چرا وقتی از یکی متنفرین یا به هر دلیلی دیگه باهاش دوست نیستین جوری رفتار میکنین انگار اون مسبب همه چیه؟
نمیفهممتون!
تاحالا به آدمِ خودتون فکر کردین؟ نه اینکه مختص شما باشهها نه، یعنی آدمی که بفهمتت، درکت کنه، همهجوره کنارت باشه، رشدت بده و...
اگه کنارتون دارینش ازش تشکر کنین و قدرش و بدونین:)
لحظهها خیلی زودتر از چیزی که فکر میکنیم تموم میشن و حسرت و همراه خودشون میارن.
کاش اورثینکام نبود، کاش دوست داشتنام کافی بود، کاش یه چیزی اینوسط درست پیش میرفت، کاش میتونستم یکی دیگه بشم، کاش...
دیگه هیچی جواب نیست؛ فقط یه گوشه از بین الحرمین رو سنگای یخ و یه روضه جوابه.
من تغییر ذائقهی ذهنم و وقتی متوجه شدم که بعداز دیدن اتک، دیدن فیلمای خشن برام کاملا عادی شد و دیگه مثل قبل حالم بد نمیشد.
مراقب اطلاعاتی که وارد ذهنتون میکنین باشین، تغییر ذائقه چیزی نیست که یهویی اتفاق بیوفته و شما سریع متوجهش بشین؛ به تدریج اتفاق میافته و وقتی به خودتون میاین که کاملا براتون عادی شده.