🚩 وزارت امور خارجه روسیه:
ایالات متحده و "اسرائیل" در تلاشند کشورهای عربی را در مواجهه نظامی با ایران درگیر کنند.
@IranGeoculture
🔰 «ژئوپلیتیکِ "من": تبارشناسی سوژه و راهبرد مهار غرب»
علی پیروز
یکی از بنیانیترین چالش های ما در مواجهه با غرب عدم درک «سوژه»ی غربی است، مسئلهای که موجب شده ایران پس از مواجههی جدی با غرب در دوران صفوی و ظهور فرنگی مآبی، و پس از قدرتگیری و تسلط غرب بر جهان و ظهور بابیگری و بعدها مشروطه تا دوران معاصر همچنان در میان موازنهی منفی و مثبت، تعامل و تضاد با غرب همواره در آمد و شد باشد و نتواند تشخص و استقلال خود یا رشد در جهان معاصر با حاکمیت غرب را بیابد و میان جنگ با غرب و حل شدن در غرب در ستیز با خود بوده، مسئلهای که پایهی آن را باید در عدم فهم «سوژه» با فهم «من» و «جهان» از منظر غربی و تمایز آن با فهم «من» یا «خود» ایرانی باید یافت. پس برای ورود به این مسئله ابتدا باید این خقیقت را بررسی کرد که تمدن ها فهم های متفاوتی از من و جهان دارند و درک دیگری.
جهانهای موازیِ مبانی بر فهم «من» یا «خود» یا به تعبیر غربی آن «سوژهگانیت»
تعریف «من» و آرمان انسان برای هر تمدنی، شالودهای هستیشناختی است، نه صرفاً اخلاقی. این تعریف، میدان نبرد نامرئی تمدنهاست. اشتباه گرفتن «منِ» دیگری با «منِ» خود، منشأ فاجعههای راهبردی است.
۲. کالبدشکافی تمدنیِ «من»
منِ غربی (سوبژکتیویته سلطهگر): بنیان آن بر تمایز دکارتی در انسان ابزاری و منطق ارباب-برده هگلی است. «منِ خوب»، فاعل شناسایی است که دیگری را چیز یا «ابژه» میداند پس به دنبال مهار اوست. از رساله لاک در توجیه مالکیت زمینهای بومیان آمریکا بگیرید تا امروز که نظم لیبرال، «جهانهای زیسته» دیگران را تنها در صورتی به رسمیت میشناسد که به دادههای قابل تسخیر و مصرف تقلیل یابند. پس غرب با سفسطه، حق و حقیقت را به «ادعای من» تقلیل میدهد.
حال آنکه منِ ایرانی یا «منِ خوب»، فسخ کردن یا نفیِ از انانیت و گذر از خودِ نفسانی است؛ نه نیستانگاری، بلکه «هست شدن» در افق حق جمعی یا و حقِ فراتاریخی که همانا جمع فراتاریخی یا خداوند است. چنانچه تجلی «منِ شهید»، را میتوان از سهروردی تا حاج قاسم سلیمانی پیگیری کرد . قیام برای شهادت، اوج عاملیتِ این من است؛ کنشی که معادله سود و هزینه مادی را درهم میشکند.
«من» یا «خود»در دیگر تمدن ها هم فهم متفاوتی دارد، منِ بودایی: حلول در انفعال است. این «من»، جهان پدیداری یا «مایا» را توهم میداند و با انکار رنج و مادیت، به سوی حقیقتی متعالی میرود. اینجا نباید نفی من ایرانی را با نفی من بودایی یکی فرض کرد بلکه بایسته است که تفاوت این دو را به درستی درک کرد با «نفی من» برای «تحقق من» در اندیشه ایرانی کنشگرانه تاریخ را برای ایدهای جمعی تغییر میدهد، و «تحقق من» به صورت «نفی من» در اندیشهی بودایی از تاریخ کناره میگیرد و اساسا کنشگری بیرونی را وامینهد. پس یکی رزمنده است، دیگری راهب.
«منِ چینی» اما «حلول در سلسلهمراتب» است: همان «منِ تابع» که همگی به خوبی آنرا از بیرون مشاهده میکنیم و میبینیم که چینی ها تا چه میزان مردمان تابعی هستند، این «منِ تابع» در دو رکن تجلی مییابد: «دائو» (طبیعت) و «کنفوسیوس» (حکومت). فرد، موجی است در اقیانوس نظم طبیعی-سیاسی. که مصداق راهبردی آنرا در انعطاف و صبر استراتژیک چین یا «بازی ویچی» میتوانیم به خوبی درک کنیم، «منِ جمعی» که برای حفظ کل، دههها انتظار میکشد یا حتی میگذارد همچون چمن زیر پا له شود اما نشکند، یا به جای آنکه فولاد باشد میکوشد آب باشد، چرا که بر این باور است که فولاد همه چیز را میبرد اما اب را نمیتواند ببرد، و اتفاقا این آب است که فولاد را میبرد بی آنکه حتی ستیزش آشکار باشد، و به شکلی پنهانی بدون آنکه از خود تخاصمی نشان دهد در کار بریدن فولاد است. یعنی در عین انفعال ظاهری، بهآرامی حریف را در موقعیت «زوگتسوانگ» (مات تدریجی) قرار میدهد.
پس تا بدینجا دریافتیم که هر تمدنی درکی متفاوت از «من» یا «خود» دارد و هستی را در تعامل این «خود» با «جهان» فهم میکند.
درواقع «سوژه» یا «من» غربی خود را عامل مطلق و «جهان» را معلول تام میبیند و میخواهد، در چنین صورتبندیای است که سوژه غربی دیگری را یا «برده» میداند یا «دشمن»ی که میخواهد او را برده کند یا در برابر برده شدن مقاومت میکند.
این مقدمه را بدین دلیل شرح دادم که بدانیم جامعهی ایرانی در دویست سال گذشته خصوصا از مشروطه بدین سو از آنرو که درک نادرستی از «منِ غربی» یا سوژهی داشته نتوانسته سازوکاری برای تعامل با غرب یا مهار غرب یا تجلی خود را بیابد. در این بین ما رویکرد 🔹توهم نفی من برای مصالحه در اندیشهی غربگرایان: غربگرایان را داریم که دچار سوءتفاهم دو وجهی هستند، آنها «نفی من» ایرانی را به وجهی سلبی بدل کرده اند و انرا با مقهور شدن در برابر غرب درآمیخته اند و راه تعامل با غرب را تسلیم در برابر او ارزیابی میکنند، همان رفتاری که فروغی، شاه، اصلاحطلبان پیش و پس از انقلاب
(اصلاحطلبی در حقیقت به معنای نفی خود و غربی شدن بود که ملکم خان آنرا به کار برد) و در رفتار و موضعگیری رضا پهلوی و پیروانش میتوانیم ببینیم.
اینگونه است که آنها تصور میکنند با انکار خویش میتواند با غرب به توافق برسند. یعنی با «بردگی داوطلبانه» غرب آنها را خواهد پذیرفت. معمر قذافی و جامعهی لیبی هم دقیقا دچار همین دوگانگی جامعه ایرانی بودند، آنها در دوره ای کوشیدند با غرب به ستیز کنند تا خود را تعیین ببخشند، این رویکرد خواست بخشی از جامعهی لیبی بود، اما گفتمان دیگری نیز در جامعه لیبی وجود داشت (یا بهتر است بگوییم در سراسر جهان ایرانی/اسلامی وجود دارد) که همانا همچون رویکرد اصلاحطلبان در ایران است، این گفتمان پس از انکه مدتها در فشار ناشی از تقابل با غرب بود دست اخر به سمت رفع تخاصم به امید حل مشکل رفت، این بود که پس از ۲۰۰۳ قذافی مسیر تعامل را پیش گرفت، اما تعامل بدون مهار سوژگانیت غربی، یا مهار ابزارهای غرب که زور و بازی حقوقی هستند، به دلیل ماهیت غلبهگر غربی که در پارادایم ارباب بردگی تعریف میشود به تسلیم تعبیر میشود. او تأسیسات هستهای را برچید، و برد موشک های خود را به زیر سیصد کیلومتر رساند اما در مقابل، نه تنها پذیرفته نشد، بلکه حکومتش ساقط شد و حاکمیتش دچار بی حاکمیتی و تجزیه شد و نه تنها خودش به قتل رسید بلکه حاکمیت سیاسی لیبی نیز به قتل رسید و پامال شد و اکنون سالهاست در جنگ داخلی و بی حکومتی در حال اضمحلال است. غرب وقتی با برده رام شده مواجه میشود، اتفاقا افسارش را محکمتر میبندد.
🔹رویکرد دیگر توهم رویارویی محض (تندروی خام) است. برخی طیفهای تندرو صرفاً سازوکار رزمی غرب را میبینند و از هزارتوی حقوقی، رسانهای و گفتمانی او غافلاند. مصداق عبرتآموزی که پیش روی ماست؛ صدام حسین است. او قدرت نظامی داشت اما در بازی حقوقی (قطعنامهها)، رواییسازی و اجماعسازی بینالمللی بهشدت شکست خورد و نهایتاً ائتلافی جهانی علیه او شکل گرفت و توانست او را ساقط کند و حاکمیت در عراق را ناممکن کند(اگر اکنون حاکمیت نیمبندی در عراق هست به واسطهی حمایت ها و تاثیرات ایران است).
🔹اما ورای این دو رویکرد یک منطق فهم سوژهی غربی و فهم صحیح «من ایرانی» را نیز داریم که میتوان آنزا در هسته مرکزی حاکمیت جمهوری اسلامی دید.
هسته سخت راهبردی ایران، هر دو منطق را همزمان فهمیده است:
۱. منِ ایرانیِ شهید را میفهمد و با آن، از تله فردگرایی و تجملگرایی غربی میگریزد و چرخه باجخواهی را با مقاومت فعال میشکند. ضمن آنکه خود به سمت برده سازی نمیرود و از تکبر و تفرعن دوری میجوید یا پارسایی/تقوا به خرج میدهد، چنانچه در محور مقامت پیش گرفت.
۲. از سوی دیگر منِ غربیِ سلطهگر را به خوبی میشناسد و برای مقابله با او به جای جنگیدن در زمین بازی او، از آنجایی که دچار تاخیر دویست و اندی ساله است، توان نامتقارن میسازد؛ هم در میدان رزم (پهپاد، موشک، نیروهای نیابتی) و هم در میدان حقوقی-روایی (استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و حقوق بینالملل علیه خود غرب) با بازی غربگرایی حزبی و مقاومت همزمان.
در نتیجه این رویکرد دوگانه، غرب را وادار به شناسایی تشخص ما، از منظر خودش میکند، درست مانند چین. اما بابد توجه داشت که این شناسایی صلح پایدار را تضمین نمیکند، بلکه در صورت تحقق و مهار غرب صرفاً به یک آتشبس تاکتیکی میانجامد. چرا که سوژهی غربی بنیانا نمیتواند دیگری را به شکل سوژهای بنگرد که در حال شناسایی اوست بلکه او هر دیگری ای را به شکل ابژه و مفعول درک میکند یا میخواهد و خواهان تحمیل ارادهی خود بر اوست و از هر فرصتی برای این تحمیل اراده بهره میبرد، چنانچه در قبال چین شاهد بودیم. غربی ها پس از مذاکرات پنهان کسینجر و توافق با چین برای عدم پشتیبانی از شوروی به شرط همکاری و پذیرش هرگز مهار را رها نکردند و بارها و بارها کوشش کردند تا چین را به زیر بکشند، و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نکردند. راهبرد نهایی؛ فهم این نکته است که با غرب، مسأله هرگز «حل» نمیشود، بلکه بهطور مداوم با بازتولید قدرت نامتقارن نظامی-حقوقی و تکیه بر هستیشناسی متفاوت «منِ ایرانی»، «مهار» میشود. نه لبخندشان ما را بفریبد، نه خشمشان.
علی پیروز
🔻نشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگجغرافیا
@IranGeoculture
اندیشکده فرهنگجغرافیا
🔰 «ژئوپلیتیکِ "من": تبارشناسی سوژه و راهبرد مهار غرب» علی پیروز یکی از بنیانیترین چالش های ما در
♦️مقالهی پدیدارشناسی “من” به زبان ساده
چرا اصلاحطلبان و پایداری چی ها هر دو ما را به اضمحلال میبرند
علی پیروز
معنای «من» یا به زبان ساده تر تعریف «خود» و جهان در هر تمدنی متفاوت است
در اندیشه غربی بنیان بر تکبر است، و غربی اساسا در میان برده بودن یا برده کردن جهان را فهم کرده و خارج از آن تصویری از خود و جهان ندارد.
یعنی اینگونه میپندارد که منِ خوب منی است که بتواند دیگری را به بردگی بگیرد
یعنی حق فقط نزد من است و من باید همه را پله کنم و دیگری هیچ نیست جز «چیز» یا شیءی که باید آنرا به تسخیر خود دراورد.
در حالی که در اندیشه ایرانی اساس در مقاومت است: مقاومت در برابر برده شدن و برده کردن، یعنی نه میخواهد برده بشود و نه میخواهد برده بکند، پس منِ خوب منی است که منیت نداشته باشد، یعنی نفی منیت کند
این همان «منِ شهید» است.
در تفکر بودایی منِ والا منی است که خود را تایید کند و جهان را انکار کند
یعنی من منفعل
اما منِ منفعل با نفی من اصلا یکی نیست
منی که نفی منیت میکند برای جمع یا به مفع کل و جامعه و یا خداوند عاملیت جدی دارد اما نه برای سود شخصی
در حالی که منِ منفعل میگوید هیچ چیز اعتبار ندارد و اگر کشته هم میشوی بشو چرا که حقیقت در جای دیگری است پس به سمت ان حقیقت برو و جهان مادی را ترک کن
منِ چینی منی است که منیت ندارد، بلکه منِ تابع است، و تجلی اش نه در فردیت و نه در جمع بلکه در پدر«حکومت» یا در طبیعت است. من برای حفظ حکومت یا روح اجداد یا طبیعت دائو / کنفسیوس
طبیعت/دائو و حکومت/کنفسیوس
خب وقتی درست معنای من/سوژه غربی را درک کنی میفهمی که اگر تسلیم شوی بیشتر به بردگی گرفته خواهی شد
اگر تشخص داشته باشی و مقابله کنی غرب میکوشد تو را نفی کند و به بند بکشد
پس باید برای مقابله با او ابزار های برده سازش را باید بی اثر کنی
چه با ساختن و بدست اوردن ابزار برتر یا با بدست اوردن ابزاری که بتواند ابزار برتر او را بی اثر کند
ابزار غرب فقط زور نیست
انها بزرگترین برگی که داشته اند بازی های حقمقی و سفسطه کردن و بازی با نقش هاست تا بتوانند مال تو را با لفاظی و بازی های چندنفره به چنگ بیاورند و خودت را برده کنند
خب وقتی این را درک کنی متوجه میشوی با چنین ساختاری صادق بودن خریت است
پس اصلاحطلبانی که تصور میکردند بیایید در مذاکرات یک بار برای همیشه مشکلاتمان را حل کنیم وقتی که سوژه یا منِ غربی را درک نمیکند فکر میکند که راه حل نفی من است!(یعنی من از خواسته هایم کوتاه بیایم)
در حالی که وقتی این کار را بکنی اتفاقا غرب میگوید چه برده خوبی پس میرود افسار و پالان می اورد و داغ و درفش تا شما را طوری برده کند که امکان رهایی نداشته باشی
دقیقا همان کاری که با لیبی کرد
اما جریان دیگری در ساختار جمهوری اسلامی که هم درک منِ ایرانی درستی دارد و همزمان درک من یا سوژهی غربی را، میگوید راهکارش این است که امکان زورگویی غرب را از او بگیری ؛ وقتی ابزار برتر را نداری با چه باید اینکار را کرد؟ با توان نامتقارن
انجاست که اتفاقا غربی وقتی دید شما برده نمیشوید ناچار است شخصیت و تشخص /منِ شما را به رسمیت بشناسد. از چه منظری؟ از منظر سوژه یا درکی که او از «من» دارد نه از منظر و تعریف «من» ایرانی.
پس کوتاه خواهد امد، همانطور که در برابر چین کوتاه امد
اما بعد از آن بارها و بارها از طرف مختلف / تنش در تنگه تایوان/ انفجار سفارت چین در بلگراد/ اشوب در چین و وقایع میدان تیانانمن/ جنگ های حقوقی / فشار های فرهنگی و سیاسی/ جدال اقتصادی/ جدال فناوری های نوین/ تلاش برای کودتا/ شایع کردن کوید ۱۹ و سعی در اسیب انسانی و اقتصادی به بازار چین و… و همین الان مهتر چین از طریق کمربند میانی میکوشد همچنان من قدرتمند چینی را مهار کند
پس حتی اگر از طریق قدرت، یا بی اثر سازی توان غربی ما به مصالحه برسیم باز هم غربی هزار تلاش میکند تا ما را مهار و خودش را اثبات کند
پس ساده لوحانه نباید با غرب فرض را بر حل مشکل گذاشت
از طرفی هم نباید ساده انگارانه نباید مثل صدام به سراغ رویارویی بدون بازی سیاسی و حقوقی رفت.
باید هم سازوکار رزم غرب را بی اثر کرد هم سازوکار حقوقی غرب را
مسئله این است که جریان غربگرا درک مهار سوژه از وجه سازوکار رزم را ندارد
و جریان تندرو پایداری فهم مهار سازوکار حقوقی غرب را ندارد
هر دو هم ناشی از عدم شناخت درست از سوژهی غربی است
اما هستهی مرکزی حاکمیت ایران هر دو وجه را به خوبی میشناسد و علاوه بر آن درک عمیقی از «من» ایرانی دارد و «منِ نفی کنندهی منِ فعال» را درست فهم کرده
و قیام برای شهادت و شهادت برای قیام را عمیق میفهمد
به همین دلیل نه ذوب در فردگرایی غربی میشود نه به سمت تجملگرایی غرب میرود
نه با لبخند غربی خام میشود و نه از خشم غربی دچار ترس و واهمه میشود.
🔻نشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگجغرافیا
@IranGeoculture
🚩 ترامپ: ناتو درباره ایران به ما کمک کند
🔹دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا برغم عدم مشارکت ناتو در حمله به ایران، بار دیگر از اعضای این پیمان خواست درباره تهران به او کمک کنند.
ترامپ روز دوشنبه به وقت محلی در گفت و گو با شبکه سی ان بی سی نیوز افزود:
🔹متحدان ایالات متحده در ناتو «باید وارد عمل شوند و به ما کمک کنند» زیرا آنها بیش از ایالات متحده به نفتی که از تنگه هرمز عبور میکند، متکی هستند.
@IranGeoculture
🚩 آکسیوس:تصمیم ترامپ برای مهار نتانیاهو سیگنال واضحی بود مبنی بر اینکه او نمیخواهد متحد کلیدیاش مانع توافق با ایران شود.
@IranGeoculture
🚩نتانیاهو: موضع ما قاطع است: اگر حزب الله حمله به ما را متوقف نکند، به بیروت حمله خواهیم کرد و طبق برنامه تعیین شده به عملیات در جنوب لبنان ادامه خواهیم داد.
@IranGeoculture
🚩 نورالدین الدغیر خبرنگار الجزیره در تهران:
وضعیت در لبنان ممکن است مسئلهٔ برقراری آتشبس بین تهران و واشنگتن را به نقطهٔ اول خود بازگرداند.
🔹نشانهها حاکی از آن است که واسطهها به سختی تلاش میکنند تا واشنگتن را به توقف عملیاتهای اسرائیل در لبنان ترغیب کنند، و زمان زیادی هم در اختیار ندارند.
🔹پروندهٔ لبنان اکنون مسیری است یا به سوی توافق، یا شاید به سوی جنگ
📍پ.ن: بدون تردید اسرائیل از اقدامات خود عقب نخواهد نشست مگر اینکه امریکا ببیند که ایران به قطع یقین اتشبس نقض شده را رها میکند و رژیم صهیونیستی را سخت در هم میکوبد
ایران باید اعلام کند از فلان ساعت درصورتی که یک حملهی دیگر به لبنان انجام شود اتشبس را نقض شدت میداند
و به جنگ بازخواهد گشت
ضمنا باید توجه داشت همچنان غربی ها به دنبال ترور برای ایجاد اختلال در ساختار هستند و در این خصوص پروتوکل ها را باید سخت رعایت کرد
انها علاوه بر تلاش برای ترور رهبری و فرماندهان و ترور مجلس و قالیباف به دنبال ترور هر گونه الترناتیوی در اینده ایران نیز هستند
علی پیروز
🔻نشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگجغرافیا
@IranGeoculture
اندیشکده فرهنگجغرافیا
🔰 کالبدشکافی بازی فریب آمریکایی در میز مذاکره: از مهندسی معکوس قدرت تا عملیات روانی برای جنگ علی پیر
🚨 گزارش فاکسنیوز از آخرین مطالبات ترامپ از ایران
🔸ایران باید بپذیرد که هرگز سلاح هستهای یا بمب نخواهد داشت.
🔸اورانیومهای غنی شده توسط ایالات متحده شناسایی و نابود خواهد شد.
🔸تنگه هرمز باید فوراً و بدون دریافت عوارض باز شود.
🔸ایران باید همه مینهای دریایی را جمعآوری یا منفجر کند.
🔸محاصره دریایی ایالات متحده برداشته خواهد شد.
📍پ.ن: پیشتر بارها گفتم که امریکا در بازی مذاکره به دنبال چرخاندن میز است و تغییر موضع بازنده به برنده با زمانی که بدست می اورد و بیعملی ای که مذاکره در چارچوب ذهنی ایرانیان ایجا میکند برای همین تاکید کردم نباید جنگ را متوقف کرد و باید مذاکره را حین جنگ انجام داد
علی پیروز
🔻نشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگجغرافیا
@IranGeoculture
🚨 العربیه:
یک نفتکش بزرگ با پرچم پاناما در حین فعالیت در آبهای سرزمینی عراق در معرض انفجار قرار گرفته است
🔻نشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture
🚨 تسنیم:
ایران تبادل پیام با آمریکا را در اعتراض به جنایات صهیونیستها متوقف میکند/ عزم نیروهای مسلح ایران و تمام محورهای جبهه مقاومت برای واکنش به جنایات صهیونیستها و گشودن جبهههای جدید
🔻نشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture
🚩 نورالدین الدغیر خبرنگار الجزیره در تهران:
وضعیت در لبنان ممکن است مسئلهٔ برقراری آتشبس بین تهران و واشنگتن را به نقطهٔ اول خود بازگرداند.
🔹نشانهها حاکی از آن است که واسطهها به سختی تلاش میکنند تا واشنگتن را به توقف عملیاتهای اسرائیل در لبنان ترغیب کنند، و زمان زیادی هم در اختیار ندارند.
🔹پروندهٔ لبنان اکنون مسیری است یا به سوی توافق، یا شاید به سوی جنگ
📍پ.ن: بدون تردید اسرائیل از اقدامات خود عقب نخواهد نشست مگر اینکه امریکا ببیند که ایران به قطع یقین اتشبس نقض شده را رها میکند و رژیم صهیونیستی را سخت در هم میکوبد
ایران باید اعلام کند از فلان ساعت درصورتی که یک حملهی دیگر به لبنان انجام شود اتشبس را نقض شدت میداند
و به جنگ بازخواهد گشت
ضمنا باید توجه داشت همچنان غربی ها به دنبال ترور برای ایجاد اختلال در ساختار هستند و در این خصوص پروتوکل ها را باید سخت رعایت کرد
انها علاوه بر تلاش برای ترور رهبری و فرماندهان و ترور مجلس و قالیباف به دنبال ترور هر گونه الترناتیوی در اینده ایران نیز هستند
علی پیروز
🔻نشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture