او، به ضربه متقابل و بزرگتری از سوی ایران بینجامد.
🔻کانون محاسبه ترامپ و تیم او این است که چگونه می تواند فشار بیاورد/ ضربه بزند و امتیاز بگیرد، بی آنکه ضربه جدیدی بخورد و هزینه تازه ای بپردازد؟
🔹مسیر رفت و برگشتی و ترکیبی "فشار/تهدید/ مذاکره"، شگرد همیشگی او در مقابل کشورها بوده است. گاهی جواب داده و گاهی نتیجه عکس گرفته؛ و هر جا نتیجه بر خلاف محاسبه شده، ترامپ پا پس کشیده است.
🔻در اینجا باید دو نتیجه گرفت. نخست اینکه نباید در مذاکرات، اِدراک و ارزیابی نادرستی به ترامپ منتقل شود؛ مبنی بر اینکه: طرف ایرانی، برای نیازهایش و از سر ضعف و نگرانی، مذاکره و چانه زنی می کند؛ پس می شود او را تحت فشار گذاشت، و حتی تهدید را به نقطه عملیات رساند و زهر چشم گرفت.
🔹اینجا موضع ایستادگی بر اساس پیروزی های خیره کننده کشور در میدان نظامی است. به نظر می رسد با وجود برخی خطاها، مجموعا پیام قدرتمندی در روند تبادل پیام در این ده روز به دشمن منتقل شده است.
🔻دوم اینکه باید پیشاپیش، تهدیدهای معتبر عملیاتی را در مقابل تهدید دشمن روی میز گذاشت. ترامپ و دولتش (و سیاستمداران آمریکا/ شرکای منطقه ای واشنگتن) باید یقین کنند که ایران و متحدانش، گزینه های عملیاتی سنگین تر و دردناک تری را آماده اجرا دارند که مثلا می تواند انسداد تنگه باب المندب را به تنگه هرمز علاوه کند، یا ترانزیت نفت و انرژی و کالا را فلج کند.
🔹در این زمینه، سه خبر و تحلیل قابل توجه است؛ یکی، گزارش رویترز که نوشت:
🔻"جنگ با ایران و اختلال گسترده در بازارهای انرژی و زنجیره تأمین جهانی نشان داده که نقطه حساس ترامپ نه فقط سیاست خارجی، بلکه وضعیت اقتصادی آمریکا و جهان است.
🔻افزایش قیمت نفت و تورمِ ناشی از اختلال در تنگه هرمز باعث شده که نگرانیهای اقتصادی در میان رأیدهندگان برجسته شود و حمایت عمومی از رویکرد پرتنش او کاهش یابد".
🔹دوم، تحلیل روزنامه تلگراف به نقل از فیلیپ هاموند وزیر خارجه سابق انگلیس:
🔻"ایرانی ها اکنون در موضع بالاتری در مذاکرات نسبت به گذشته ظاهر شده اند. نظام ایران قدرت خود را در کنترل تنگه هرمز نشان داده و در برابر حملات آمریکا و تل آویو ایستادگی کرده است.
🔻ایران ۴۰ سال تحت تحریم قرار داشته و قدرتمندترین ارتش جهان نتوانسته نظام این کشور را متوقف کند".
🔹و سوم، خبر وال استریت ژورنال:
🔻"ترامپ در پشت لافزنیهایش در مورد جنگ، با ترس دست و پنجه نرم میکند
🔻منابع نزدیک به ترامپ گفتند که ترامپ به شدت در استرس و اضطراب درخصوص آینده جنگ با ایران به سر میبرد.
🔻به گفته منابع آگاه در کاخ سفید، ترامپ در عرصه عمومی با لحنی تهاجمی و تهدیدآمیز ظاهر میشود، اما در محافل خصوصی با نگرانیهایی جدی درباره پیامدهای جنگ، بهویژه تلفات انسانی و تبعات سیاسی روبهرو است.
🔻ترامپ تهدیدهای تند، فحشدار و غیرمنتظره منتشر میکند تا ایرانیها را پای میز مذاکره بکشاند.
🔻او تلاش داشته با غیرقابل پیشبینی نشان دادن خود، طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد. ترامپ گمان میکرد پیروزی بر ایران به او فرصتی برای بازشکلدهی نظام جهانی خواهد داد؛ اما اوضاع آنطور که می خواست پیش نرفت.
🔻ترامپ از ترس اینکه نظامیان آمریکا در خارک هدف قرار گیرند، از طرح تصرف این جزیره عقبنشینی کرد... آنچه ترامپ واقعاً میخواست، ترساندن ایرانیها و پایان دادن به مناقشه بود".
🔹بنابر آنچه گفته شد، ایران باید دشمن و شرکای او را مطمئن کند که این بار ابعاد جدید تر و دردناک تری به جنگ منطقه ای اعلامی خواهد داد.
🔹ضمنا نوع مطالبات و ادبیات ما در مذاکره (آن هم پس از جنایت ترور رهبر انقلاب و ...) تعیین کننده است. پایین گرفتن مطالبات و ورود به سطح چانه زنی مثلا درباره آزادسازی بخشی از اموال بلوکه، حتما نقض غرض است.
🔹باید از موضع ابرقدرت جدید که ولی دم و مطالبه گر خون رهبر خود و 3400 شهروند ایرانی است، ظاهر شد. با صلابت و غیرت و حکمت.
🔹باید به زیرساخت محاسبات دشمن حمله کرد.
@IMANI_mohammad
چهارچوب جدید
مذاکره با دُن کیشوت
مذاکرات اسلام آباد که از دو هفته قبل با وساطت پاکستان و همزمان با آتش بس آغاز شد، دورنمای مثبتی نداشت. آمریکا اگر اهل تعامل بود، خیانت نمی کرد و وسط مذاکره، جنگ به راه نمی انداخت.
با این حال، با توجه به تحولات جدید، به نظر می رسد با رعایت یک شرط مهم باید در مذاکرات شرکت کرد!
اینکه ایران قبل از مذاکره، در مقابل حمله به یک کشتی فله برش، دو کشتی مرتبط با رژیم رزاهزن آمریکا و شرکایش را مورد اصابت و توقیف قرار دهد.
ترامپ به زعم احمقانه خود، خواسته قبل از مذاکره، زهر چشم بگیرد و گروکشی کند و مثلا با دست پر(!) پای مذاکره بیاید. اما وقتی که برای چندمین بار تحقیر شد، می فهمد که نباید مرتکب هر غلطی بشود.
او روز جمعه، به جای قدرشناسی از توییت آقای عراقچی درباره بازگشایی تنگه هرمز، مدعی شد محاصره دریایی علیه ایران (نقض آتش بس) ادامه خواهد داشت.ایران، فردای این گستاخی، تنگه را دوباره بست.
ترامپ، پنجاه و دو روز است به سودای کسب یک پیروزی ولو متوسط، له له می زند و خود را به در و دیوار می کوبد؛ و حال آن که خیال می کرده سه روزه ایران را فتح می کند!
عایدی او از جنگ، بسته شدن تنگه هرمز، نابودی دویست فروند هواپیما و پهپاد نظامی پیشرفته و سیزده پایگاه نظامی پنتاگون، و تحقیر شدن در بیابان های جنوب اصفهان بوده است.
او در هفته هشتم جنگ، بالاخره موفق شده نیرو پیاده کند و یک big victory (پیروزی بزرگ!) به دست آورد!
اما کجا؟ در جزیره و تنگه هرمز؟ در خارک و عسلویه و لارک و لاوان؟ در بوشهر و بندر عباس؟ نه! روی یک کشتی فله بر ایران، در اقیانوس هند و در ورودی خلیج عمان!
ترامپ پس از این راهزنی دریایی، در شمایل دُن کیشوت (قهرمان حمله به آسیاب بادی) ظاهر شد و در حالی که کشتی فله بر را با ناو جنگی مقایسه می کرد! نوشت:
«یک کشتی باری با پرچم ایران، حدود ۹۰۰ فوت طول و وزن معادل یک ناو هواپیمابر، سعی کرد از محاصره دریایی ما عبور کند.
ناوشکن موشکانداز هدایتشونده نیروی دریایی ما، توسکا را رهگیری کرد و هشدار توقف داد. خدمه ایرانی از گوش دادن به هشدار خودداری کردند، بنابراین کشتی ما با ایجاد سوراخی در موتورخانه، آنها را متوقف کرد.»
ستنکام هم نوشت: "پس از آنکه خدمه توسکا هشدارهای ما را به مدت شش ساعت نادیده گرفتند، ناو اسپراوس دستور تخلیه موتورخانه را داد و سپس با شلیک چند گلوله توپ، موتورخانه را از کار انداخت و ۳۱ تفنگدار را اعزام کرد".
یک ابرقدرت چقدر می تواند سقوط کرده باشد که از لاشه صدها هواپیماها و آوار پایگاه هایش -در حد فاصل جنوب اصفهان تا عراق و کویت و قطر و عربستان و امارات- نمایشگاه سرشکستگی نظامی ساخته شود و او مثل یک عقده ای، نهایتا زورش به کشتی فله بر برسد؟
این حقارت، وقتی بیشتر به چشم خواهد آمد که متقابلا و با شدت بیشتر، کشتی ها و منافع آمریکا در معرض خطر قرار بگیرند. از جمله همین ناو متجاوز اسپراوس.
آنگاه معلوم خواهد شد که ترامپ، تاب و تحمل تصاعد تنش را -بیش از آنچه مرتکب شده- ندارد.
@IMANI_mohammad
از سرگیری جنگ
یا ادامه آتش بس؟ -۱
🔹سرنوشت آتش بس دو هفته ای -که فردا به پایان می رسد- چیست؟ مذاکره (معلق) به کجا می رسد؟ جنگ از سر گرفته می شود یا توافق، محتمل است؟
🔹ابتدا باید دید در جنگ ۵۳ روزه، محاسبات کدام طرف دقیق تر بوده، و نقشه او بهتر پیش رفته است؟
🔹برآورد و برنامه ریزی آمریکا -چنان که ترامپ اذعان کرد- پیروزی ۳ روزه بود. در مقابل، نقشه ایران، تاب آوری در جنگ، زدن ضربات دردناک و موثر، و فرسایشی کردن جنگ بود.
🔹پایان جنگ در زمانی کوتاه، فقط آرزوی ترامپ نبود، بلکه همه مشورت ها به او می گفت که فراتر رفتن جنگ از چند هفته، پاشنه آشیل جدی آمریکاست.
🔹رسانه های آمریکایی چند روز قبل از حمله به ایران، هشدار "دن کِین" رئیس ستاد مشترک ارتش در جلسه با دونالد ترامپ را فاش کردند:
🔻واشنگتن پست: ژنرال کِین در دیدار ترامپ ابراز نگرانی کرد هر عملیات بزرگی علیه ایران با چالشهایی روبرو خواهد شد، زیرا ذخایر تسلیحاتی بهخاطر حمایت مداوم از اسرائیل و کمک به اوکراین، بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. او نگرانیها را درباره مقیاس جنگ علیه ایران، پیچیدگی ذاتی آن و تلفات نیروها مطرح کرده و گفته که هر عملیاتی علیه ایران بهدلیل کمبود حمایت متحدان، دشوار خواهد بود.
🔻اکسیوس: ژنرال کین به ترامپ و مقامهای ارشد، درباره تبعات اقدام نظامی علیه ایران هشدار داده که احتمالا تبعات جدی از جمله درگیر شدن در یک درگیری طولانیمدت را به دنبال داشته باشد. او از عملیات ونزوئلا حمایت قوی کرده بود، اما در مورد ایران رویکرد محتاطانهتری دارد. «جنگطلب مردّد» معتقد است ریسکها درباره ایران بسیار بالاتر است، از جمله خطر درگیر شدن طولانیمدت و تلفات احتمالی.
🔻 وال استریت ژورنال (به نقل از مقامات آمریکایی): پنتاگون، نگرانی خود را درباره کارزار نظامی طولانیمدت علیه ایران ابراز کرده و معتقد است کارزار طولانیمدت به نیروها و ذخایر مهمات ما خسارات سنگینی وارد کند.
🔹ژنرال کین، یک سال قبل، هنگام نامزدی برای ریاست ستاد مشترک ارتش اعلام کرد: "صرفا تکیه بر قدرت نظامی برای مهار برنامه هسته ای ایران کافی نیست. واشنگتن نیازمند رویکردی جامع تر است که تعاملات دیپلماتیک، و ابتکارات و مشوق های اقتصادی را نیز در بر گیرد".
🔹همچنین سال گذشته هنگام اعلام جنگ به یمن که بیش از یک ماه ادامه پبیدا نکرد و ترامپ مجبور به اعلام آتش بس شد، "ژنرال کین نگران بود یک کمپین گسترده علیه حوثیها، منابع نظامی را از منطقه آسیا و اقیانوسیه خارج کند". (نیویورک تایمز)
🔹ارتش و دولت و اقتصاد آمریکا (در وضعیت بدهی ۳۹ هزار میلیارد دلاری) تحمل جنگ طولانی شده و فرسایشی شده را ندارند و خاطره خوبی هم در این باره در ذهن آمریکایی ها نقش نبسته است.
💢ادامه دارد
@IMANI_mohammad
از سرگیری جنگ
یا ادامه آتش بس؟ -۲
🔹در اینجا، چند گزارش و روایت آمریکایی در ارزیابی وضعیت جنگ را با هم مرور کنیم:
🔻فارن افرز: جنگ ثابت کرده که واشنگتن نمیتواند تهران را به تسلیم وادارد.
🔻نیویورک تایمز: ایران توانست ماشین جنگی آمریکا را از کار بیندازد و نشان دهد که بمبافکنها و ناوهای هواپیمابر دیگر اثر سابق را ندارند.
🔻پاتریشیا مارینز، تحلیلگر نظامی: جنگ نامتقارن ایران، دقیقاً طبق برنامه پیش رفت و موجب پیروزی از طریق تابآوری شد. آمریکا و اسرائیل، برای جنگی برقآسا برنامهریزی کرده بودند و از پاسخ پرقدرت ایران غافلگیر شدند.
🔻فارن پالیسی: هزینههای فوری جنگ حالا آشکار شده؛ قیمت نفت و گاز، افزایش چشمگیری داشته و محبوبیت ترامپ کاهش یافته است. پیامد راهبردی و بلندمدت، زلزله ژئوپولیتیکی است که تغییرات جهانی را تسریع و واقعیتهای جدید ایجاد میکنند. این جنگ، واشنگتن را تضعیف و رقبایش را تقویت کرد.
🔻ژنرال وسلی کلارک، فرمانده پیشین ناتو: تنگه هرمز، مفیدتر از سلاح هستهای است و ایران از آن بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده میکند، زیرا میداند که آمریکا پاسخی برایش ندارد.
🔻اکسیوس: ترامپ میخواهد جنگ را همین حالا و بر اساس شرایط خود به پایان برساند. اما کمتر از یک روز تا انقضای آتشبس، ایران همچنان تنگه هرمز را کنترل میکند.
🔹این وضعیت، بن بستی خفه کننده برای ترامپ ایجاد کرده است. غرور او، اجازه نمی دهد شکست بزرگ را به جای رویای "بزرگترین پیروزی" بپذیرد، اما ناتوانی و ترس هم مانع از آن است که جنگی نامحدود را از سر بگیرد.
🔹بن بست آمیخته به تحقیر آمریکا، به علاوه مشکلات روانی و شخصیتی ترامپ، موجب شده تا او بیش از معدل قبلی خود، دروغ بگوید و آشفته تر حرف بزند.
🔹دروغ و تناقض و غیر قابل پیش بینی بودن، که دیگر صرفا شگرد ترامپ نیست، بلکه در درماندگی او هم ریشه دارد، موجب می شود مذاکره از همیشه بی اعتباتر شود.
🔻سیانان: ترامپ با اظهاراتش که اغلب از سوی ایران رد شده، فرآیند مذاکرات را پیچیده کرد. مقامات آمریکایی اذعان کردهاند که اظهارات او به مذاکرات آسیب زده است.
🔻واشنگتن پست: اظهارات ترامپ به طور فزاینده، متناقض است و بیثباتی در سیاستگذاری را آشکار میکند. مقامات دولت مجبور بودهاند این ادعاها را اصلاح کنند. زیادهخواهی او در مواضع عمومی، مذاکرات را به هم می زند.
🔻سیانان: ترامپ دربارۀ جنگ ایران، اخبار جعلی میسازد. فراوانی اظهارات نادرستش، اعتماد به گفتههای او را ناممکن می کند؛ فارغ از اینکه عمداً افکار عمومی را در باره این جنگ فریب داده باشد، اطلاعات نادرست گرفته باشد، و یا دچار سوءتفاهم شده باشد.
🔻سیبیاس: ترامپ ظرف ۳ روز تغییر موضع داد. در مصاحبهای گفت ایران با همهچیز موافقت کرده و آمریکا اورانیوم را خواهد گرفت. اما ایران مطلقا این ادعا رد کرد. ترامپ گفت فکر نمیکند اختلافات زیادی درباره توافق وجود داشته باشد، اما بعدا گفت بسیار بعید است آتشبس را تمدید کند.
🔹مطابق آنچه گفته شد، چون نقشه جنگی ترامپ در مقابل تدبیر حکیمانه و قاطع ایران در هم شکسته، او قادر نیست برنامه پخته و موثری هم در مذاکره و ادامه یا نقض آتش بس داشته باشد.
🔹بنابراین، او چه در دعوت به مذاکره و چه تهدید نظامی، عمدتا رفتار قمار بازانه ای را در پیش گرفته که بنیان محاسبه اش، شانس "اخلال در انسجام اجتماعی- سیاسی و دستگاه محاسباتی طرف ایرانی" است.
🔹رسانه های صهیونیستی و آمریکایی همسو با ترامپ، تقلای گسترده ای برای القای دودستگی در ایران درباره "جنگ یا آتش بس و مذاکره" می کنند؛
🔹و حال آن که تجارب مشترک مذاکره و جنگ، ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را در میدان "جنگ- مذاکره"، همدل تر از همیشه کرده است. امروز، مقاومت و ایستادگی مقتدرانه، روحیه جمعی و باور فراگیر ملت ماست.
🔹آمریکا، نمی تواند ضربه بزند و بگریزد. ایران با نمایش "پیش درآمد جنگ منطقه ای" نشان داد که جنگ محدود و کنترل شده معنا ندارد.
🔹البته ایران و متحدانش، هنوز ابعاد واقعی جنگ منطقه ای را (از جمله در باب المندب و دریای سرخ) به اجرا نگذاشته اند.
🔹اما اقتصاد جهانی و آمریکا، تا همین جا هم نشان داده اند که تحمل شوک های بزرگتر را ندارند. قمار بزرگتر، نسخه نابودی ترامپ را می پیچد.
🔹شاید هم زمان قربانی کردن او از سوی "کارفرمایان جزیره اپستین" رسیده باشد. اما در هر صورت، آمریکا و اسرائیل، از ادامه جنگ طرفی نخواهند بست و ناچارند با توافق یا بی توافق، با آتش بس یا بدون آن، فعلا فتیله جنگ را پایین نگه دارند/ پایین بکشند.
@IMANI_mohammad
.
شناسایی و شکار فرمانده عملیاتی موساد
🔹اسرائیل تا می توانست تلفاتش در جنگ با ایران به ویژه تلفات نظامی و امنیتی را پنهان کرد. اما دیوید بارنیا، رئیس موساد امروز گفت:
🔻یک مأمور موساد که با نام «م» شناخته میشود، در جریان عملیاتهایی علیه ایران در خارج از کشته شده است. او در عملیات «شیر غران» علیه ایران نقش داشت. عملیاتهایی که او رهبری میکرد، ترکیبی از خلاقیت، زیرکی و فناوری بود و تأثیر قابلتوجهی بر موفقیت کارزار علیه ایران گذاشت.
🔹در بیانیه کوتاه موساد نیز آمده که "این مأمور نقشی مهم در جمعآوری اطلاعات و انجام عملیات مرتبط با برنامههای ایران ایفا کرده است".
🔻رده و جایگاه این فرد احتمالا آن قدر بالا بوده که امکان کتمان کشته شدنش وجود نداشته است. رئیس موساد می گوید "مامور" اما اذعان می کند که وی، عملیات هایی را رهبری می کرده است.
🔹این فرمانده عملیاتی موساد، کجا کشته شده؟ قبرس؟ اردن؟ امارات؟ یا عربستان؟
🔻محل هلاکت وی مشخص نیست. اما روشن است که طرف ایرانی فراتر از قدرت عملیات موشکی و پهپادی، دارای قدرت و دقت بالای اطلاعاتی در شناسایی فرماندهان ارشد دشمن و مراکز استقرار آنهاست.
@IMANI_mohammad
اولویت، مذاکره نیست
تلافی نقض آتش بس است
آمریکا و اسرائیل از روز اول، آتش بس را با حیله گری -به شکل پنهان و آشکار- نقض کردند و این نقض را توسعه دادند، از جمله در ماجرای حمله به لبنان، و توقیف دو کشتی ایران (در اقیانوس هند و ورودی دریای عمان) ظرف دو روز.
می خواستند ما را در رودربایستی و تردید آتش بس بیندازند و کار خود را پیش ببرند. اما ایران، پس از پافشاری ترامپ بر تداوم محاصره دریایی، تنگه هرمز را دوباره بست و برتری راهبردی خود را نشان داد.
ترامپ و تیم او، دائما تهدید های بالاتر را اظهار کرده و در سطحی پایین تر به اجرا گذاشته ند، تا مثلا زیر آستانه تحمل و خطوط قرمز ایران به نظر برسد و ایران را در واکنش به تردید بیندازد!
واقعیت این است که آتش بس در این دو هفته، با اقدامات متعدد نظامی دشمن، زیر پا گذاشته شده و در چنین فضایی، ژست مذاکره او، بیشتر عملیات فریب و باج خواهی است و نه تعامل، حتی برای تمدید آتش بس.
بنابراین، اکنون مسئله و اولویت ما، نه مذاکره است و نه تمدید آتش بس. باید پاسخ نقض آتش بس و تعرض نظامی را با قاطعیت داد، نه اینکه دلمشغول بحث رفتن یا نرفتن به مذاکره شد.
آن نقض دغلکارانه که با قاطعیت در میدان جبران شد، آن وقت می توان درباره مذاکره هم تامل کرد.
شاید هم، اکنون نوبت انسداد باب المندب در کنار انسداد تنگه هرمز است. ترمز دشمن یاغی، فقط با اِعمال زور موثر و نشان دادن ضرب شست، کشیده می شود.
@IMANI_mohammad
.
پاسخ علوی ایران
به رفتار اموی ترامپ
دونالد ترامپ، پس از ادعای تمدید (یکطرفه) آتش بس گفت: "تنگه هرمز عملا در کنترل آمریکا است و هیچ کشتی اجازه رفتن به بنادر ایران را ندارد و ایران با یک فاجعه اقتصادی روبرو است. محاصره دریایی ادامه خواهد داشت".
البته تنگه هرمز، نه در اختیار آمریکا بلکه در قبضه ایران است. که اگر در اختیار آمریکا بود، باید کشتی ها و نفتکش ها به میل ترامپ تردد می کردند، نه به اراده قاهر ایران.
اما خباثت ترامپ در برقراری محاصره دریایی در ورودی دریای عمان به اقیانوس هند، یادآور شرارتی است که لشکر شام به فرمان معاویه مرتکب شدند و امیر مومنان (ع) با بسیج لشکریان خود، درسی سخت به آنها داد.
اولویت امام در مقابل اردوگاه شام، پرهیز از جنگ و استقبال از مذاکره بود اما وقتی کار به جنگ افروزی رسید، ماجرا و حکم آن هم تغییر کرد.
لشکر شام، زودتر به صفین رسیدند و به دستور معاویه، فرات را محاصره کردند. برخی مشاوران، معاویه را از محاصره آب نهی کردند و گفتند: «علی کسی نیست که تشنه بماند.» اما خصم مغرور، بر محاصره آبی اصرار داشت.
لشکر شام، با چند صف تیر انداز و نیزه دار و زره پوش، مسیر آب را مسدود کرده بود. عطش بر لشکر امام فشار آورد و شکایت نزد ایشان بردند.
امیر مومنان (ع) در این هنگام، زمام کلام را به دست گرفت و چنان آتشین سخن راند، که لشکر به غیرت و هیجان آمد، بر دشمن تاخت، محاصره را در هم شکست و لشکر خصم را تاراند.
خطبه، کوتاه اما پر حرارت است؛ آن چنان که تا ابد، راهنمای هر امت شرافتمند و آزاده است. امیر مومنان (علیه السلام) -که جان ما فدای او باد- فرمود:
"قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ؛ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ.
أَلَا وَ إِنَّ مُعَاوِيَةَ قَادَ لُمَةً مِنَ الْغُوَاةِ وَ عَمَّسَ عَلَيْهِمُ الْخَبَرَ حَتَّى جَعَلُوا نُحُورَهُمْ أَغْرَاضَ الْمَنِيَّة.
شما را به جنگ فراخوانده اند. پس، یا به ذلت تن دهید و در جای خود بمانید، یا شمشیرها را از خون ها سیراب کنید تا از آب سیراب شوید. که مرگ، در زندگی توام با شکست شماست، و زندگی، در مرگ پیروزمندانه تان.
بدانید که معاویه، گروهی از گمراهان را به دنبال خود کشانده و حق را از آنان پنهان کرده تا گردن های خود را آماج تیرها و شمشیرها کنند". (خطبه ۵۱ نهج البلاغه)
اکنون، ماییم و سرکرده باند جنایتکاران و راهزنان. ترامپ ثابت کرده است که مطلقا زبان مذاکره و منطق را نمی فهمد؛ اما زبان قدرت و قاطعیت را کاملا خوب شیرفهم می شود.
ترامپ، هیچ طرفی از تحمیل جنگ و سپس چند نوبت اولتیماتوم دادن نبست، بلکه ظرف چهل روز، سرشکسته شد. او سپس با وجود ادعای آتش بس، مرتکب محاصره دریایی شد که رفتار جنگی و نقض آتش بس است.
حمله به دو کشتی و نفتکش ایرانی، نیازمند مجازاتی عبرت آموز است و فرزندان حیدر کرار (ع) به اذن الهی، این عقوبت را به اشرار خواهند چشاند و حقارت امویان مدرن را بیشتر به رخ خواهند کشید.
@IMANI_mohammad
.
ایران دارد، آمریکا ندارد
در جنگ پنجاه و چهار روزه؛
ایران، راهبردی و منسجم و با وقار رفتار کرده است؛
و آمریکا، آشفته و هیجانی و سردرگم.
ایران، رهبر حکیم خود را که معمار قدرتمندی کشور و افول قدرت آمریکا بود، در جنگ از دست داد.
اما معماری رهبر شهید چنان مستحکم بود که ایران، منسجم و مقتدر ایستاد و بزرگترین شکست هشتاد سال اخیر را به آمریکا تحمیل کرد؛
در مقابل، آمریکا شبه رهبری دارد که معمار از هم گسیختگی، آشفتگی و تحلیل فزاینده اقتدار و اعتبار آمریکاست.
رهبر جدید ایران، در کنار جراحت، داغدار شهادت مظلومانه پدر و همسر و سه هزار و چهار صد فرمانده و مدیر و نخبه و شهروند ایرانی است؛ اما حکیمانه و باوقار، خیابان و میدان نظامی و دیپلماسی را پیش برده است.
او آخرین بار اذن مذاکره با دشمن را داد و بار دیگر خباثت و عهدنشناسی آمریکا را نمایان کرد؛
سپس، درست جایی که ترامپ تهدید را چاشنی کار کرده بود تا جنگ را مغلوبه کند و امتیاز بگیرد، میز بازی دشمن را به هم زد.
با اقتدار، راه سوء استفاده حریف از مذاکره را بست و مجوز برخورد مقتدرانه با دشمن را در دریا صادر کرد.
در مقابلِ رهبر جدید ایران -که نیم قرن در مکتب امام شهید انقلاب، حکمت نظری و عملی آموخته است- سیاستمدار جنایتکار اما وامانده ای است که همه دنیا بر خِرد آشفتگی و زوال عقل وی گواهی می دهند.
آیا پیروز این میدان، که یک طرف آن شرارت و جنایت و تحمیل جنگ است و طرف دیگر، دفاع شرافتمندانه و حکیمانه و مقدس، به روشنی معلوم نیست؟
@IMANI_mohammad
.
فرافکنی یک روانپریش
ترامپ و حلقه تصمیم گیر او، به وضوح در مقابل رویکرد ایران در مذاکرات، در مانده و کلافه هستند.
برنامه و بازی آمریکا این بود که آنچه را در میدان نظامی کسب نکرده، با مذاکره به دست آورد و ضمن القای «شکست ایران» از این طریق، در کشور ما دو دستگی ایجاد کند تا بتواند وحدت کلمه را که زیرساخت پیروزی ملت ایران در جنگ بود، ویران کند.
دونالد ترامپ ادعا کرده: ایران در داخل خود در تعیین اینکه رهبرش چه کسی است با مشکل بسیار بزرگی روبهرو شده است. تندروها که در میدان جنگ در حال شکست خوردن هستند، با میانهروها که اصلاً هم چندان میانهرو نیستند اما در حال کسب احترام هستند، در یک درگیری هستند و این درگیری کاملاً دیوانهکننده است.
او قبل از تمدید یکطرفه آتش بس مدعی شده بود در ایران اختلاف وجود دارد و تمدید آتشبس، برای ارائه یک پاسخ مشترک و توافق طبق نظر اوست.
ترامپ، همچنین توییت یک نویسنده واشنگتنپست را بازنشر و مخالفان توافق در ایران را تهدید به ترور کرد: «اگر در ایران دودستگی وجود دارد و یک گروه خواهان توافق است و دیگری خواهان توافق نیست، بیایید کسانی که خواهان توافق نیستند را بکشیم».
اما واقعیت چیست؟ ایران، بازی حکیمانه ای در مقابل نیرنگ ترامپ انجام داد. بار اول، هیئتی را برای مذاکره به پاکستان فرستاد و بار دوم، از مذاکره مجدد خودداری کرد و آن را دست کم به توقف نقض آتش بس ادعایی و محاصره دریایی موکول کرد.
ایران با این کار، هم حسن نیت خود را به دیگر کشورها نشان داد که از توقف جنگ سود می برند، هم آشکار کرد که طرف آمریکایی قائل به تعامل محترمانه نیست و بنابراین مذاکره با او، محال و ممتنع است، و هم انسجام اجتماعی و سیاسی در داخل را به واسطه تجربه جدید، بیشتر تقویت کرد.
رهبر انقلاب، که میراث دار حکمت رهبر شهید انقلاب است، اجازه مذاکره را داد و برای آن، چهارچوب حکیمانه ای مبتنی بر مطالبات ایران و امنیت و منافع ملی تعیین کردند. بررسی رفتار سرکشانه فرستادگان دولت آمریکا، نشان داد که ادامه مذاکره، بیهوده و بی دستاورد اما واجد خسارت است و ترامپ، حتی از تهدید مذاکره کنندگان هم دریغ نمی کند. طبیعی است که ملت پیروز در جنگ، در حالی که پای خود را بر گلوی متجاوزان در تنگه هرمز گذاشته، اهرم های بازدارنده نظامی و هستهای را واگذار نکند، بلکه بر دریافت غرامت و تأدیب متجاوز و تضمین عدم تکرار تعرض تاکید داشته باشد
بر اساس رفتار طرف آمریکایی در مذاکرات به علاوه نقض آتش بس (ادعای محاصره دریایی)، جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت این بار «نه» بگوید و نقشه آمریکا برای «دیکته از مسیر مذاکره و نمایش پیروزی در جنگ» را بر هم بزند.
ترامپ اگر واقعا دنبال مذاکره و توافق بود، در دو نوبت، وسط مذاکره در حالی که ادعا می کرد توافق نزدیک است، مرتکب خیانت و جنگ نمی شد. دولت ما در حالی که سرگرم مذاکره بود، مورد حمله قرار گرفت، آقای پزشکیان مجروح شد و چند وزیر او به علاوه دبیر شورای عالی امنیت ملی، به شهادت رسیدند. بنابراین، ادبیات ترامپ، مهمل گویی آشکار است. و با توجه به سوابق روان پریشی و خیانت و خباثت وی، ناتوان از ظرفیت موثر برای فریب و شکاف افکنی در ایران است.
ایران، در مقابل شگرد «فشار/مذاکره» و رفتار ناقض آتش بس، چند کشتی را توقیف کرد. ضمنا این بار ترامپ را مجبور کرده بدون دریافت امتیاز مذاکره (قابل فاکتور به عنوان عقب نشینی ایران) از موضع تهدید و اولتیماتوم و «آتشبس به شرط مذاکره» عقب نشینی کند.
این، دومین شکست، پس از شکست در میدان نظامی، برای ترامپ بسیار سنگین است و او تقلا می کند تا با فرافکنی، شکست راهبردی خود را به زمین ایران بیندازد و حال آنکه شخص وی، به عنوان عامل بدترین شکست نظامی، و بدترین دوستگی داخلی در تاریخ چند ده ساله آمریکا شناخته میشود. بیش از بیست مقام دولتی و نظامی ارشد، به خاطر نافرمانی و مخالفت، در دولت او اخراج شده اند. مقبولیت وی در پایان سال اول ریاست، سقوط فاحشی را تجربه کرده است؛ و از او در آمریکا، به عنوان دیوانه ای دردسر ساز و فاقد راهبرد که اقتدار و اعتباری ۸۰ ساله را در آستانه نابودی قرار داده، یاد می شود.
او در آمریکا، به عنوان رهبری فاقد کمترین شایستگیهای رهبری شناخته می شود؛ متهم قربانی کردن منافع ملی پای قمارهای سیاسی و اقتصادی خود است, و متهم جنایاتی بزرگ در پرونده مافیای اپستین شناخته می شود.
ترامپ، گروگان این مافیاست و هیچ بعید نیست که همچون جفری اپستین، پس از پایان تاریخ مصرفش، سر به نیست شود.
@IMANI_mohammad
ارزیابی متن و فرامتن مذاکرات پاکستان -۱
انجام و فرجام مذاکره اخیر در پاکستان، یک تجربه دیگر بر تجارب قبلی ما افزود و عبرت هایی با خود به همراه داشت.
می توان بررسی کرد که آیا شرکت در این مذاکره، ضروری بود یا نه؟ مصلحت واقعی پشت آن بود، یا تصوری غیر واقعی از مصلحت؟
برای جلب منفعت بود یا دفع ضرر؟ سودمند بود یا زیانبار؟ هدف، حاصل شد یا نقض غرض شد؟ نیاز بود هیئت مذاکره کننده در سطح ریاست مجلس باشد یا نه؟
اولا اقدام در متن قواعد و قوانین ثابت، به نتیجه واحد و نه متفاوت ختم می شود. ذات آتش، سوزانندگی است و اقتضای دمای صفر درجه، انجماد.
توقعی خلاف واقع بوده، اگر تصور شده باشد آمریکا آن هم از نوع ترامپی -که با هیچ کشوری، مذاکره و توافق محترمانه نداشته، و دو بار فقط در یک سال اخیر به ما خیانت کرده- این بار رفتار متفاوتی داشته باشد.
رهبر شهید ما، ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، با اشاره به سوابق بدعهدی و یاغیگیری آمریکا فرمودند: "تجربه میگوید مذاکره با چنین دولتی غیرعاقلانه، غیرهوشمندانه و غیرشرافتمندانه است و با آن نباید مذاکره کرد".
با وجود این یقین، دولت نوپا هنوز تصور می کرد مذاکره، هم سایه جنگ را دور می کند و هم (به ادعای رئیس و عضو دیگر شورای اطلاع رسانی دولت) موجب شراکت و جذب سرمایه گذاری دو هزار میلیارد دلاری می شود.
دو بار خیانت آمریکا در خرداد و اسفند پارسال، نشان داد که مذاکره نه دفع شر کرد و نه جلب منفعت. دشمن از رصد علاقه افراطی به مذاکره با طرف پایمال کننده برجام، دچار سوء محاسبه و تشدید دشمنی و ارتکاب جنگ شد.
اما ماجرای مذاکرات پاکستان. ترامپ، ناکام در چهل روز جنگ و تمدید چند نوبت اولتیماتوم، دنبال راه گریز آبرومندانه می گشت.
او آخرین بار مدعی نابودی تمدن ایران شده و ضمنا پاکستان را برای آتش بس واسطه کرده بود تا از بن بست خودساخته رها شود.
پیشنهاد مذاکره، راه در روی او بود. در این طرف، پیشنهاد محل بحث قرار گرفت و نظرات مختلف مطرح شد.
ترامپِ خودکامه، بدون اعتنا به مصالح ملت آمریکا و صرفا به عنوان گروگان باند صهیونیستی "اپستین" رفتار می کرد. اما در این طرف، بحث های آزاد و مشورت در جریان بود.
💢ادامه دارد
@IMANI_mohammad
ارزیابی متن و فرامتن مذاکرات پاکستان -۲
رهبر انقلاب، پس از دریافت همه نظرات و ملاحظه نظر دولت، مجوز مذاکره مشروط را با احصاء برخی شروط مهم صادر کردند. همچنین درخواست دولت برای ریاست هیئت مذاکره کننده از سوی آقای قالیباف را هم پذیرفتند.
البته شیاطین آمریکایی، نمی توانستند این بار بر خلاف ذات خدعه و خیانت همیشگی خود رفتار کنند. آنها می خواستند ناکامی در میدان را پای مذاکره جبران کنند و وانمود کردند ایران کم آورده و باید امتیازات بزرگی بدهد!
و این در حالی بود که قبل از برپایی مذاکره و برای جلب نظر ایران به طرف میاجی گفته بودند حاضرند بر اساس چهارچوب ده بندی طرف ایرانی مذاکره کنند.
در همین حین، رژیم صهیونیستی اولین شرط آتش بس (توقف حمله به لبنان) را زیر پا گذاشت و آمریکا، دومین نقض آشکار را با اعلام محاصره دریایی مرتکب شد.
این در حالی بو که طرف ایرانی، مجوز بازگشایی محدود تنگه هرمز و تردد برخی کشتی ها را صادر کرده بود.
برای چندمین بار، آشکار شد که آمریکا دنبال تعامل محترمانه -حتی در وضعیت ضعف خود- نیست، بلکه میز مذاکره را محل دیکته عقده های ناگشوده خود می داند.
ونس، معاون ترامپ، پس از به بن بست رساندن مذاکرات به فاکسنیوز گفت:
"خطوط قرمز خود را به روشنی مشخص کردیم و حالا نوبت تهران است که قدمی بردارد. نمیخواهم بگویم که فقط اوضاع بد پیش رفت، بلکه معتقدم اتفاقات خوبی هم افتاد. ما پیشرفت زیادی داشتیم... آنها قادر نبودند توافقی را نهایی کند. باید به تهران برمیگشتند تا یا از رهبر یا از جای دیگری، تأییدیه شرایطی را که ما تعیین کرده بودیم، بگیرند.»
روزنامه فایننشال تایمز هم فاش کرد: "ونس، پس از مذاکرات ناموفق در پاکستان، با حال و هوایی خوشبینانه بازگشت و به افراد مورد اعتمادش گفت که محاصره، احتمالاً ظرف چند روز ایرانیها را وادار به تسلیم خواهد کرد".
او بد محاسبه کرده بود. آیا نوع مواجهه تیم ما در این باره نقش داشت؟ آیا اولویت بندی در مواجهه با طرف جنایتکار و جنگ افروزی که رهبر و 3400 شهروند ایرانی را به شهادت رساند، رعایت شده بود؟
آیا معقول بود که تعطیلی 10- 15 یا 5 ساله برنامه غنی سازی در مقابل دریافت قسطی 20 میلیارد دلار پول بلوکه شده، موضوع مذاکره شود در حالی که عدم مذاکره در باره حقوق هسته ای و مواد غنی سازی شده، جزو شرط ها بود؟
یک نکته کلان و بسیار مهم درباره متن و فرامتن هر مذاکراتی از جمله مذاکره اخیر، این است که مراقب باشیم چه ادراکی به طرف متخاصم منتقل می شود.
آیا از موضع قدرت جدید منطقه ای، و پیروز میدان و طلبکارانه است، یا از موضع غفلت از اولویت بندی و تنازل به معامله سطح پایین؟ این مهم، غالبا در مذاکرات برجام و پسا برجام رعایت نشد و خسارت به دنبال آورد.
شرکت رئیس مجلس در این مذاکره، دو لبه متفاوت داشت. از یکسو، مذاکره در سطح بالاتری انجام می شد، با این احتمال که موثر تر و مفید تر باشد. از طرف دیگر، احتمالا خلط شان نظارتی مجلس (نهاد مطالبه گر) با ماموریت های وزارت خارجه بود.
برخی تحلیلگران می گویند نباید آقای قالیباف، برای مذاکره ای که سرنوشت آن معلوم بود، هزینه شود و به برخی مجادلات و ابهامات دامن بزند.
این، فارغ از هزینه فداکارانه ای است که آقای قالیباف برای کشور به جان خرید، و مواضع انقلابی بسیار خوبی که قبل و بعد از مذاکرات گرفت.
💢ادامه دارد
@IMANI_mohammad
ارزیابی متن و فرامتن مذاکرات پاکستان -۳
جمع بندی مذاکرات، به همراه برخی نقدها و ملاحظات فنی قابل تامل، تقدیم رهبر انقلاب شد. نهایتا تصمیم بر آن شد که برای به هم زدن بازی آمریکا و تثبیت پیروزی میدان، این بار مذاکره برگزار نشود.
علت هم به میانجی پاکستانی و طرف آمریکایی ابلاغ شد: مادام که طرف مقابل، آتش بس را زیر پا می گذارد و متعرض کشتی های ایران می شود، مذاکره معنایی ندارد و آتش بس هم در واقعیت امر، لغو است.
نکته قابل تامل اینکه ترامپ نوبت قبل، آتش بس کذایی را در ازای دریافت امتیاز مذاکره فروخت، اما این بار در مقابل استقامت و اقتدار و تدبیر ایران، مجبور شد با وجود لغو مذاکرات، آتش بس را به شکل یکطرفه تمدید کند.
ایران در مرحله جدید، نه تنها مذاکره نکرد، بلکه سه کشتی و نفتکش متخلف را هم در خلیج فارس مورد اعمال قانون قرار داد و مجددا نشان داد که تنگه هرمز، با تهدید و شیطنت های آمریکا گشوده نخواهد شد.
آمریکا، مرتکب جنایت جنگی آن هم وسط مذاکره شده و بنابراین، هر نوع مذاکره ای باید شامل معرفی رسمی متجاوز، مجازات جنایتکاران، دریافت غرامت، و ارائه تعهد معتبر مبنی بر عدم تکرار جنایت باشد.
با وجود برخی اشکالات در کیفیت مذاکره، کشور ما دستاوردهای فرا مذاکراتی در زمینه تقویت نیروهای مسلح و قدرت آفندی و پدافندی کشور هم داشت.
ضمنا -ولو با پرداخت هزینه هایی- بار دیگر حجت بر دیر باورترین افراد تمام شد که آمریکا دنبال دیکته و تحمیل است و نه توافق محترمانه.
انواع اهانت ها و دروغ هایی که ترامپ بر زبان راند، از کلافگی و درماندگی در مقابل ابتکار عمل رهبری ایران حکایت می کند. او کوشید با فرافکنی، دودستگی و شکافی را که شخصا در آمریکا به بار آورده، به ایران نسبت دهد.
این در حالی است که هم در میان مردم و هم در میان مسئولان ایرانی، بالاترین انسجام ممکن ظرف چند سال اخیر پدید آمده است. در عین حال باید مراقب مشورت های مسموم جریان نفوذ و همچنین اختلاف افکنی خنّاسان بود.
بسیار ضرورت دارد که اعضای تیم مذاکره کننده، عبرت ها و درس های مذاکره اخیر را برای ارتقای انسجام ملی بازگو کنند و راه دو قطبی سازی های جعلی (مثل مذاکره یا مقاومت) را ببندند.
همچنین، مهم است که ایستادگی بر مطالبات و خطوط قرمز رهبر انقلاب جا بیفتد و مدیران ارشد بر این اصل تاکید کنند که خطوط قرمز حکیمانه ای که از سوی رهبر انقلاب اعلام و ابلاغ می شود، غیر قابل عدول و چانه زنی است.
@IMANI_mohammad