شاید دیوانهوار بنظر بیاد، ولی من هربار حس کنم داره از یه داستان، کتاب، فیلم یا سریالی خوشم میاد و واقعا خوشم میاد، میشینم هری پاتر میخونم/میبینم؛ حتی شده دو دقیقه فیلم، دو سطر کتاب، دو خط دیالوگ
چون من نباید فراموش کنم که تک تک روزها و شبها، خاطرات و احساسات خوب و بدی که الان دارم از کجا اومده.
نگهبانان نورمِنگارد(آربی و درس)
شاید دیوانهوار بنظر بیاد، ولی من هربار حس کنم داره از یه داستان، کتاب، فیلم یا سریالی خوشم میاد و و
مامانم میگفت با هری پاتر عقلتو از دست میدی. من خندیدم و گفتم: مگه اسکلم مامان؟
هدایت شده از Troubadour. (و ممد)
اگه یه روز گربه خریدم اسمشو میذارم جارجار