eitaa logo
- Innate Domain🇵🇸.
78 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
425 ویدیو
2 فایل
من؟طومارِ طولانیِ‌ انتظار! و اینجا؟مجموعه‌ ناممکناتِ خفته در گلو. . . ⁹⁹`‌⁹`²⁴ •| https://daigo.ir/secret/61047177 https://harfeto.timefriend.net/17323912106447|•
مشاهده در ایتا
دانلود
‌18!
خیلی دلم میخواست یه متن بلند بالا بنویسم به مناسبت ۱۸سالگیم اما دیدم چیز خاصی برای گفتن ندارم، درواقع تصورم از منِ ۱۸ساله شاید چیز دیگه‌ای بود، قبلا خیلی ازش میترسیدم؛ فکر میکردم مسئولیتای زیادی میاد روی دوشم، فکر میکردم از این به بعد خیلی بزرگ میشم اما حالا میبینم تفاوت چندانی با سالای قبلِ ۱۸ سالگیم نداره البته اینایی که میگم برای الا قضاوت زیادیه اما حداقل چیزی که حس میکنم اینه که قرار نیست کار عجیبی انجام بدم یا اتفاق عجیبی بیوفته، قراره مثل قبل به زندگیم ادامه بدم با این تفاوت که بزرگ‌تر شدم و تجربه‌های بیشتری کسب کردم و تا حدی محکم تر شدم و شاید هم خیلی عوض شدم! اما با تموم این حرفا دلم میخواد از این سن به بعد آدمِ مفیدی باشم و اگر کسی ازم پرسید چیشد که اینطوری شدی بگم همه‌چی از ۱۸ سالگیم شروع شد! ۲۸/خرداد /۱۴۰۲،تولد ۱۸ سالگیم :)
ولی من وقتی حالم بده بیشتر نیاز دارم کسی پیشم باشه تا وقتی حالم خوبه:)
پشتیبانم چندروز پیش داشت بهم میگفت حانیه چندروز مونده به کنکور بزار فقط خستگی جسمی برات باشه، یه کاری کن خستگی ذهنی نداشته باشی. میخواستم بهش بگم من خیلی تلاش کردم خیلی دلم میخواست فقط خستگی جسمی داشته باشم، خیلی دلم میخواست از لحاظ ذهنی خیالم راحت باشه، خیلی دلم میخواست فقط نگرانیم لحظه کنکور باشه، ولی هردفعه یه موضوع جدید یا چیزای جدیدتری پیش میومد که ذهنم باهاشون درگیر میشد و خیلی از راهارو امتحان کردم ولی تاثیر چندانی نداشتن فقط هردفعه ذهنم خسته تر شد و الا منم و یه بارِ خستگی ذهنی که دیگه از سر و کله زدن باهاش خسته شدم و دیگه نمیدونم باید چیکار کنم؛ اما به جای همه‌ی اینا فقط گفتم باشه.
هرچقدر فکر میکنم که کلمات رو کنار هم بچینم و وضعیت رو شرح بدم ذهنم بیشتر دچار فقر کلمات میشه، فقط میخوام بگم من واقعا خسته و ناراحتم.. بدون تعارف...
از این حرف که بقیه میگن چیزی نشده خودت و ناراحت نکن واقعا متنفرم، هیچکس نمیدونه تو ذهن یکی دیگه چی میگذره، هیچکس نمیدونه توی اون لحظه اون فرد داره به چی فکر میکنه، هیچکس نمیدونه چی داره اذیتش میکنه، چیزی که ما میبینیم فقط ظاهره و اون حرف فقط آتیش اون آدم و زیاد میکنه و تو ذهنش این تداعی میشه که آره چیز خاصی نیست من شلوغش کردم درحالیکه شاید اون آدم تو اون لحظه نمیتونسته اون اتفاق یا اون چیزی که تو ذهنشرو هضم کنه.
و حسن ختام حرفام که به حرفای بالا ربطی ندارن؛:فقط میخوام بگم با آدمایی که بهتون اهمیت میدن، دوستتون دارن، براشون حالتون مهمه، چیزی رو ازتون پنهان نمیکنن، دلتنگتون میشن و... خوب رفتار کنین، دوستشون داشته باشین، بهشون اهمیت بدین روزی میرسه که میبینین هیچکس نیست که شما براش مهم باشین، هیچکس نیست حالتون براش مهم باشه و اون لحظه واقعا دیره..واقعا!
هیچکس نمیدونه تو چقدر اذیت میشی تا وقتی که تو ذهنت باشه.
واقعا نمیفهمم فلسفه نخوابیدنم وقتی خوابم میاد چیه؟حتما باید فرداش از بیست و چهار جهت جغرافیایی دچار گسستگی بشم تا دوباره بگم امشب زود میخوابم و دوباره به همین منوال:/ خب برو بگیر بخواب بچه.