امروز بعد از هیئت حدادیان اومدم خونه بیهوش شدم
بعدش رفتم روضه مامانبزرگم
از اونجا رفتم گلزار شهدا
بعد از اونجا رفتم عبدل آباد(پارچه فروشی)
بعد از اونجا رفتم خونه عممینا
یکی از ضد حالای امروز این بود که روضه گلزار شهدا با روضه حدادیان یکی بود .
(چون حاج پور کاوه هم اکثر اوقات صبحا میره پیش حدادیان )
و خب منو دختر عمم توی گلزار بودیم و به خودمون فشار میآوردیم تا به قول خودمون وصل شیم چون صبح روضه رو شنیده بودیم خودمونو کشته بودیم براش😂
باز من وصل شدم ولی اون بنده خدا رو نمیدونم