دورترین روستاها، نه تنها در دسترس بلکه به شکل تشویقی‑اجباری گسترده بود؛ زیرساخت آب، برق، گاز و مخابرات را به تمام نقاط کشور رسانده بود؛ بهداشت و درمان ارزان و در دسترس را پیریزی کرده بود؛ و دانشگاه را به فضایی فراگیر بدل ساخته بود. همین روند به مرور بسترساز صنایع بومی، توسعه لجستیک، تولید غذا و مسکن شد. و همه اینها در سایه جنگی فرسایشی که واشنگتن و شرکایش در ناتو میان عراق و ایران به راه انداختند، ممکن شده و به الگویی موفق برای یک انقلاب تبدیل گشته بود. بنابراین باید مهار میشد. و این خواست مهار نه فقط از جانب ایالات متحده و ناتو بلکه هم از جانب اسرائیل بود که پس از جنگ رمضان (یوم کیپور) تنها رقیب خود را برای ممانعت از جاهطلبیهایش ایران میدید و پس از انقلاب هم تشدید شد، و کشورهای عربی که الگوی ایران را تهدیدی برای خود میدیدند. چه فرصتی بهتر از همسایگانِ تماماً تحت تسلط آمریکا تا آن ویترین پرزرقوبرق و مگاسازههای لوکس (هرچند موضعی و بدون عمق) را در آنجا برپا کند و همان «نبرد برای ذهنها» را بازتولید نماید؟ این تضاد با بازی رسانهای، «القای فقر» در برابر «رفاه روزافزون» را خروجی میداد. حال آنکه در عمل، بسیاری از محلات و شهرهای این کشورهای عربی هیچیک از زیرساختهای رفاه عمومی که در ایران وجود داشت را نداشتند. تنها نخبگان حاکم، اطرافیانشان، و دهها هزار نفر از شهروندان آمریکایی و غربی که در آن مناطق مستقر شده بودند (تنها در امارات، بیش از ۵۰ هزار شهروند آمریکایی زندگی میکنند که بیشترشان در مشاغل نظامی، امنیتی، صنعتی و مالی هستند) از بهرههای مالی و رفاهی ویژه برخوردار بودند.
اینگونه بود که از دهه ۱۹۹۰ میلادی به این سو، جنگ نرم رسانهای و سیاست اهرم شیرین برقرار شد؛ همان که رهبر ایران از آن با عنوان «تهاجم فرهنگی» یاد کرد. در برابر، برای مهار این پروژه در داخل ایران، پیشنهاد فضایی نیمهلیبرالی مطرح شد تا سرمایهداران خصوصی در کنار بخشهایی از حاکمیت که نقش خصوصی به خود گرفته بودند، بتوانند بازی جنگ سردی آمریکا را خنثی کنند. اینجا بود که ایالات متحده در کنار تشدید تحریمهای خود (که خود به تنهایی فسادزا نیز بود)، گفتمان رسانهایاش را تغییر داد: از «القای فقر» به «القای فساد». از آن پس، «فساد در نظام ایران» در کنار محرومیتنمایی، خط اصلی عملیات روانی و رسانهای غرب شد.
۱. بازتولید الگو در غرب آسیا؛ از مهار شوروی تا مهار ایران و چین
پس از سال ۱۹۹۱، آمریکا همان معادله را با مؤلفههای جدید در غرب آسیا پیاده کرد. با این تفاوت که این بار، هدف مستقیم شوروی نبود، بلکه ایران به عنوان هسته مرکزی کمربند میانی مهار چین، در تیررس قرار داشت.
۱.۱. ویترینهای لوکس در حاشیه ایران (دبی، قطر، بحرین)
سیاست اهرم شیرین در این منطقه به شکل ایجاد مناطق آزاد تجاری، برجهای مسکونی لوکس، مراکز خرید و کلوپهای شبانه با سرمایهگذاری مشترک آمریکا و نخبگان محلی خودنمایی کرد. اما هدف واقعی فراتر از اینها بود: پشتیبانی از مکانیسم پترودلار، تصاحب سهام شرکتهای نفت، گاز، آلومینیوم، اتانول و متان، ایجاد بستر امن برای پولشویی و منافع مالی فرامرزی، و در نهایت تأمین مراکز تفریحی برای سربازان پایگاههایی چون العدید (قطر)، الشیخ عیسی (بحرین)، علی السالم (کویت) و پایگاه پنجم دریایی در بحرین. در این میان، وجود دهها هزار شهروند آمریکایی (تنها در امارات متحده عربی بیش از ۵۰ هزار نفر) که در مشاغل نظامی، امنیتی، صنعتی و مالی مستقر شده بودند، خود به عاملی برای گسترش فرهنگ مصرف آمریکایی و ایجاد بازاری برای کالاها و خدمات لوکس تبدیل شد.
۱.۲. تجربه مشابه در اقلیم کردستان عراق پس از سقوط صدام
پس از سقوط صدام، همان الگو در اربیل و سلیمانیه پیاده شد. مناطق ویژه با امکانات لوکس، بارها و کلوپهای شبانه، و مراکز خرید مدرن پدید آمدند تا «جذابیت همکاری با آمریکا» را در برابر ایران به نمایش بگذارند و نیروهای محلی را به اردوگاه غرب بکشانند.
۱.۳. طرح ابراهیم و ناتوی عربی
طرح ابراهیم را باید «مارشال پنهان» دیگری دانست که ذیل چتر امنیتی ناتو و با هدف یکپارچهسازی اقتصادی‑نظامی ضدایرانی طراحی شد. عادیسازی روابط رژیمهای عربی با اسرائیل، حلقه مکمل این زنجیره مهار بود.
۲. بهای ویترین لوکس؛ شکنندگیهای پنهان در کشورهای عربی
آسمانخراشها، خطوط هوایی مدرن و رویدادهای جهانی، رشدی درخشان و چشمگیر را نشان میدادند. اما در پشت این ویترین، شکنندگیهای عمیقی خود را پنهان کرده بود. برای درک ابعاد این شکاف، نگاهی به چند شاخص عینی کافی است:
امنیت غذایی: تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد از مواد غذایی مصرفی امارات و قطر در داخل تولید میشود. به گزارش سازمان خواروبار کشاورزی ملل متحد (فائو) و بانک جهانی، امارات و قطر در رتبهبندی «شکنندگی امنیت غذایی» در رده کشورهای دارای وابستگی بحرانی به واردات قرار دارند.
ایران اما با وجود تحریمها، شاخص «نسبت تولید داخلی به مصرف» را در اقلام اساسی بالای ۸۰ درصد حفظ کرده است. برای نمونه، در اواخر دهه ۱۳۶۰ مرغ کشتارشده همچنان با سر و پر و بدون بستهبندی از فرانسه به ایران وارد میشد. اما امروز ایران در تولید مرغ، تخممرغ، شیر و گوشت قرمز به خودکفایی نزدیک شده است.
وابستگی به نیروی انسانی خارجی: در امارات، حدود ۸۹ درصد جمعیت را اتباع خارجی تشکیل میدهند. بیش از ۷۰ درصد پزشکان و پرستاران مجتمعهای درمانی خصوصی دبی، و حدود ۶۵ درصد مهندسان پروژههای صنعتی ابوظبی از غیراماراتیها هستند. در قطر نیز بالغ بر ۹۴ درصد نیروی کار را خارجیان تشکیل میدهند. این در حالی است که ایران با وجود آسیب مهاجرت نخبگان، همچنان بیش از ۹۵ درصد نیروی متخصص صنعتی، پزشکی، حقوقی و مهندسی خود را از میان شهروندان خود تأمین میکند. قشر عظیمی از مهاجران غیرماهر در کشورهای عربی، در محلههای موسوم به «کمپهای کارگری» زندگی میکنند که از ابتداییترین زیرساختهای بهداشتی و رفاهی محروماند.
کسری بودجه و استقراض مزمن: قطر با جمعیتی کمتر از ۳ میلیون نفر، سالانه بیش از ۸۰ میلیارد دلار درآمد نفتی و گازی دارد. امارات با جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر، درآمدی بالغ بر ۱۲۰ میلیارد دلار. با این حال، به گزارش صندوق بینالمللی پول، تا سال ۲۰۲۳ بدهی عمومی قطر به نسبت تولید ناخالص داخلی به بیش از ۴۰ درصد و امارات به نزدیک ۳۵ درصد رسیده است. در بحرین، کسری بودجه مزمن دولت باعث شده تا بارها از عربستان سعودی وام بگیرد. ایران اما با وجود جمعیتی بیش از ۸۵ میلیون نفر و حداکثر ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار درآمد نفتی سالانه در دوران تحریم، نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی را زیر ۱۵ درصد نگه داشته است. به عبارت دیگر، آن ویترین لوکس با پول نفت و استقراض حفظ میشود، نه با تکیه بر تولید و صنعت پایدار.
توزیع نابرابر درآمد و رفاه: در تمام این کشورها، توزیع درآمد به شدت نابرابر است. توده مردم محروم از رشد عادلانه صنعتی، بهداشتی، آموزشی و زیرساختی هستند. بهار عربی نشان داد که پایههای اجتماعی این رژیمها چقدر میتواند به لرزه درآید. در یک کلام، این کشورها «رگههایی از آمریکا در جغرافیای خلیج فارس» شده بودند؛ نه ملتهایی خوداتکا.
۳. مسیر متفاوت ایران؛ عدالت فضایی در برابر مگاسازههای لوکس
در ایران، با وجود تحریمهای فلجکننده و کاستیهای بسیار، الگویی دیگر حاکم بوده است. این الگو را نه در برجهای صد طبقه، که در گسترش تدریجی زیرساختها به دورافتادهترین نقاط میتوان دید.
امنیت غذایی و خودکفایی تدریجی: شاید مثالی از جنس زندگی روزمره، گویاتر از هر آماری باشد. در اواخر دهه ۱۳۵۰ و اوایل دهه ۱۳۶۰، تأمین پروتئین سفید برای خانواده ایرانی عمدتاً به «مرغ محلی» وابسته بود؛ مرغی که نه در کشتارگاه صنعتی، که در حیاط خانهها پرورش مییافت. تا پایان دهه ۱۳۶۰، مرغ کشتارشدهای که وارد میشد هنوز با سر و پر و بدون بستهبندی از فرانسه میآمد. اما در دهه ۱۳۷۰ بود که مرغداریهای صنعتی و کشتارگاههای بهداشتی در ایران گسترش یافتند. امروز ایران نه تنها در تولید مرغ، که در تخممرغ، شیر، گوشت قرمز و بسیاری از محصولات کشاورزی به خودکفایی نزدیک شده یا رسیده است. این تحول در حالی رخ داد که کشورهای عربی همسایه با درآمد سرانه چندین برابری نفت، همچنان بیش از ۸۰ درصد نیاز غذایی خود را از راه واردات تأمین میکنند.
توسعه زیرساختهای عمومی: گسترش آب، برق، گاز، راه، مخابرات، بهداشت و آموزش به دورافتادهترین روستاها. نرخ باسوادی ایران که از زیر ۵۰ درصد در انقلاب به بالای ۹۶ درصد رسیده است، در حالی که امارات و قطر تا اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی همچنان از نرخ باسوادی زیر ۸۰ درصد برخوردار بودند. شبکهای از دانشگاههای جامع، دانشگاههای علوم پزشکی، و هنرستانهای فنی در سطح شهرستانها و حتی روستاها ایجاد شده که حاصل آن تربیت انبوهی از متخصصان داخلی است.
بومیسازی صنعت در تقابل با «مزیت نسبی» آمریکایی: توجیه اقتصادی که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ارائه میدهند، همان نظریه «مزیت نسبی» است: ما نفت و گاز ارزان داریم، پس بهتر است صنایع انرژیبر و آلاینده را به ما بسپارید. در عمل، شرکتهای آمریکایی (و گاه اروپایی) با استفاده از انرژی ارزان، نیروی کار وارداتی ارزان، معافیت مالیاتی و فقدان قوانین زیستمحیطی سختگیرانه، کارخانههای آلومینیوم، متانول، اتانول و فولاد را در این کشورها برپا کردهاند. محصول این کارخانهها اغلب با برند شرکت آمریکایی و با سودآوری کلان به بازارهای جهانی صادرات میرود. درآمد حاصل از فروش اما عمدهاً نصیب سهامداران خارجی میشود و فقط بخشی ناچیز (به شکل اجاره زمین یا سهم ناچیز دولتی) در کشور میزبان میماند. این دقیقاً همان الگویی است که آمریکا در دوران جنگ سرد در آلمان غربی پیاده کرد و اکنون
در قطر و امارات تکرار میشود: کشور میزبان به پایگاهی برای تولید فرامرزی شرکتهای آمریکایی تبدیل میشود، نه یک قدرت صنعتی خوداتکا.
در قطب مخالف، ایران با وجود تحریمها و محرومیت از سرمایهگذاری خارجی در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، توانست صنعت آلومینیوم، فولاد، پتروشیمی، خودروسازی و حتی هوا‑فضا را بومی کند. کارخانههایی مانند هرمزال، آلومینیوم المهدی، فولاد مبارکه و پتروشیمیهای مختلف بدون حضور سهامدار خارجی اداره میشوند و ارزش افزوده آنها در داخل میماند.
اما در این میان، یک آسیب راهبردی نیز پدید آمد. کیسینجر و استراتژیستهای آمریکایی قصد داشتند چین مائوئیستی را نیز با آلودن به اقتصاد لیبرالی دچار تناقض و فروپاشی کنند. اما هوشمندی چین و البته موقعیت ژئوپلیتیک و همسایگانش موجب شد که چنین اتفاقی نیفتد؛ چین توسعه یافت، زیرا در قوانین خود حد مجاز سرمایهگذاری خارجی در هر شرکت و بخش را تعیین کرده بود. جمهوری اسلامی ایران نیز اگرچه سیاست مهار آمریکا در جنگ سرد علیه شوروی را به خوبی شناسایی کرده بود و با «سیاست اهرم شیرین» آشنایی داشت، کوشید با ایجاد فرصتهایی برای المانسازی و توسعه مگاسازهای، این تهدید را دفع کند. اما نادانسته به سیاست نئولیبرالی دامن زده شد و شکاف طبقاتیای هرچند محدود شکل گرفت که مبنای نارضایتی واقعی و بهحقی گردید. ایالات متحده که خود بنیان چنین شکافها و حاکمیت سرمایهسالارانه است، از همین وجه برای تهییج جامعه علیه حاکمیت در سیاست اغوای رسانهای بهره برد.
نتیجه این مسیر: در ایران، مگاسازههای لوکس و مراکز تفریحی غربی شکل نگرفت، اما دسترسی به خدمات پایه برای اکثریت جمعیت فراهم شد. همین ضعف در جذابیت بصری برای رسانههای غربی، در «نبرد برای ذهنها» به یک نقطه ضعف بزرگ تبدیل گشت؛ چراکه تصویر یک برج دوقلو در دبی، همیشه پرجاذبهتر از تصویر یک روستای برخوردار از برق و گاز در ایران خواهد بود.
۴. تغییر گفتمان رسانهای علیه ایران؛ از «فقر» تا «فساد»
از اواسط دهه هفتاد و هشتاد شمسی، با رشد خصوصیسازی و شکلگیری تدریجی قشر مرفه لوکسنشین در ایران، غرب تاکتیک رسانهای خود را عوض کرد. به جای القای ساده «فقر ایران در مقایسه با امارات»، کمکم القای «فساد گسترده در نظام ایران» را در دستور کار قرار داد. این تغییر گفتمان، نشان میداد که هدف اصلی همان «ناراضیسازی عمومی و برانگیختن آشوبهای داخلی» است؛ همان تاکتیک اواخر جنگ سرد علیه کشورهای بلوک شرق. در شرایطی که تحریمهای فلجکننده، خود بستر فساد را گسترش میداد، این گفتمان تازه به خوبی بر روی زخمهای واقعی جامعه ایران مینشست و موجهای اعتراضی را تغذیه میکرد.
نتیجهگیری
آنچه امروز در خلیج فارس میبینیم — ابرپروژههای لوکس، پایگاههای نظامی آمریکا، و شکاف عمیق میان ویترین مدرن و واقعیت اجتماعی شکننده — چیزی جز تکرار الگوی «آلمان غربیِ دوران جنگ سرد» نیست. این بار، مهار ایران و به تبع آن مهار چین، هدف راهبردی واشنگتن است. در مقابل، ایران با پذیرش هزینههای سنگین تحریم، الگوی دیگری از توسعه را دنبال کرده است: توسعه مبتنی بر عدالت در دسترسی به زیرساختها و بومیسازی فناوری. اما این الگو در «نبرد روایتها» ضعف بزرگی دارد: نمادهای مادی لوکس و چشمگیر را به نمایش نمیگذارد. از این رو، جبهه غرب با تغییر گفتمان از «فقر ایران» به «فساد ایران»، کوشیده است با همان ابزارهای قدیمی جنگ سرد (رسانه، تحریم و اغواگری اقتصادی)، ذهنیت مردم ایران را هدف قرار دهد. مقاومت در برابر این پروژه، افزون بر توسعه اقتصادی، نیازمند تولید روایتی قانعکننده از «عدالت محوری» و «مقاومت در برابر اجارهنشینی بینالمللی» است.
علی پیروز
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
· گدیس، جان لوئیس. (۲۰۰۵). استراتژی مهار: ارزیابی انتقادی از سیاست خارجی دوران جنگ سرد.
· خلیلزاد، زلمی. (۲۰۱۶). پیروزی در جنگ سرد: الگوهای دیپلماسی عمومی آمریکا.
· گزارشهای مرکز مطالعات استراتژیک خلیج فارس (۲۰۲۰-۲۰۲۳) درباره پیوند پایگاههای نظامی و پروژههای اقتصادی آمریکا در منطقه.
· دادههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول (سالهای مختلف) درباره شاخصهای بدهی، امنیت غذایی، نرخ باسوادی و ترکیب نیروی کار در کشورهای خلیج فارس.
· گزارشهای سازمان خواروبار کشاورزی ملل متحد (فائو) درباره نسبت تولید داخلی به مصرف در اقلام اساسی.
🔻بازنشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture
اندیشکده فرهنگجغرافیا
🔰 گذار از ملت تحمیلپذیر تا قدرت تحمیلکننده: چرا ایران در «توافق ناممکن» پیروز است؟ علی پیروز درآم
آلوهن میزراهی
۱. آمریکاییها این توافق را امضا نخواهند کرد.
۲. اگر هم امضا کنند برای وقتکشی و آمادهسازی برای خرابکاری و جنگ، به آن پایبند نخواهند ماند.
۳. ایران هرگز پولهای دزدیدهشدهاش را پس نخواهد گرفت.
۴.خشونت تنها راه رهایی از سلطه استعمارگران است.
✍️ کاملا منطبق با تحلیلی که دادم
🔻بازنشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
➖یوتوب ➖ تلگرام➖ ایتا ➖روبیکا➖بله➖گروه ➖ویراستی➖
@IranGeoculture
🚩 آندرس اوسلوند اقتصاددان سوئدی :
هیچ جنگ آمریکا از زمان حمله خلیج خوکها در سال ۱۹۶۱ وارد آن شده، به اندازه جنگ ترامپ علیه ایران احمقانه نبوده است
✍️ احمقانهتر از جنگ ترامپ با ایران جنگی بود که بایدن بین اوکراین و روسیه راه انداخت و برنامههایی بود که منجر به طوفان الاقصی شد
ترامپ وضعیتی را به ارث برد که راه تغییر انرا نداشت
ترامپ را نباید دیوانه تلقی کرد
او خوب بلد بود چه کند
او میخواست با روسیه از در دوستی درآید نه اینکه اوکراین را به جنگ با روسیه وارد کند اما بعد از دور اول بایدن همه پلن را به هم زد
اگر ایالات متحده از طریق تایوان یک جنگ محدود و کنترلشده با چین کرده بود با روحیهی چینیها و امتناع از جنگ فرهنگیشان و محافظه کاری مفرط و از ترس تنش در تجارت آنهم به عنوان مقدمهی جنگ بین الملل چهارم( با لحاظ کردن جنگ سرد)
اگر امریکا برای مهار چین به سراغ محور میانی و ایران میآمد وضع بسیار متفاوت میشد
چین به دلیل ترس از جنگ و حضور غربگرایان در عرصه قدرت ایران و روسیه میتوانست وضعیت را برای ایران سختتر کند
اما ترتیب جنگی که بایدن رقم زد همه چیز را دگرگون کرد
@IranGeoculture
اندیشکده فرهنگجغرافیا
🔰 گذار از ملت تحمیلپذیر تا قدرت تحمیلکننده: چرا ایران در «توافق ناممکن» پیروز است؟ علی پیروز درآم
🚩 روزنامهنگار و تحلیلگر رسانههای اسرائیلی از جمله رادیو ارتش اسراییل و هاارتص و گلوبس :
جنگ ایران در حال تبدیل شدن به بزرگترین شکست راهبردی در تاریخ اسرائیل است، و این در حالی است که فکر میکردیم بدتر از ۷ اکتبر دیگر وجود نخواهد داشت.
من حتی درباره هزینههایی که تا الان دادهایم صحبت نمیکنم. ماهها زندگی در پناهگاهها، ساختمانهای ویرانشده، گردشگریِ نابودشده در فصل اوج، و نفرت از اسرائیل در سراسر جهان. بلکه درباره آینده حرف میزنم.
ایران با نوعی غرور و تکبر افراطی، با هزاران موشک که در توافقها از آنها نامی برده نشده و با میل به انتقام و با یک «معادله جدید» که خودش ایجاد کرده و دستها را در هر موضوعی مربوط به حزبالله بسته است.
آینده سیاهتر از سیاه به نظر میرسد با شانس صفر که در سالهای آینده آمریکا ماجراجویی غیرضروریاش را اینجا تکرار کند
✍️ باز هم منطبق با تحلیل بالا
🔻بازنشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture
🚩 روزنامهنگار و رئیس دفتر آنکارا در میدل ایست آی:
خب بذارید درست متوجه بشم
اسرائیل و آمریکا نتونستن رژیم ایران رو سرنگون کنن و حالا امارات داره به تهران پول میده تا با خامنهای جوان رابطه خوبی برقرار کنه
🔻بازنشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگجغرافیا
@IranGeoculture
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عراقچی:
در دو جنگ گذشته مذاکره منجر به جنگ نشد بلکه مقاومت ما منجر به جنگ شد
دشمن با این تفکر که با فشار میتواند ما را تسلیم کنند به ما تعرض کرد
✍️ اقای عراقچی این نوع تعابیر برای کسی که دیپلمات است و باید کلام را با دقت استخدام کند بسیار خطاست
این تعابیر اگر برای برداشتن مسئولیت از دوش دیپلماسی است بیشتر دارد مسئولیت را از دوش دشمن مهاجم برمیدارد
دیپلماسی و میدان هر دو کارشان مقاومت است برای احقاق حقوق مرذم وگرنه تسلیم دیگر دیلماسی نمیخواد
این دست سخنان ضمن تبرئهی دشمن متجاوز شکاف در جامعه را افزایش میدهد
🔻بازنشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگجغرافیا
@IranGeoculture
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 اطلاعیه شماره ۳ ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای قدّساللهنفسهالزکیه
🖼بسم الله الرّحمن الرّحیم
📝 «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»
🔹️ در پی عروج خونین مرجع عالیقدر جهان تشیّع، رهبر حکیم انقلاب اسلامی و پرچمدار جبهه حق و مقاومت، امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی سیّدعلی حسینی خامنهای (قدّساللهنفسهالزکیه)، جهان اسلام در سوگ فقدان بزرگمردی نشسته است که سراسر عمر پربرکت خویش را در راه اعتلای کلمه حق، دفاع از اسلام، خدمت به مردم و هدایت امّت اسلامی سپری نمود. آن قائد شهید، با ایمان راسخ، مجاهدت خالصانه، صبر استوار و بصیرت الهی، همواره پرچم استقلال ایران عزیز و هدایت و عزت امّت اسلامی را برافراشته نگاه داشت؛ نام و یاد آن یگانه دوران در تاریخ ایران عزیز، جهان اسلام و در دل آزادگان عالم ماندگار خواهد بود.
🖼ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (اعلیاللهمقامهالشریف)، ضمن عرض تسلیت به محضر مبارک حضرت ولیعصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف)، رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) و همه ملّتهای آزاده و دلبسته به راه حق، مراتب سپاس و قدردانی عمیق خود را از حضور پرشور و وفادارانه مردم مبعوث شده ایران اسلامی و همه دلدادگان اسلام و انقلاب اعلام میدارد.
👈پیرو اطلاعیههای پیشین این ستاد و با عنایت به برنامهریزیهای انجامشده، به اطلاع عموم مردم شریف و عزادار میرساند مراسم وداع، تشییع و تدفین پیکر مطهر آن امام مجاهد شهید و اعضای خانواده ایشان، شهیدان بزرگوار دکتر مصباحالهدی باقریکنی، سیّدهبشری حسینی خامنهای، زهرا حدادعادل و زهرا محمدی گلپایگانی (رضواناللهعلیهم اجمعین) به شرح زیر برگزار خواهد شد:
🗓روزهای شنبه ۱۳ و یکشنبه ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با نوزدهم و بیستم ماه محرم: مراسم وداع با پیکر مطهر در مصلای امام خمینی (قدّسسرّه) تهران.
🗓روز دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیستویکم ماه محرم: مراسم تشییع در تهران.
🗓روز سهشنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیستودوم ماه محرم: مراسم تشییع در شهر مقدّس قم.
🗓 روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیستچهارم ماه محرم و شب شهادت امام سجاد علیهالسلام: مراسم تشییع در مشهد مقدس و تدفین در حرم ملکوتی امامرضا (علیهآلافالتحیة و الثناء)
👈 از عموم مردم شریف و عزیز، آزادگان جهان، دلدادگان مکتب اسلام و علاقهمندان به ایران دعوت میشود با حضور در این مراسم باشکوه، آن رهبر شهید را بدرقه کنند.
🔹️در پایان ضمن تشکر از تمهید و برنامهریزیهای گسترده دستگاههای مسئول و گروههای مردمی برای برگزاری این رویداد، تأکید میشود نقش اصلی در برگزاری این مراسم را مردم شریف و همیشهدرصحنه بهعنوان صاحبان اصلی عزا برعهده خواهند داشت و جلوه باشکوه و بینظیری از یک رویداد مردمی رقم خواهد خورد انشاءالله.
جزئیات این مراسم متعاقباً بهاطلاع عموم خواهد رسید.
📝 دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی
🗓۲۳ خرداد ۱۴۰۵
farsi.khamenei.ir/news-content?id=63026
♦️ یوتوب خبرگزاری فارس را به خاطر تحریم مسدود کرد
بحث تحریم نیست بحث اثرگذاری است
درواقع باید گفت فارس به خاطر اثرگذاری تحریم شد
نه به خاطر تحریم مسدود شد
شک نکنید بعدش علیه تستیم اینکار را میکنند
انها از صدای حقیقت یا هر نجوایی که پروپاگاندایشان را به هم بزند بیمناکند
🔻بازنشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture
🚨 سی ان ان :
ایران اطراف اورانیوم را مین گذاری کرده
✍️توقع داشتند اینجا برایشان فرش قرمز پهن شود!
یا کل و شیرینی بگذارند!!!
🔻بازنشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture
🚨 نخست وزیر پاکستان:
متن نهایی تفاهم بدست آمد
🔻بازنشر حداکثری
🌍اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
@IranGeoculture