֙⋆پرتوی نور .
خواهرم از مشهد اومد و مثل همیشه بهترین سوغاتی رو برام آورد =)))
֙⋆پرتوی نور .
خواهرم از مشهد اومد و مثل همیشه بهترین سوغاتی رو برام آورد =)))
میگفت هی میدیدم نگاه میکردی این کتاب رو دلت میخواست بخریش ولی نمیشد الان من برات خریدم =)))
عطری هم بهش گفتم از سید جواد بگیره رو هم گرفت =)))
هدایت شده از ֙⋆پرتوی نور .
حسین ستودهMazloom Ali - Hossein Sotoodeh.mp3
زمان:
حجم:
4M
دردت نشد معلوم علی
مظلوم علی ..)
امروز نمیدونستم برای شما گریه کنم آقا یا برای آبای مهربونم
رفتم خونه آبا سیاهی های پرچم روضه رو بزنیم
ولی خودش نبود
اولین سال بود که خودش نبود
وحشت کردم، خیلی ترسیدم
همش جای خالی تختشو نگاه میکردم حس میکردم نشسته اونجا داره بهم نگاه میکنه .
مداحی گذاشتم
گریه کردم خیلی گریه کردم
اون تیکه میومد که میگفت : الان فقط میخوام، از روضه هاش خبر بیاد
جیگرم سوخت آقا
کاش همه تنهام نمیزاشتن
کاش میدیدن چقدر درمونده شدم .
من نتونستم برای آبا عزاداری کنم
من نتونستم برای شما عزاداری کنم
دارم میمیرم کارم شده هر روز گریه کردن
انگار هیچکی نیست منو ببینه
خدا هم نمیبینه
یه مدتی که بی قراری آبا رو میکردم
بابابزرگم اومده بود خواب مامانم
برام یه فرش لاکی دست بافت خوشگل آورده بود..میگفت حتما اینو بده نرگس
نرگس دوست داره از این فرشا :))
قربونت برم من منظورت این بود حواسم به توعم باشه؟ببخشید باباجونم منو ببخش