eitaa logo
- Innate Domain🇵🇸.
78 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
425 ویدیو
2 فایل
من؟طومارِ طولانیِ‌ انتظار! و اینجا؟مجموعه‌ ناممکناتِ خفته در گلو. . . ⁹⁹`‌⁹`²⁴ •| https://daigo.ir/secret/61047177 https://harfeto.timefriend.net/17323912106447|•
مشاهده در ایتا
دانلود
آخرش من میمونم و اونهمه انتظار.
نمیبینی تلاشم و؟
فعلا میرم تو غارم تا باز ببینم چی میشه.
وقتی حوصله‌ی کسی و ندارین یا بگین، یا اینکه جوری رفتار نکنین آدم با ذوق ادامه بده و یهو بخوره تو پرش!
واقعا داره از خودم و احساساتم و خیلی چیزای‌ دیگه بدم میاد.
هدایت شده از - Innate Domain🇵🇸.
این‌صداى اوست که خطاب به تو فریاد مى زند:((دریاب این کودك را!)) و تو چشم مى گردانى و کودکى را مى بینى که بى واهمه از هر چه سپاه و لشکر و دشمن به سوى حسین مى دود پیوسته عمو را صدا مى زند. تو جان گرفته از فرمان حسین ، تمام توانت را در پاهایت مى ریزى و به سوى کودك خیز بر مى دارى . عبداالله صداى تو را مى شنود و حضور و تعقیب را در مى یابد اما بنا ندارد که گوش جز به دلش و سر جز به حسینش بسپارد. وقتى تو از پشت ، پیراهنش را مى گیرى و او را بغل مى زنى ، گمان مى کنى که به چنگش آورده اى و از رفتن و گریختن بازش داشته اى . اما هنوز این گمان را در ذهن مزه مزه نکرده اى که او چون ماهى چابکى از تور دستهاى تو مى گریزد و خود را به امام مى رساند. در میان حلقه دشمن ، جاى تو نیست . این را دل تو و نگاه حسین هر دو مى گویند. پس ناگزیرى که در چند قدمى بایستى و ببینى که ابجر بن کعب شمشیرش را به قصد حسین فرا مى برد و ببینى که عبداالله نیز دستش را به دفاع از امام بلند مى کند و بشنوى این کلام کودکانه عبداالله را که: تو را به عموى من چه کار اى خبیث زاده ناپاك! و ببینى که شمشیر، سبعانه فرود مى آید و از دست نازك عبداالله عبور مى کند، آنچنانکه دست و بازو به پوست ، معلق مى ماند. و بشنوى نواى ((وا اماه )) عبداالله را که از اعماق جگر فریاد مى کشد و مادر را به یارى مى طلبد. - @delviiiin
در نمیدونم ترین حالت ممکنم.
حس میکنم شیره روحم به اون تهاش رسیده.