خداحافظی با امام رضا واقعا سخته:)
اینکه نمیدونی کی دوباره میای، اصلا میتونی و میشه که بیای؟ اینکه از جای آرامشت جدا میشی و... واقعا سخته.
حقیقتش من اصولا آدمی نبودم که کسی بخواد از روزش برام حرف بزنه، ذوق کردنش سر چیزای مختلف و تعریف کنه یا مثلا با شور و شعف بیاد بهش بگه:«میدونی چیشد؟» با اینکه میدونم میتونم همش و بشنوم و خب برای بیشتر آدما همهی اینا یه چیز ابتدائیه ولی برای من؟نه مهمه، اینکه یه نفر من و مکان امن خودش بدونه برام مهمه و همین..فقط همین.
قرار بود یک ساعت پیش بخوابم ولی بازم از فکر و خیال خوابم نبرد البته این تایم از تایمایی که بابت این موضوع نمیخوابیدم خیلی نرمال تره.