eitaa logo
『شـُ℘َـدٰآۍِ‌ڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
1.1هزار دنبال‌کننده
19.7هزار عکس
3هزار ویدیو
53 فایل
#تنهاڪانال‌شهدای‌ڪربلای۴🌾 دیر از آب💧 گرفتیـم تـورا ای ماهـی زیبا؛ امّا عجیـب عذابـی ڪہ ڪشیـدی تازه اسٺ #شهادت🌼 #شهادت🌼 #شهادت🌼 چه‌ڪلمه‌زیبایی... #غواص‌شهیدرضاعمادی و سلام‌بر ۱۷۵ غواص‌شهید #کپی‌ممنوع⛔ 🍃ادمیـن‌پاسخگو↓ @goomnaam_1366
مشاهده در ایتا
دانلود
『شـُ℘َـدٰآۍِ‌ڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
💢روشنفکران ایرانی ببینند اینجا آمریکاست ، #توزیع نذری و معرفی امام حسین(ع) مردم فقیرند، اما فقر ف
💢نذری بدم یا خرج فقرا کنم!؟ دوست روشنفکرم که و و احکام دین را به هر بهانه ای نفی میکنی و معتقدی بجای این کارها باید به کمک کرد. دغدغه ات محترم، اما چون اسلام نشناسی، و بالاتر از کتاب دینی سال سوم دبیرستان چیزی در مورد دین نخوانده ای برایت توضیح میدهم. در هیچ و مکتبی، برای رسیدگی به و این همه دستور و احکام صادر نشده است. ۱-خمس ۲-زکات ۳-انواع صدقات مستحبی ۴-نذر ۵-فطریه اگر همه مسلمانان به این دستورات که برخی از آنها مثل و از فروع دین هستند عمل کنند، و احکام مالی را انجام دهند، گرسنه نخواهد ماند. حالا تو که با برپایی روضه و نذری دز محرم و روزه داری در رمضان مخالفی، بگو آیا میدانی مربوط به روزه را؟ میدانی یک مُد طعام یعنی چه؟ میدانی اگر روزه دار، روزه اش عمدا باطل شود باید فقیر را کند تا خداوند کفاره را بپذیرد؟ در اسلام، کفاره روزه دار، رسیدگی به فقراست. و چون تو نمیدانی و دین را نمیشناسی براحتی میزنی که با این کارها مخالفم. فلسفه نذری اطعام طعام نیازمندان است و شما یادتان رفته که فقرا خودشان اولین نذری دهندگان عزای امام‌حسین(ع) بشمار می آیند.
『شـُ℘َـدٰآۍِ‌ڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
💢کلید فهم قیام امام حسین(ع) کلید فهم قیام و مدل مقاومت امام حسین یک سوال اساسی است که در پاسخ به آن دچار شده ایم. در خطبه ها، امام حسین(ع) خود را (زنده کننده) دین جدشان معرفی میکنند. مردم عصر اباعبدالله، اهل اول وقت و روزه بودند، بسیاری از آنها از ممتاز بوده، در امر و کم کاری نمیکردند. حتی بیعت شکنی با حاکم را میدانستند. این‌ مردم ظواهر و احکام دینی را (نماز و روزه...) با دقت و حتی وسواس انجام میدادند. پس امام‌حسین بدنیال کردن چه چیزی از دین جدشان بودند؟ کدام امر مهمتر در دوران ایشان مُرده بود که ایشان قصد احیا و زنده نمودن آن را داشتند؟ ✅ماندن در ظواهر احکام دینی بدون تبعیت از امام معصوم و یا صاحب ولایت قرائتی از اسلامِ بنی امیه است که در آن نماز برپا میشود حج برگزار میگردد اما حول محور ولایت حرکت نمیکند. حسین(ع) این امر مهم بود که بگوید این اسلام بدون امام اسلام نیست.
『شـُ℘َـدٰآۍِ‌ڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
🕋 پیام به مناسبت فرارسیدن ایام 🔻بسم الله الرّحمن الرّحیم والحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین. 🔹️ موسم حج که همواره موسم احساس عزّت و عظمت و شکفتگی جهان اسلام بود، امسال دستخوش اندوه و حسرت مؤمنان و مبتلا به احساس فراق و ناکامی مشتاقان است. دلها از غربت ڪعبه احساس غربت میکند و لبّیکِ جداماندگان با اشک و آه در هم می‌آمیزد. این محرومیّت، کوته‌مدّت است و بحول و قوّه‌ی الهی دیر نخواهد پایید، لکن درس آن، که قدردانستن نعمت بزرگ حج است، باید ماندگار شود و ما را از غفلت برهاند. رمز عظمت و قدرت امّت اسلام در جمع فراگیر و متنوّع مؤمنان در حریم کعبه و حرم پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و ائمّه‌ی بقیع (علیهم‌السّلام) را امسال باید بیش از همیشه حس کنیم و در آن بیندیشیم. 🔸️ حج، فریضه‌ای بی‌مانند است؛ گل صد برگ در میان فرائض اسلامی است؛ گویی همه‌ی جوانب مهمّ فردی و اجتماعی، و زمینی و آسمانی، و تاریخی و جهانیِ دین، قرار است در آن مرور شود. معنویّت در آن هست، ولی بدون انزوا و گوشه‌نشینی و خلوت‌گزینی. اجتماع در آن هست، ولی به دور از درگیری و بدگویی و بدخواهی. از سویی حظّ روحی از مناجات و ابتهال و ذکر الهی، و از سویِ دیگر پیوند اُنس و ارتباط مردمی. حاجی با یک چشم، پیوند دیرین خود با تاریخ ــ با ابراهیم و اسماعیل و هاجر، با رسول خدا در هنگام ورود پیروزمندانه به مسجدالحرام، و با خیل مؤمنان صدر اوّل ــ را مینگرد و با چشمی دیگر، انبوه مؤمنان هم‌روزگار خود را که هر کدام میتوانند دستی برای همیاری و اعتصام جمعی به حبل‌الله باشند. …❀ @Karbala_1365🌹 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄
『شـُ℘َـدٰآۍِ‌ڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
‌ ۴۷ روز تمام در زندان الرشید روی زمین دراز نکشیدم و ایستاده خوابیدم. ــــــــــــــــــــــــــــــ
‌ در دوران اسارت افرادی داشتیم که اگرچه مجروحیت داشتند، اما دلیل شهادتشان آن مجروحیت نبود. بسیاری از آن‌ها به دلیل شکنجه شدن و کتک خوردن شدند.🥀 « اکبر قاسمی» از این ‌دست افراد است. او یک فرد بازاری بود. سر گذر مغازه خیاطی داشت. یک فرد ۳۳ ساله که بر اساس تکلیفی که احساس کرده بود با وجود اینکه چهار دختر و یک پسر داشت. راهی جبهه شد. ایشان در آخرین مرحله حضور خود در جبهه، به گردان ۱۵۵ مأمور شده و شهید سردار شد. شب عملیات او و چند نفر از رزمندگان به خط‌زده و آنجا براثر درگیری به اسارت دشمن درآمدند. این شهید بزرگوار یک اخلاق ویژه داشت و چون در بازار بزرگ‌شده بود یک حالت جوانمردی داشت. در زمان اسارت ما را در آسایشگاه به گروه‌های ۱۰ نفری تقسیم کرده بودند و چون شهیداکبر از ما بزرگ‌تر و در گروه ما بودند. مسؤول گروه ما شد. وقتی در آسایشگاه به ما نان می‌دادند او نان را تقسیم می‌کرد. بعد ضمن طلب حلالیت پشتش را به ما می‌کرد و دستش را روی نان‌ها می‌گذاشت و بر اساس آن جیره افراد را می‌داد. شهیداکبر، برای حج ثبت‌نام کرده بود یعنی همان روز‌هایی که شهید شد اگر در ایران بود، به مشرف می‌شد. معتقدم شهید قاسمی حتی اگر آن روز‌ها در اسارت نبود و در عوض در حال انجام دادن مناسک حج بود، باز هم می‌شد. در اردوگاه ما یک بن‌هایی داشتیم که به اسرا می‌دادند که البته مبلغ این بن‌ها مطابق با درجه افراد فرق می‌کرد. ما برای گرفتن نمک با نخ و سوزن از این بن‌ها استفاده می‌کردیم. ازآنجاکه شهیدقاسمی مسؤول گروه ما بود ما این بن‌ها را جمع کرده و به او می‌دادیم تا به وقتش استفاده کنیم. یک روز شهیدقاسمی متوجه نشده بود و وقتی این بن‌ها در جیب لباسش بود. لباسش را شسته بود. عراقی‌ها وقتی این بن‌های مچاله شده را دیدند این موضوع را بهانه کرده و گفتند: «شما می‌خواستید با این کار به ما توهین کنید و...» در اصل آن‌ها دنبال بهانه بودند تا بچه‌ها را اذیت کنند. با وقوع این ماجرا عراقی‌ها اول بچه‌های گروه را زدند، بعد کل آسایشگاه را. همین موضوع نیز سبب ناراحتی شدید شهیدقاسمی شد. ایشان می‌گفت: «من نادانسته این کار را کردم چرا باید دیگران را بزنند و...» چند روزی از این موضوع گذشت تا اینکه روز جمعه ۶۶/۴/۱ شهیدقاسمی صبح که از خواب بیدار شد شروع به دادن شعار‌هایی مانند الموت الصدام، الموت آمریکا و... کرد. یکی از مأموران آسایشگاه آمد و گفت: «پدرسوخته زبانت را می‌برم، شهید قاسمی هم گفت: پدرسوخته خودت هستی...» وقتی در آسایشگاه را باز کردند ایشان به آقای حسن خانی که بیشتر از همه با او ارتباط داشت گفت: من را امروز شهید می‌کنند. بیا باهم به یکی از دست‌شویی‌ها برویم تا من غسل شهادت کنم. بعد از اینکه شهید قاسمی رفت و برگشت، نگهبان‌ها آمدند و او را بردند. افرادی که در اتاق شکنجه بودند تعریف می‌کردند که عدنان، قیس و علی آمریکایی (از افسران اردوگاه تکریت ۱۱) با میلگرد و نبشی او را سخت زده‌اند. ساعت نزدیک دو بعدازظهر بود که او را برگرداند. ساق، ران پا، ساعد و قفسه سینه شکسته و در حال اغما بود. اگرچه دوستان ما تلاش کردند با دادن تنفس مصنوعی او را نجات دهند، اما اثری نداشت و درنهایت ایشان پس از چند دقیقه به رسید. بعد هم نگهبان‌ها پیکر او را با خود بردند و ما دیگر از وضعیت او اطلاعی پیدا نکردیم. ⊰❀⊱ 👣 …❀ @Karbala_1365🌾 ●➼‌┅═❧═┅┅───┄