چون هیچوقت این ماهی یکبار قرار نیست عملی بشه و همهی آدمها اینو میدونن، فقط یه وعدس که آدمهارو دلگرم میکنه:)
به خاطر همینه اثرهایی مثل اتک، استرنجرثینگز، آرکین رو دوست دارم، درسته دنیای فانتزیای دارن ولی با واقعیات هم درگیرن، مشکلات آدمهارو خوب نشون میدن، آدمها داخل این آثار عالی و پرفکت نیستن، خودشونن.
نمیدونم در آینده هم قراره سریالهایی وجود داشته باشن که دوسشون داشته باشم یا نه، ولی مطمئنم هیچکدوم قرار نیست مثل سریالها و فیلمهایی بشه که تو نوجوونی دیدم، چون انگار بحث حس اون فیلم و سریال وسط نیست، بحث اون حس نوجوونیایه که داشتم.
هردفعه درمورد سریال و فیلم حرف میزنم حس سطحی بودن بهم دست میده، نمیدونم چرا🕴
ولی واقعا کی اهمیت میده؟ دنیا دوروزه، ممکنه همین امروز بمیرم، پس درموردشون حرف میزنم.
اگر شما حرف از آزادی میزنی ولی آزادی رو در چیزهایی که خودت قبول داری خلاصه میکنی، این اسمش آزادی نیست، این دیکتاتوریه نازه.
دلم برای یه آدمایی تنگ شده که اگر الان بهشون پیام بدم، احتمالا یه هفته دیگه سین میکنن.
صدای برف و واقعا دوست دارم:)