بُکــائین
ـ ما گدای تو ایم کارمونم به کسی نیست .
از غبطه خوردن خسته ام .
از خسته بودن خسته ام .
از خودم خسته ام .
از خستگی بریده ام .
گیسوی ما که شانه به خود نمیگیرد
آشفتهست ؛
خیالش یار میآید شانه میزند .
* لیکن زهی خیال باطل .
رفیقم بم گفت
امشبو یه یاسین بخون هدیه به قمر بنی هاشم .
همینطور چهار تا شب جمعه متوالی ؛
شب جمعه اول یه یاسین .
شب جمعه دوم دو تا و . .
و همه تقدیم قمر العشیره
منتها آخرین شب جمعه که چهار تا یاسین میخونین
هدیه به امالبنین ؛ مادر ِ ماه .
ـ هیچی دیگه بعدش مابین دعاتون واسه
حضرتِ صاحِب دعامون میکنید *