به جز او، دلم نه کسی را میخواست و نه کسی را میدید. میتوانی بفهمی چقدر غریب بودم در این جهان؟
صد بار گفتم می روم یک بار نشنیدم ، بمان
یک بار گفتی می روم ، صد قفله کردم خانه را .
ولی حدی روز اول مدرسه بد نبود
ولی دیگه بسه خسته شدم تموم شو لطفا.
من فقط کششم تا همینجا بود مهر عزیز 😊
کَمیمَن
حس میکنم وایب چنلم خیلی غمگین شده.
نمیدونم شاید خودم غمگین و بی حوصله شدم.
الان دلم یکیو میخاد بیاد دستمو بگیره بریم تو خیابون قدم بزنیم و بستنی بخوریم و آهنگ گوش بدیم(البته هوا خنک باشه).
آموختهام كه مَردم
حرفهاى شما را فراموش مىكنند
كارهاى شما را فراموش مىكنند،
ولى احساسى را كه در آنها
ايجاد كردهايد
هيچ وقت فراموش نمىكنند...
-مايا آنجلو