من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
هدایت شده از تأملات | تولايى
تو عالم رؤیا دید
همه کربلا جمع شدن
پیکر خونین آقا اون وسطه...
هدایت شده از تأملات | تولايى
دید با هر اشکی
زخمی از زخمای آقا بهتر میشه، خوب میشه...
هدایت شده از تأملات | تولايى
گریه کردم که فقط زخم تنت خوب شود
گیرم این گریه به درد صف محشر نخورد!