عا بذارین این و بگم
دیشب که داشتیم میرفتیم نجف تو شهر حِلّه یکی از این موکب دارا با سیخ کباب وایساد جلومون که الا بلا باید بیاین کباب بخورین، برگام ریخته بود اولش فکر کردم قمهس🏌♀
من نمیدونم چه حکمتیه تا وقتی تو ایران بودم و نیاز بود شبا بخوابم، خوابم نمیومد الا که نیازه شبا بیدار بمونم عینهو مرغ از اول شب خوابم میاد😐
از یه جایی به بعد با خودم فکر کردم تقصیر تو نیست که آدمها فراموشت میکنن، خودمم قانع کردم ولی بازم غمش توی دلم میمونه.
از برکات داشتن مادر برونگرا اینه که وقتی میرین تو موکب نه تنها ایرانیای تو موکب باهاتون گرم میگیرن، عربای تو موکبم شروع میکنن حرف زدن☠یه بساطیه خلاصه.
تهران به اون بزرگی با دوازده میلیون جمعیت درحال ترکیدنه، ولی اینجا، کربلا شهر نه چندان بزرگ ۲۵ میلیون جمعیت و تو خودش جا داده، این واقعا معجزه امام حسینه که این شهر میتونه یهو اینهمه جمعیت و تو خودش جا بده، بماند که هیچکس بدون جا و مکان نمیمونه..