اندیشکده فرهنگجغرافیا
این روزها یکی از غالبترین سناریوها در خصوص نوع حمله دشمن این است که دشمن یک حمله سنگین را به کوه کل
۱. دلیل ارسال این حجم از تسلیحات و رایزنیهای گسترده در محور غربی - عبری - عربی چیست؟ آیا اگر آمریکا صرفاً به دنبال زدن کرکس و سپس عقب نشینی بود نیاز به ارسال این حجم از تسلیحات آفندی و پدافندی از یکسو، و رایزنیهای سیاسی، نظامی و امنیتی(از جمله دو جلسه آلمان و امارات) داشت؟ این فرضیه که این ها برای ارعاب مسئولان ایرانی است هم تقریبا سوخته است چون تجربه نشان داده نه کشور از ترس ناوهواپیمابر تسلیم می شود و نه ترامپ وقتی دست به مهره می شود با آن ها بازی نمی کند.
۲. تقلیل هدف حمله به پرونده هستهای اشتباه است. بدیهی است که اجرای یک حمله صرف به کرکس ضرر راهبردی برای ما ندارد و ما با سایر اهرم ها در منطقه، تنگهها و موشکی به دشمن پاسخ میدهیم. آیا آمریکا و اسرائیل پس از صرف این همه زمان، حمله ای به ایران می کند که در آن موضوعاتی تنگه هرمز، موشکی و حتی منطقه تعیین تکلیف نمی شود؟
۳. تقریبا مشخص است که نظرات رژیم صهیونیستی تاثیر چشمگیری بر پروپوزال عملیاتی حمله خواهد داشت. این نیز سخت نیست که بدانیم جدیدترین نظر اصلی و اساسی حاکم بر سرزمینهای اشغالی جهت "نابودی ایران" حمله به زیرساختهای حیاتی و انرژی کشور است. در این باره قبلا به طور مبسوط توضیح دادیم. زیرا حتی پلن B دشمن یعنی زمین سوخته کردن ایران بطوریکه تحرک خارجی کشور گرفته شود هم از رهگذر زیرساخت زنی میگذرد. در صورت تهاجم به زیرساختها، دامنه جنگ محدود خواهند ماند؟ پاسخ ایران مشخصاً به آتش کشیدن زیرساختهای منطقه است پس آیا رایزنیهای گسترده اخیر اعراب با دشمن و پالسهای مثبتی که در خصوص حمله به ایران و حمایت از آن میفرستند نمی تواند به معنای پذیرش هزینهها باشد؟
۴. در راستای مورد سوم، البته این نظریه در محاسبات دشمن وجود دارد که ترکیب زدن زیرساختها با ترور رئوس به همراه یک پیوست زمینی میتواند به سرعت باعث فروپاشی یا تسلیم تهران شود. به نظر میرسد این برآورد نیز مشابه برآورد اصابت اولین موشک به تهران و شورش مردمی و یا ترور رهبر معظم انقلاب و شورش مردمی(در جنگ های ۱۲ و ۴۰ روزه) است.
۵. بنابراین بدیهی است که ممکن است دشمن یکبار دیگر بخواهد و همچنین این محاسبه و برآورد را داشته باشد که با یک عملیات پر شدت و مستمر ۳ تا ۵ روزه به اهداف اساسی دست مییابد اما مشخصاً زمان اتمام، بستگی زیادی به ما دارد، چه از حیث پایداری ساختاری و تاب آوری ملی و چه از حیث تعیین گستره زمانی و مکانی و کیفی و کمی پاسخی که بتواند نظم ساز و از حیث راهبردی هم تاثیرمحور باشد. / پایان
✅بازنشر حداکثری
✅اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
یوتوب | تلگرام| ایتا |روبیکا | بله| گروه |ویراستی
@IranGeoculture
🔴روستاییان یمن اعلام کردند اماده پشتیبانی از نیروهای انصارالله هستند
✅بازنشر حداکثری
✅اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
یوتوب | تلگرام| ایتا |روبیکا | بله| گروه |ویراستی
@IranGeoculture
بسیاری از افراد جریان اصلاحات و سیستم دستگاه حاج باقر، مثل فرید مدرسی، علناً میگویند که باید جریان انقلابی پاکسازی شود و حاکمیت پالایش گردد. اینها از ترس حذف شدن به دلیل روند موجود، میخواهند رقیب را پیش از موفقیت به شکست برسانند و حذف کنند.
در این میان، منشه عامیر (منوچهر ساچمهچی) با وقاحت میگوید موساد برنامه مفصلی دارد که برای آن آموزش داده و مانورها برگزار کرده و مسلح کرده تا گروههای ۵-۶ نفره ورود کنند و اماکن دولتی را تصرف نمایند.
از سوی دیگر، شاهد حضور فرماندهان صهیونیست در باکو و شمال ارس هستیم تا در عملیات «آرگا» علیه ایران، اقدامات وسیعتری از دورهای قبلی جنگ را پیاده کنند. قبلاً از شمال ارس علیه شهرهای شمالی کشور — آذربایجان، گیلان، کرج، تهران، مازندران، سمنان — اقداماتی میکردند و اکنون علاوه بر حملات هوایی و پهپادی و جمعآوری سیگنال و اختلال، میخواهند هم مسیر تجارت ایران-روسیه را مسدود کنند، هم نیروی مزدور به داخل بفرستند، و هم از باکو حملات هوایی با بمبهای تاکتیکی علیه تهران و شهرهای موشکی و پایگاههای هستهای انجام دهند.
از سوی دیگر، همین حالا شاهد آن هستیم که هستههای تروریست تجزیهطلب در بلوچستان هر روز مدافعان کشور و نیروهای نظامی و انتظامی را به شهادت میرسانند و در حال بسترسازی برای آشوب و ورود نیروهای زمینی آمریکایی هستند. و دقیقاً در هماهنگی قرینهی خود در شمال شرق، یعنی باکو، یک جمله را تکرار میکنند: «کرد میخندد، بلوچ گریه میکند؛ تبریز میگرید، تهران میخندد.» این فریبکاری و دروغ، در تداوم تجزیهطلبی فرقه پیشهوری و همداستانی امروز باکو با رژیم صهیونیستی برای خروج از تله شکستی است که در آن گرفتارند.
اینجاست آن فتنه همداستانی جریانهای داخلی و بقایای بینالمللی؛ جریانهایی که به پایان کار خود رسیدهاند و آخرین تلاشهایشان را برای بقا میکنند. اقدامی که نه تنها منجر به پیروزی دشمنان داخلی و خارجی نخواهد شد، بلکه آخرین تیر ترکش هر دو خواهد بود و پایان عمر آنها.
اگر این متن را نوشتم، فقط برای آگاهی و اطلاع بود؛ که بدانید دشمن چنان وامانده که طرحی شکستخورده را بارها به اجرا میگذارد، بلکه یک جا بتواند با گسترش آشوب داخلی خود را برهاند. حال آنکه راهحل روشن است: عدم همبازی شدن در فتنه آنها، رها نکردن خیابان، و دفاع از رهبری و دلاوران جانبکف علیه دشمن آمریکایی-عربی-عبری. و هدف قرار دادن ناوگان آمریکا و پایان هژمونی دریاها، انشاءالله تعالی. مکر و مکرالله، والله خیر الماکرین.
علی پیروز
✅بازنشر حداکثری
✅اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture
شش وجهی آشوب داخلی
۱. درگیری هدفمند میان جریانهای داخلی
۲. گرانسازی عامدانه و شوک ارزی
این دو مقدمهای است برای خالی کردن خیابانها از تجمعات شبانه مردمی، تا زمینه برای تحقق وجه سوم فراهم شود:
۳. مسدودسازی مسیر تجاری شمال کشور توسط گروه فرماندهی «آرگا»ی صهیونیستی مستقر در باکو، از طریق هدف قرار دادن بنادر شمالی و خطوط ریلی
۴. ایجاد اعتراضات در استانهای آذرینشین و بلوچستان
۵. ورود هستههای چندنفره چریکی برای اختلال در ارتباطات سیستمی کشور و تسخیر مراکز دولتی
۶. ورود تجزیهطلبان و سلفیها از بلوچستان پاکستان و باکو
اینها برنامههایی است که اینبار در خلال اقدامات رژیم صهیونیستی آغاز خواهد شد، تا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا و با ورود آمریکا به جنگ، به ورود زمینی نیروهای متخاصم منتهی شود.
چند روز پیش به دوستانی گفتم که اصلاحطلبان کاملاً هدفمند یک سخن را به انحای مختلف تکرار میکنند و حتما بعدش اقدام به مظلومنمایی میکنند برای ایجاد جنگ داخلی یعنی همان سناریو کلمبیا همراستا با پروژهی لیبی سازی : «ما از عهده آمریکا برنمیآییم»، «کشور در سختی است»، «باید توافق کرد» و «ترکمانچای یک اقدام هوشمندانه بود، نه یک شکست.» این سخنان به چه دلیل مطرح میشود؟
اگر آمریکا ضربهای بخورد، دیگر نظم تکقطبی بیمعنا میشود، ایران از فشار آمریکا خارج میشود، و این یعنی پایان نیاز جامعه ایران به گفتمان غربگرایی. اصلاحات پدیدهای بود که ملکمخان بنیان نهاد، به معنای غربیشدن هرچه بیشتر، غربگرایی، دینزدایی و سنتزدایی. پس از انقلاب ۵۷ و فروپاشی شوروی و تکقطبی شدن جهان، چپهای داخلی — یعنی اپوزیسیون داخلی در برابر پوزیسیون انقلابی علیه نظم آمریکایی — به غربگرایان لیبرال تبدیل شدند و وجودشان ضروری تلقی شد تا تضاد کاهش یابد. اما با پایان نظم تکقطبی، دیگر به این جریان نیازی نخواهد بود؛ پس مرگشان فرا رسیده و به همین دلیل سخت نگرانند.
از سوی دیگر، در میان اصولگرایان نیز افرادی پس از چندین دوره در قدرت بودن، اکنون به دلیل عدم گرایش جامعه به آنها حذف شدهاند؛ مانند باهنر، مطهری و دیگران. آنها که زمانی در پوزیسیون بودند، حالا چون در مسند نیستند با اپوزیسیون داخلی هموند شده و همان گفتمان را همصدا با اصلاحات تکرار میکنند:
🔸 باهنر میگوید: «تو غلط میکنی مذاکره نمیخواهی، شما که هستید که نخواهید!»
🔸 مرعشی هر روز مصاحبه میکند و میگوید: «عقبنشینی کنید، مردم در فشارند، مردم جنگ نمیخواهند!» انگار مردم جنگ خواستهاند و آمریکا دو بار وسط مذاکره حمله نکرده است. خلاصه سخن او نیز تسلیم است.
🔸 ظریف، چه در فارن پالسی و چه در جاهای دیگر، میگوید: «بدهیم برود، تسلیم اصلاً هم بد نیست، ترکمانچای یک هوشمندی بود و باید امضایش کنیم.»
🔸 کرباسچی: «آمریکا قدرت بزرگ جهان است و ما توان مقابله نداریم و باید کنار آمد.»
🔸 قائمپناه: «اگر هر چه آمریکا خواسته بود را داده بودیم، جنگ نمیشد و رهبری شهید نمیشد. ما در فشاریم و نمیتوانیم.»
🔸 پزشکیان: «ما نمیتوانیم حقوق کارمندانمان را بدهیم.»
🔸 سید محمد خاتمی: «بعضیها میگویند ما حیاتمان در جنگ است، اول اینجا پدر آمریکا را درمیآوریم، بعد میرویم در آمریکا پدرش را درمیآوریم» — این بعضیها چه کسانی هستند؟ اسم نمیبرد — «فرصت پیدا شده و فرصت را نباید از دست داد، چون اگر از دست رفت دچار مشکلات عدیده میشویم.» این فرصت چیست؟ تسلیم در برابر آمریکا.
🔸 وحدتینسب: «تکنولوژی همواره بر ایمان پیروز بوده.» این را بیتوجه به شکست باختر در برابر اسکندر، مسلمانان در برابر ساسانیان و بیزانس، افغانستان در برابر آمریکا، ویتنام در برابر آمریکا، یمن در برابر ائتلاف عربی و غربی و صهیونیستی و... میگوید.
🔸 روحانی و دیگران نیز هستند که ذکر نمیکنم.
از ریز و درشت، همه گفتمانشان یک چیز است: تسلیم. چون با پایان نظم دلار و نظم آمریکایی، آنها نیز پایان مییابند. خوب است که ما تا این مرحله از کار پیروز بودهایم و آمریکا و صهیونیستها و اعراب شکست خورده و در گل فرو ماندهاند؛ که اینها اینگونه سخن از شکست و تسلیم پیش گرفتهاند.
از آنجایی که امیدی به موفقیت خود ندارند، به دنبال اقدام عملی نیز هستند، از چند وجه:
نخست در دولت، با ایجاد شوک برای ناامید کردن مردم و خالی کردن خیابانها. در همین راستا همتی در دیماه گذشته اقدامات متعددی کرد. حالا هم که دلار تا مرز ۲۸۰ و ۳۰۰ هزار تومان رفته، یک شوک که دلار را به ۵۰۰ هزار تومان برساند کار را جمع خواهد کرد. به همین دلیل همتی یکباره به دیدار رئیس صندوق بینالمللی پول (IMF) میرود.
از طرف دیگر، دوقطبیسازی کلید میخورد برای حذف آنان که در خیابان هستند: ادعای ترور آخوندی و ادعای تهدید از سوی تندروها.
بسیاری از افراد جریان اصلاحات و سیستم دستگاه حاج باقر، مثل فرید مدرسی، علناً میگویند که باید جریان انقلابی پاکسازی شود و حاکمیت پالایش گردد. اینها از ترس حذف شدن به دلیل روند موجود، میخواهند رقیب را پیش از موفقیت به شکست برسانند و حذف کنند.
در این میان، منشه عامیر (منوچهر ساچمهچی) با وقاحت میگوید موساد برنامه مفصلی دارد که برای آن آموزش داده و مانورها برگزار کرده و مسلح کرده تا گروههای ۵-۶ نفره ورود کنند و اماکن دولتی را تصرف نمایند.
از سوی دیگر، شاهد حضور فرماندهان صهیونیست در باکو و شمال ارس هستیم تا در عملیات «آرگا» علیه ایران، اقدامات وسیعتری از دورهای قبلی جنگ را پیاده کنند. قبلاً از شمال ارس علیه شهرهای شمالی کشور — آذربایجان، گیلان، کرج، تهران، مازندران، سمنان — اقداماتی میکردند و اکنون علاوه بر حملات هوایی و پهپادی و جمعآوری سیگنال و اختلال، میخواهند هم مسیر تجارت ایران-روسیه را مسدود کنند، هم نیروی مزدور به داخل بفرستند، و هم از باکو حملات هوایی با بمبهای تاکتیکی علیه تهران و شهرهای موشکی و پایگاههای هستهای انجام دهند.
از سوی دیگر، همین حالا شاهد آن هستیم که هستههای تروریست تجزیهطلب در بلوچستان هر روز مدافعان کشور و نیروهای نظامی و انتظامی را به شهادت میرسانند و در حال بسترسازی برای آشوب و ورود نیروهای زمینی آمریکایی هستند. و دقیقاً در هماهنگی قرینهی خود در شمال شرق، یعنی باکو، یک جمله را تکرار میکنند: «کرد میخندد، بلوچ گریه میکند؛ تبریز میگرید، تهران میخندد.» این فریبکاری و دروغ، در تداوم تجزیهطلبی فرقه پیشهوری و همداستانی امروز باکو با رژیم صهیونیستی برای خروج از تله شکستی است که در آن گرفتارند.
اینجاست آن فتنه همداستانی جریانهای داخلی و بقایای بینالمللی؛ جریانهایی که به پایان کار خود رسیدهاند و آخرین تلاشهایشان را برای بقا میکنند. اقدامی که نه تنها منجر به پیروزی دشمنان داخلی و خارجی نخواهد شد، بلکه آخرین تیر ترکش هر دو خواهد بود و پایان عمر آنها.
اگر این متن را نوشتم، فقط برای آگاهی و اطلاع بود؛ که بدانید دشمن چنان وامانده که طرحی شکستخورده را بارها به اجرا میگذارد، بلکه یک جا بتواند با گسترش آشوب داخلی خود را برهاند. حال آنکه راهحل روشن است: عدم همبازی شدن در فتنه آنها، رها نکردن خیابان، و دفاع از رهبری و دلاوران جانبکف علیه دشمن آمریکایی-عربی-عبری. و هدف قرار دادن ناوگان آمریکا و پایان هژمونی دریاها، انشاءالله تعالی. مکر و مکرالله، والله خیر الماکرین.
علی پیروز
✅بازنشر حداکثری
✅اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
یوتوب | تلگرام| ایتا |روبیکا | بله| گروه |ویراستی
@IranGeoculture
📑 ششوجهی آشوب داخلی: تحلیل امنیتی سازوکارها و تقویت راهبردی
علی پیروز
🧭 منطق طراحی عملیات ترکیبی
آنچه در ادامه میآید، نه فهرستی از تهدیدات جدا از هم، بلکه تحلیل یک عملیات ترکیبی چندلایه است که در آن هر وجه، مکمل وجه دیگر و مقدمهساز وجه بعدی است. دشمن در این طراحی، بهجای اتکا به یک ضربه سنگین، بر همافزایی تدریجی فشارها و ایجاد فروپاشی خودانگیز از درون سرمایهگذاری کرده است. درک این منطق سیستمی، شرط لازم برای مقابله مؤثر است.
نکته حیاتی آن است که این سناریو، نسخه بومیشدهی همان الگویی است که پیشتر در لیبی، سوریه، کلمبیا، ونزوئلا و... به اجرا درآمد؛ با این تفاوت که اینبار هدف، کشوری با عمق راهبردی، پیوستگی اجتماعی و تجربه مقاومت چهلساله است.
📜 بخش اول: چرا این سناریو آشناست؟ (الگوی تاریخی)
پیش از تحلیل وجوه ششگانه، باید خاستگاه الگو را شناخت. آنچه در ادامه میآید، پروتکل استاندارد عملیات ترکیبی آمریکا-ناتو در دو دهه اخیر است:
🔹 مرحله ۱ — تضعیف روانی:
▪️ لیبی ۲۰۱۱: تحریم + رسانه
▪️ سوریه ۲۰۱۱+: تحریم + رسانه
▪️ کلمبیا ۲۰۲۱: اعتصاب + رسانه
▪️ ونزوئلا ۲۰۲۶+ ۲۰۱۹: تحریم + رسانه
▪️ ایران (سناریوی حاضر): درگیری نخبگان + شوک ارزی
🔹 مرحله ۲ — شوک اقتصادی:
▪️ لیبی: قطع صادرات نفت
▪️ سوریه: قطع صادرات نفت
▪️ کلمبیا: قطع کمکها
▪️ ونزوئلا: مسدودسازی داراییها
▪️ ایران: گرانسازی عامدانه
🔹 مرحله ۳ — قطع شریان:
▪️ لیبی: محاصره دریایی
▪️ سوریه: قطع خطوط لجستیک
▪️ کلمبیا: مسدودسازی جادهها
▪️ ونزوئلا: مسدودسازی بنادر
▪️ ایران: بنادر شمال + ریل
🔹 مرحله ۴ — فعالسازی گسل:
▪️ لیبی: قبایل شرقی
▪️ سوریه: علوی-سنی
▪️ کلمبیا: قومی-روستایی
▪️ ونزوئلا: مرز کلمبیا
▪️ ایران: آذری + بلوچ
🔹 مرحله ۵ — نفوذ چریکی:
▪️ لیبی: هستههای مسلح
▪️ سوریه: هستههای مسلح
▪️ کلمبیا: هستههای شهری
▪️ ونزوئلا: هستههای نظامی
▪️ ایران: هستههای ۵-۶ نفره
🔹 مرحله ۶ — ورود نیابتی:
▪️ لیبی: القاعده
▪️ سوریه: داعش + النصره
▪️ کلمبیا: FARC
▪️ ونزوئلا: نیروهای کلمبیایی
▪️ ایران: تجزیهطلب + سلفی
🔸 نتیجه تاریخی:
▪️ در لیبی و سوریه، این پروتکل به فروپاشی دولت منجر شد.
▪️ در کلمبیا و ونزوئلا، شکست خورد — چرا که دولت مرکزی پیشدستی کرد و پیوستگی اجتماعی حفظ شد.
▪️ البته در ونزوئلای ۲۰۲۶ تحریم+محاصره دریای کارائیب+کودتا و همدستی نظامیان + ربایش مادورو
🔸 درس راهبردی:
▪️ تفاوت میان لیبی و ونزوئلا، نه در شدت تهدید، بلکه در آمادگی پیشینی و سرعت واکنش بود.
🧠 لایه اول: تضعیف ساختار روانی-اجتماعی (وجوه ۱ و ۲)
🔹 سازوکار امنیتی:
▪️ درگیری هدفمند میان جریانهای داخلی، فرسایش سرمایه اجتماعی و مشروعیت نهادهای میانجی را هدف میگیرد.
▪️ همزمان، شوک ارزی نه بهعنوان یک پدیده اقتصادی، بلکه بهعنوان ابزار عملیاتی کنترل رفتار جمعی به کار میرود.
🔹 تحلیل سازوکار:
▪️ شوک ارزی با ایجاد نااطمینانی معیشتی، افق زمانی تصمیمگیری مردم را کوتاه میکند و از شکلگیری کنش جمعی بلندمدت جلوگیری مینماید.
▪️ تجمعات شبانه بهعنوان شبکههای خودانگیز ارتباطی خطر اصلی برای دشمن هستند، چرا که از کنترل رسانهای خارجاند. خالی کردن خیابانها، عملاً قطع کانالهای افقی ارتباطی میان گروههای مردمی است.
▪️ درگیری نخبگان سیاسی، ظرفیت میانجیگری نظام را تخریب کرده و فضای دوقطبی را برای حذف فیزیکی/سیاسی رقیب آماده میکند.
🔹 شباهت تاریخی:
▪️ در لیبی، پیش از ۲۰۱۱، همین الگو با تضعیف روانی از طریق رسانههای ماهوارهای و شوک قیمت نفت اجرا شد.
▪️ در ونزوئلا، شوک ارزی و ابرتورم ابزار اصلی خالی کردن خیابانها بود — اما شبکههای محلی چاویسم مانع از فروپاشی شدند.
🔹 تقویت راهبردی:
▪️ ثبات ارزی چندلایه (نه صرفاً تزریق ارز، بلکه کنترل انتظارات تورمی)
▪️ حفظ کانالهای ارتباطی مردمی از طریق نهادهای محلی
▪️ جلوگیری از تبدیل اختلاف نخبگان به بحران مشروعیت
🚢 لایه دوم: مسدودسازی شریان حیاتی (وجه ۳)
🔹 سازوکار امنیتی:
▪️ عملیات «آرگا» با هدف قرار دادن بنادر شمالی و خطوط ریلی، حلقه اتصال ایران به روسیه و آسیای مرکزی را قطع میکند.
🔹 تحلیل سازوکار:
▪️ این مسیر، نه فقط یک کریدور تجاری، بلکه شریان تدارکاتی راهبردی در شرایط تحریم است. مسدودسازی آن، هم فشار اقتصادی مضاعف ایجاد میکند و هم عمق راهبردی ایران را از شمال تهدید مینماید.
▪️ از منظر نظامی، هدف قرار دادن بنادر و ریل، هزینه بازسازی و زمان بازیابی را به حداکثر میرساند و در کوتاهمدت گزینههای لجستیکی را محدود میکند.
▪️ این وجه، پیششرط جغرافیایی برای وجوه بعدی است: بدون قطع مسیر شمال، ورود نیروهای زمینی از سمت باکو با مقاومت لجستیکی مواجه میشود.
🔹 شباهت تاریخی:
▪️ در لیبی، محاصره دریایی ناتو مسیر تدارکاتی را قطع کرد.
▪️ در سوریه، قطع خطوط لجستیک از ترکیه نقش مشابهی داشت.
▪️ در ونزوئلا، مسدودسازی بنادر توسط تحریمهای آمریکا اجرا شد — اما کریدورهای جایگزین (روسیه، چین، کوبا) مانع از فروپاشی شدند.
🔹 تقویت راهبردی:
▪️ تنوعبخشی به کریدورها (شرق-غرب و شمال-جنوب)
▪️ پدافند نقطهای در بنادر شمالی
▪️ آمادهسازی مسیرهای جایگزین ریلی/جادّهای پیش از بحران
🏔️ لایه سوم: فعالسازی گسلهای قومی-مذهبی (وجه ۴)
🔹 سازوکار امنیتی:
▪️ ایجاد اعتراضات در استانهای آذری و بلوچستان، با هدف تبدیل نارضایتی اقتصادی به شکاف هویتی و مشغولسازی نیروهای امنیتی در حاشیه، برای تسهیل عملیات در مرکز.
🔹 تحلیل سازوکار:
▪️ استانهای آذرینشین بهدلیل مجاورت جغرافیایی با باکو، هم هدف نفوذ تبلیغاتی و هم مسیر بالقوه ورود نیرو هستند.
▪️ بلوچستان بهدلیل مرز طولانی و کمکنترل با پاکستان، بستر طبیعی برای نفوذ، تدارک و عبور نیرو است.
▪️ همزمانی این دو جبهه، اصل تمرکز قوا را در نیروهای امنیتی مختل میکند و امکان پاسخ سریع به بحران مرکزی را کاهش میدهد.
🔹 شباهت تاریخی:
▪️ در لیبی، گسل قبیلهای شرق-غرب فعال شد.
▪️ در سوریه، گسل علوی-سنی به جنگ داخلی منجر شد.
▪️ در کلمبیا، گسل روستایی-شهری و قومی فعال شد — اما نهادهای محلی مانع از گسترش شدند.
▪️ در ونزوئلا، گسل مرزی با کلمبیا به کار گرفته شد — اما پیوستگی چاویسم آن را خنثی کرد.
🔹 تقویت راهبردی:
▪️ مدیریت هوشمند مطالبات قومی (تفکیک نارضایتی واقعی از تحریک خارجی)
▪️ تقویت نهادهای محلی و نخبگان بومی
▪️ کنترل مرزی فعال بهجای صرفاً دفاعی
🕵️ لایه چهارم: عملیات نفوذ و اختلال (وجه ۵)
🔹 سازوکار امنیتی:
▪️ ورود هستههای چندنفره چریکی برای اختلال در ارتباطات سیستمی و تسخیر مراکز دولتی.
🔹 تحلیل سازوکار:
▪️ این هستهها نه برای تصرف پایدار، بلکه برای ایجاد شوک روانی و اشغال رسانهای طراحی شدهاند. تسخیر موقت یک ساختمان دولتی، ارزش عملیاتی کم اما ارزش تبلیغاتی و روانی بسیار بالا دارد.
▪️ اختلال در ارتباطات سیستمی، هدفش قطع فرماندهی و کنترل در لحظه بحران است تا نیروهای امنیتی نتوانند پاسخ هماهنگ دهند.
▪️ این هستهها معمولاً پیش از بحران نفوذ کرده و در حالت خواب هستند؛ فعالسازی آنها همزمان با اوج آشوب انجام میشود.
🔹 شباهت تاریخی:
▪️ در لیبی، هستههای مسلح در بنغازی پیش از سقوط طرابلس فعال شدند.
▪️ در سوریه، هستههای مسلح در درعا جرقه اولیه بودند.
▪️ در کلمبیا، هستههای شهری در بوگوتا فعال شدند — اما نیروهای امنیتی کلمبیا آنها را پیش از گسترش خنثی کردند.
▪️ در ونزوئلا، هستههای نظامی در مرز کلمبیا مستقر شدند — اما ارتش ونزوئلا مانع از نفوذ شد.
🔹 تقویت راهبردی:
▪️ شناسایی و پایش شبکههای خواب پیش از فعالسازی
▪️ تقویت استقلال ارتباطی نهادهای امنیتی
▪️ پراکندگی زیرساختهای حیاتی برای کاهش آسیبپذیری تکنقطهای
⚔️ لایه پنجم: ورود نیروی نیابتی (وجه ۶)
🔹 سازوکار امنیتی:
▪️ ورود تجزیهطلبان و سلفیها از بلوچستان پاکستان و باکو.
🔹 تحلیل سازوکار:
▪️ این نیروها نه برای پیروزی نظامی، بلکه برای تثبیت آشوب و فراهمسازی بستر ورود زمینی آمریکا به کار میآیند.
▪️ الگوی عملیاتی مشابه سوریه و عراق: ابتدا آشوب داخلی، سپس ورود نیروی نیابتی، سپس ایجاد منطقه امن، و نهایتاً مداخله مستقیم.
▪️ هماهنگی میان بلوچستان (جنوبشرق) و باکو (شمالغرب)، یک عملیات محاصرهای دو جبههای را شکل میدهد.
🔹 شباهت تاریخی:
▪️ در لیبی، القاعده از شرق وارد شد.
▪️ در سوریه، داعش و النصره از ترکیه و عراق وارد شدند.
▪️ در کلمبیا، FARC از ونزوئلا و کوبا حمایت میشد — اما دولت کلمبیا با پشتیبانی آمریکا آن را مهار کرد (پارادوکس: همان آمریکا اینبار حامی نیابتیهاست).
▪️ در ونزوئلا، نیروهای کلمبیایی در مرز مستقر شدند — اما ارتش ونزوئلا مانع از ورود شد.
▫️ هر چند در ماجرای مادورو در ۲۰۲۶ که شباهتها بیشتر است، فشار موجب شد که جامعه در سکوت فرو برود، تهدید جنگ دامنه دار نظامیان را قانع کرد به خاموشی و حلقهی نزدیکان سویه تسلیم را پیش گرفتند و برای ربایش مادورو همدستی کردند و نفت خود را به ثمن بخس دادند هرچند فعلا درگیریهای ونزوئلا همچنان پابرجاست و پس از این هم تداوم خواهد یافت
🔹 تقویت راهبردی:
▪️ قطع خطوط لجستیکی نیابتیها پیش از ورود
▪️ پاکسازی مرزی مرحلهای
▪️ پیشدستی عملیاتی در خاک دشمن (بهجای انتظار در داخل)
🎭 بخش دوم: بازیگران داخلی همداستان با این سناریو
🔵 ۱. اصلاحطلبان: گفتمان تسلیم بهعنوان تاکتیک بقا
چند روز پیش به دوستانی گفتم که اصلاحطلبان کاملاً هدفمند یک سخن را به انحای مختلف تکرار میکنند: «ما از عهده آمریکا برنمیآییم»، «کشور در سختی است»، «باید توافق کرد» و «ترکمانچای یک اقدام هوشمندانه بود، نه یک شکست.» این سخنان به چه دلیل مطرح میشود؟
اگر آمریکا ضربهای بخورد، دیگر نظم تکقطبی بیمعنا میشود، ایران از فشار آمریکا خارج میشود، و این یعنی پایان نیاز جامعه ایران به گفتمان غربگرایی. اصلاحات پدیدهای بود که ملکمخان بنیان نهاد، به معنای غربیشدن هرچه بیشتر، غربگرایی، دینزدایی و سنتزدایی. پس از انقلاب ۵۷ و فروپاشی شوروی و تکقطبی شدن جهان، چپهای داخلی — یعنی اپوزیسیون داخلی در برابر پوزیسیون انقلابی علیه نظم آمریکایی — به غربگرایان لیبرال تبدیل شدند و وجودشان ضروری تلقی شد تا تضاد کاهش یابد. اما با پایان نظم تکقطبی، دیگر به این جریان نیازی نخواهد بود؛ پس مرگشان فرا رسیده و به همین دلیل سخت نگرانند.
🔵 ۲. اصولگرایان حاشیهایشده: ائتلاف از سر ناچاری
در میان اصولگرایان نیز افرادی پس از چندین دوره در قدرت بودن، اکنون به دلیل عدم گرایش جامعه به آنها حذف شدهاند؛ مانند باهنر، مطهری و دیگران. آنها که زمانی در پوزیسیون بودند، حالا چون در مسند نیستند با اپوزیسیون داخلی هموند شده و همان گفتمان را همصدا با اصلاحات تکرار میکنند:
🔸 نمونههای گفتمان تسلیم:
▪️ باهنر: «تو غلط میکنی مذاکره نمیخواهی، شما که هستید که نخواهید!»
▪️ مرعشی: هر روز مصاحبه میکند و میگوید: «عقبنشینی کنید، مردم در فشارند، مردم جنگ نمیخواهند!» انگار مردم جنگ خواستهاند و آمریکا دو بار وسط مذاکره حمله نکرده است. خلاصه سخن او نیز تسلیم است.
▪️ ظریف: چه در فارن پالسی و چه در جاهای دیگر، میگوید: «بدهیم برود، تسلیم اصلاً هم بد نیست، ترکمانچای یک هوشمندی بود و باید امضایش کنیم.»
▪️ کرباسچی: «آمریکا قدرت بزرگ جهان است و ما توان مقابله نداریم و باید کنار آمد.»
▪️ قائمپناه: «اگر هر چه آمریکا خواسته بود را داده بودیم، جنگ نمیشد و رهبری شهید نمیشد. ما در فشاریم و نمیتوانیم.»
▪️ پزشکیان: «ما نمیتوانیم حقوق کارمندانمان را بدهیم.»
▪️ سید محمد خاتمی: «بعضیها میگویند ما حیاتمان در جنگ است، اول اینجا پدر آمریکا را درمیآوریم، بعد میرویم در آمریکا پدرش را درمیآوریم» — این بعضیها چه کسانی هستند؟ اسم نمیبرد — «فرصت پیدا شده و فرصت را نباید از دست داد، چون اگر از دست رفت دچار مشکلات عدیده میشویم.» این فرصت چیست؟ تسلیم در برابر آمریکا.
▪️ وحدتینسب: «تکنولوژی همواره بر ایمان پیروز بوده.» این را بیتوجه به شکست باختر در برابر اسکندر، مسلمانان در برابر ساسانیان و بیزانس، افغانستان در برابر آمریکا، ویتنام در برابر آمریکا، یمن در برابر ائتلاف عربی و غربی و صهیونیستی و... میگوید.
▪️ روحانی و دیگران نیز هستند که ذکر نمیکنم.
از ریز و درشت، همه گفتمانشان یک چیز است: تسلیم. چون با پایان نظم دلار و نظم آمریکایی، آنها نیز پایان مییابند. خوب است که ما تا این مرحله از کار پیروز بودهایم و آمریکا و صهیونیستها و اعراب شکست خورده و در گل فرو ماندهاند؛ که اینها اینگونه سخن از شکست و تسلیم پیش گرفتهاند.
🔵 ۳. اقدامات عملی همداستانان داخلی
از آنجایی که امیدی به موفقیت خود ندارند، به دنبال اقدام عملی نیز هستند، از چند وجه:
🔸 الف) شوک ارزی در دولت:
▪️ با ایجاد شوک برای ناامید کردن مردم و خالی کردن خیابانها.
▪️ در همین راستا همتی در دیماه گذشته اقدامات متعددی کرد.
▪️ حالا هم که دلار تا مرز ۲۸۰ و ۳۰۰ هزار تومان رفته، یک شوک که دلار را به ۵۰۰ هزار تومان برساند کار را جمع خواهد کرد.
▪️ به همین دلیل همتی یکباره به دیدار رئیس صندوق بینالمللی پول (IMF) میرود.
🔸 ب) دوقطبیسازی برای حذف خیابان:
▪️ ادعای ترور آخوندی و ادعای تهدید از سوی تندروها.
▪️ بسیاری از افراد جریان اصلاحات و سیستم دستگاه حاج باقر، مثل فرید مدرسی، علناً میگویند که باید جریان انقلابی پاکسازی شود و حاکمیت پالایش گردد.
▪️ اینها از ترس حذف شدن به دلیل روند موجود، میخواهند رقیب را پیش از موفقیت به شکست برسانند و حذف کنند.
🔸 ج) اعترافات صهیونیستی:
▪️ منشه عامیر (منوچهر ساچمهچی) با وقاحت میگوید موساد برنامه مفصلی دارد که برای آن آموزش داده و مانورها برگزار کرده و مسلح کرده تا گروههای ۵-۶ نفره ورود کنند و اماکن دولتی را تصرف نمایند.
🌍 بخش سوم: لایه خارجی — هماهنگی میدانی
🔴 ۱. عملیات «آرگا» از شمال ارس
از سوی دیگر، شاهد حضور فرماندهان صهیونیست در باکو و شمال ارس هستیم تا در عملیات «آرگا» علیه ایران، اقدامات وسیعتری از دورهای قبلی جنگ را پیاده کنند. قبلاً از شمال ارس علیه شهرهای شمالی کشور — آذربایجان، گیلان، کرج، تهران، مازندران، سمنان — اقداماتی میکردند و اکنون علاوه بر حملات هوایی و پهپادی و جمعآوری سیگنال و اختلال، میخواهند هم مسیر تجارت ایران-روسیه را مسدود کنند، هم نیروی مزدور به داخل بفرستند، و هم از باکو حملات هوایی با بمبهای تاکتیکی علیه تهران و شهرهای موشکی و پایگاههای هستهای انجام دهند.
🔴 ۲.
عملیات تجزیهطلبانه در بلوچستان
از سوی دیگر، همین حالا شاهد آن هستیم که هستههای تروریست تجزیهطلب در بلوچستان هر روز مدافعان کشور و نیروهای نظامی و انتظامی را به شهادت میرسانند و در حال بسترسازی برای آشوب و ورود نیروهای زمینی آمریکایی هستند. و دقیقاً در هماهنگی قرینهی خود در شمال شرق، یعنی باکو، یک جمله را تکرار میکنند: «کرد میخندد، بلوچ گریه میکند؛ تبریز میگرید، تهران میخندد.» این فریبکاری و دروغ، در تداوم تجزیهطلبی فرقه پیشهوری و همداستانی امروز باکو با رژیم صهیونیستی برای خروج از تله شکستی است که در آن گرفتارند.
🔴 ۳. جمعبندی همداستانی
اینجاست آن فتنه همداستانی جریانهای داخلی و بقایای بینالمللی؛ جریانهایی که به پایان کار خود رسیدهاند و آخرین تلاشهایشان را برای بقا میکنند. اقدامی که نه تنها منجر به پیروزی دشمنان داخلی و خارجی نخواهد شد، بلکه آخرین تیر ترکش هر دو خواهد بود و پایان عمر آنها.
🛡️ بخش چهارم: چرا این سناریو در ایران شکست خواهد خورد؟ (تفاوتهای راهبردی)
🔹 ۱. عمق راهبردی:
▪️ برخلاف لیبی (کوچک و بیعمق)، ایران عمق راهبردی چندلایه دارد و توان بازسازی سریع را داراست.
🔹 ۲. پیوستگی اجتماعی:
▪️ برخلاف سوریه (گسل علوی-سنی)، ایران همبستگی ملی بالایی در لحظات بحران نشان داده است.
🔹 ۳. تجربه مقاومت:
▪️ برخلاف کلمبیا (بدون تجربه جنگ خارجی)، ایران چهل سال تجربه مقاومت در برابر تحریم و تهدید دارد.
🔹 ۴. آمادگی نهادی:
▪️ برخلاف ونزوئلا (اقتصاد تکمحصولی)، ایران اقتصاد متنوع و شبکههای موازی دارد.
🔹 ۵. پایان نظم تکقطبی:
▪️ برخلاف لیبی (۲۰۱۱، اوج تکقطبی)، ایران در دوره گذار نظم جهانی قرار دارد و دشمن توان گشودن جبهه جدید تمامعیار را ندارد.
🔹 ۶. فرسایش راهبردی دشمن:
▪️ آمریکا و صهیونیستها در باتلاق چندین جبهه گرفتارند و توان گشودن جبهه جدید تمامعیار را ندارند.
🎯 جمعبندی: راهبرد مقابله
🔹 ۱. فرسایش راهبردی دشمن:
▪️ آمریکا و صهیونیستها در باتلاق چندین جبهه گرفتارند.
🔹 ۲. پایان نظم تکقطبی:
▪️ جریانهای غربگرا موضوعیت خود را از دست میدهند.
🔹 ۳. همداستانی فرصتطلبانه:
▪️ ائتلاف اصولگرایان حاشیهای و اصلاحطلبان پایگاه اجتماعی ندارد.
🔹 ۴. آمادگی مردم:
▪️ جامعه ایران ظرفیت تشخیص فتنه را کسب کرده است.
🔹 راهحل راهبردی:
▪️ حفظ پیوستگی خیابان بهعنوان سرمایه اصلی بازدارندگی
▪️ تقویت وفاداری نهادی و جلوگیری از نفوذ در لایههای تصمیمگیر
▪️ پیشدستی اطلاعاتی در شناسایی و خنثیسازی هستههای خواب
▪️ دفاع لایهای در کریدورهای حیاتی شمال و شرق
▪️ و در سطح راهبردی: پایان دادن به هژمونی دریایی آمریکا بهعنوان ضربه نهایی به نظم تکقطبی
🔸 درس نهایی از لیبی و کلمبیا:
▪️ تفاوت میان فروپاشی و مقاومت، نه در شدت تهدید، بلکه در آمادگی پیشینی و سرعت واکنش است.
▪️ ایران، برخلاف لیبی، آماده است؛ و برخلاف کلمبیا، متحد راهبردی دارد.
اگر این متن را نوشتم، فقط برای آگاهی و اطلاع بود؛ که بدانید دشمن چنان وامانده که طرحی شکستخورده را بارها به اجرا میگذارد، بلکه یک جا بتواند با گسترش آشوب داخلی خود را برهاند. حال آنکه راهحل روشن است: عدم همبازی شدن در فتنه آنها، رها نکردن خیابان، و دفاع از رهبری و دلاوران جانبکف علیه دشمن آمریکایی-عربی-عبری. و هدف قرار دادن ناوگان آمریکا و پایان هژمونی دریاها، انشاءالله تعالی.
مکر و مکرالله، والله خیر الماکرین.
علی پیروز
@IranGeoculture
عده ای را وارد میدان کرده اند که با حاضران در خیابان درگیر شوند
بگویند سردرد گرفتیم
همین حالا که قرار است عملیات کنند اصلاحات وارد میشود و ماجرای ترور راه میاندازند
و عده ای راه میگیرند که سردرد گرفتیم
موقعی که تجزیه طلبان و اشوبگران وارد شدند انوقت میفهمید جنگ داخلی چه خواهد کرد
اندیشکده فرهنگجغرافیا
عده ای را وارد میدان کرده اند که با حاضران در خیابان درگیر شوند بگویند سردرد گرفتیم همین حالا که قر
قبلا هم گفتم نیاز به بلندگو نیست
حضور قاطع مهم است نه شلوغکاری
حالا دشمن همین را خط حمله کرده که درگیری درست کند