پارسال که اینجارو گذاشتم رفتم گفتم تا ۱۲ تیر برمیگردم روزای خوب میرسن الان اگه هیچ اتفاقی نیوفتاده بود فردا کنکور لعنتی رو میدادیم...
اما ما هنوز داریم تو مرداب دست و پا میزنیم برای اینکه با فرجه های ۱.۵ روزه برسیم به نهاییا برسیم به کنکوری که آخر تابستونه، الان که اینارو میگم دلم میخواست شاید برای اولین بار که واقعا تو ایران نبودم و این سیستم معیوبِ مزخرف روانمو جسمم و زندگیمو به بازی نمیگرفت ما خسته شدیم خیلی بیشتر از چیزی که هزینه رسیدن به آرزوهامون بود!
ایوْارِه
چجوری یه فارغ التحصیلی کوفتی انقدر دور بنظر میرسید؟:)
چیا که نکشیدیم و فقط خودمون میدونیم...
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از بعضی آخرینها خیلی گذشته و حتی آخرین هایی پیش اومد که فکرشم نمیکردیم، ولی امروز آخرین باری بود که به عنوان دانش آموز با لباس فرم کنار هم بودیم آخرین عکسایی بود که گرفتیم، آخرین...