- Innate Domain🇱🇧🇮🇷.
ببخشید ولی من خیلی بهم برخورده که امام جامعم باید بیاد اینو بگو:) یعنی چی باشیم یا نباشیم؟ یعنی خاک
خدایا من دیگه توانایی یه ده اسفند دیگهرو ندارم، همونموقعشم عجیبه که زنده موندم.
الان باز یکی میاد میگه قصاص قاتلین امام شهید در مذاکرهست:))))
خستم کردین.
- Innate Domain🇱🇧🇮🇷.
خدایا من دیگه توانایی یه ده اسفند دیگهرو ندارم، همونموقعشم عجیبه که زنده موندم.
هیچوقت روز دهم اسفند و یادم نمیره، از زمانی که خبر فوت مادربزرگمو بهم رسوندن وحشتناک تر بود، پنیکی کردم که تا حالا تو عمرم نکرده بودم، انقد حالم بد شد که در ثانیه هرچی سحری خورده بودم و بالا آوردم و اونروز سه الی چهار ساعت بیشتر نخوابیدم، وسط خوابم هی بلند میشدم اخبار و چک میکردم دوباره خبر میخورد تو صورتم دوباره گریم میگرفت و با گریه میخوابیدم، اونروز گشنه و تشنه به افطار رسید ولی حتی نمیتونستم افطار کنم، میخواستم همهچیو بزنم بشکونم، خشمگین بودم، ناراحت بودم، دستم به هیچجا بند نبود، فقط میتونستیم تا نصفه شب تو خیابونا باشیم و شعار بدیم.
یادم اومد از اونروز دیگه بمب و موشک برام مهم نبود، نه اینکه آدم شجاعی باشم نه، هروقت هرکس میخواد از بچگیم تعریف کنه میگه حانیه خیلی جون دوست بود، روز اول جنگ داشتم سکته میکردم، از شدت ترس گریم گرفته بود، بدنم یخ کرده بود ولی از ده اسفند به بعد واقعا نمیترسیدم، نمیدونم نمیترسیدم یا دیگه برام مهم نبود:)
نمیخوام دوباره اون حسارو تجربه کنم، وحشتناکترین حسای زندگیم بود، من لحظاتی و تو زندگیم حس کرده بودم که حتی نمیتونستم تکون بخورم یا از شدت گریه نفس بکشم ولی این؟ فرق داشت، واقعا مثل جون کندن بود، جدا شدن روح از تن.
دوروزه پیکر رهبر شهیدمون و دفن کردیم آقایون رفتن مذاکره:)
بهم بگو تندرو ولی واقعا مذاکره دردی رو دوا نمیکنه که اگر میکرد جنوب ایران نمیشد جنوب لبنان.