-بنده جان!
+جان♡_♡
- لاتخف و لاتحزن..!
+ چشم(:
[ اݪلّہُمَـ عَجِّݪ ݪِوَݪیڪ اݪّفَرَج ]
@Jazzaaabbb
#یک_دقیقه_مطالعه 📜
از حاتم طاعى پرسیدند:
بخشنده تر از خود دیده ای؟
گفت: آری
مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود؛
یکی را شب برایم ذبح کرد،
از طعم جگرش تعریف کردم،
صبح فردا جگر گوسفند دوم
را نیز برایم کباب کرد.
گفتند: تو چه کردی؟
گفت: پانصد گوسفند به او هدیه دادم.
گفتند: پس تو بخشنده تری!
گفت: نه، چون او هر چه داشت به من داد،
اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم!
@Jazzaaabbb
آے بچه ولایـے هاے سید علے 🗣 💚|•°
آهاے اونایـےڪه میگین واے اگر خامنهـ اے حڪم جهادم دهــد ✊🏻🌱|•°
آقا داره میگهـ😍
••[ هل من ناصر ینصرنے♥️ ]••
آقا چشم به راهتهــ👀
چے ڪار میڪنے لبیڪ میگے به مسلم زمانت یانه؟!!
پ.ن:این پست به تنهایـے واسه اهلش از صدتا انگیزه بالاترهــ✌️🏻
#دل_نوشت
══════°✦ ❃ ✦°══════
➣ @Jazzaaabbb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸برای خوبیها بِجُنب....🌸
#استادپناهیان✨🍂
•
@Jazzaaabbb
✍ #عاشقانه_شهدا
💞اهل قهر و دعوا نبودیم، یعنی از اول قرار گذاشت. در جلسه ی خواستگاری به من گفت توی زندگیمون چیزی به اسم قهر نداریم، نهایتا نیم ساعت 🚫
💞وقتی قهر میکردم می افتاد به لودگی و مسخره بازی. خیلی وقت ها کاری میکرد نتوانم جلوی خنده ام را بگیرم 😂😃، میگفت آشتی، آشتی و سر قضیه را به هم میآورد...
💞اگر خیلی این تو بمیری هم از آن تو بمیری ها نبود، میرفت جلوی ساعت مینشست، دستش را میگذاشت زیر چانه و میگفت: وقت گرفتم، از همین الان شروع شد! باید تا نیم ساعت آشتی میکردم.😅
❣ میگفت ' قول دادی باید پاشم وایستی!❣
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#شهید_مدافع_حرم
📚 قصه دلبری
@Jazzaaabbb
هُوَالحَقّ 💗
.
نام من سرباز کوي عترت است ،
دوره آموزشي ام هيئت است
پــادگــانم #چــادري شــد وصــله دار ،
سر درش عکس علي با ذوالفقار
ارتش حيــدر محــل خدمتم ،
بهر جانبازي پي هر فرصتم
نقش سردوشي من يا فاطمه است ،
قمقمه ام پر ز آب #علقمه است
رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است ،
زينب آن را دوخته پس مشکي است
اسـم رمز حمله ام ياس علــي ،
افسر مافوق من #سیدعلی .😍
🔹#نشر پیام صدقه جاریه است.🌸
#دلبرانه😌🌈
🚀 @Jazzaaabbb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری
دلم برا خودت تنگ شده !
این روز ها دلم تنگِ حرم است آقا
@jazzaaabbb