eitaa logo
کانون خادمین گمنام شهدا
1.8هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
149 ویدیو
8 فایل
کانون خادمین گمنام شهدا: کانونی مستقل ومردمی کانونی بدون وابستگی به نهاد یا ارگانی کانونی که وابسته به #شهداست وبس کانونی که #گمنامی را پرورش میدهد خدایا اخلاصی ازجنس #شهدا عنایت کن با #ما همراه باشید مکان:مشهدخیابان امام رضا ادمین: @Khgshohada_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
💢اطلاعیه💢 🌹دیدار ‌با خانواده 🌹 🔔 زمان: چهارشنبه ۲۶ مهرماه ⏰ ساعت : ۱۶:۰۰ 🏠محدوده منزل: بلوار ساجدی _ ساجدی۳ ❌مهلت ثبت نام: تا فردا چهارشنبه ساعت ۱۲:۰۰ 🚺 ثبت نام از طریق زیر👇👇 🔴 @Khgshohada_admin 🆔 @KhGShohada_ir
کانون خادمین گمنام شهدا
💢اطلاعیه💢 #چهارشنبه‌های_شهدایی 🌹دیدار ‌با خانواده #شهید_نیرو_انتظامی #شهید_علی_عباسی_حسین_آبادی🌹
°•○بسم رب الشهدا و الصدیقین○•° شهید علی عباسی حسین آبادی ، در بیست و هفتمین روز از مهرماه سال۱۳۴۲ در مشهدالرضا(ع) دیده به جهان گشود👀 مادرش او را از بین بچه هایش ،شوخ تر و پرجنب و جوش تر می خواند .👦 او که علاقه ای به درس خواندن نداشت ، تا دوم راهنمایی بیشتر نخواند ‌و بعدها ، تحصیلاتش را تا سوم راهنمایی ادامه داد📚 سال ۱۳۶۱ عضو نیروی انتظامی شد 👮 سپس در سال۱۳۶۳ با بانویی۱۶ساله پیوند زناشویی بست.🤵‍♂ این شهید بزرگوار در ابتدا در پاسگاه ها و به صورت شیفتی مشغول به کار بود و پس از سه سال به عضویت مبارزه با مواد مخدر درآمد.👮🚫 ⚜همسر ایشان وظیفه شناسی ایشان را اینگونه ترسیم می کند: _ آن زمان کسانی که گرفتاری داشتند،به ایشان خیلی مراجعه می کردند😢 و‌ شهید می گفت : من یک چیزی برای دلخوشیشون میگم،اگر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم،وگرنه برای دلخوشیشون چیزی گفتم»😇 او می افزاید:«خیلی به ایشان پیشنهاد رشوه هم می دادند که قبول نمی کرد ، می گفت روزی کم باشد ، حلال باشد».💳✅ ایشان بعد چهارده سال خدمت ، علی رغم توصیه های دیگران به زاهدان منتقل شد🚗 او زاهدان را مکان مناسبی برای زندگی خانواده اش نمی دید ، برای همین خانواده اش را به زاهدان نبرد و ماهی یکبار بلکه کمتر ، به ایشان که در مشهد ساکن 🏠بودند سر میزد آنقدر در زاهدان موفق عمل کرد که برای سرش ،جایزه تعیین کرده بودند .🥺😱 ⚜همسرش روحیات او را اینگونه ترسیم می کند:«با همه شوخ طبع و خوش اخلاق بود😁اهل کتک زدن و فحش نبود ، گاهی به خاطر شدت خستگی، تند می شد اما سریع هم آرام می شد 😇 مسائل کاری و خستگی هایش را به خانه نمی آورد .🏠 با وجود خستگی هایش ، به خانه که می آمد ، با دو پسر بزرگم که سیزده و‌ چهارده ساله بودند👨‍👦‍👦ساعت ها بازی می کرد و‌کشتی می گرفت .. پسر کوچکم هم که آن زمان ها چهار ساله بود،خیلی به پدرش وابسته بود ، آنقدر که تا مدت ها بعد شهادت بهانه گیری میکرد.👶🥺 👈اهل تفریح زیاد نبود ، اما آنقدر کشتی چوخه دوست داشت که همان جمعه هایی هم که خانه بود ، با ‌پسر هایش به دیدن کشتی چوخه می رفت‌ . در جمع ها هم با بچه ها کشتی می گرفت .🤼‍♂ زیاد اهل سفر نبود ، در این 5⃣1⃣ سال زندگی مشترک فقط یکبار با هم سفر رفتیم. 🏕خودش حج عمره و واجب رفته بود و گفت وقتی پسر کوچکمان بزرگ شد با هم عمره می رویم که شهادت روزی اش شد».🕋✨ ⚜در سال۱۳۷۸،به مشهد منتقل شدند اما ماموریتی پیش آمد که به کمین اشرار خوردند و سی و شش نفر به شهادت رسیدند✨ که از آن جمع ،دوازده نفر درجه دار بودند.🌱 از این شهید بزرگوار سه پسر 👨به یادگار مانده و مزار ایشان در بهشت رضا(ع)است.❤️‍🩹 ⚜همسر ایشان روزهای دلتنگی را اینگور روایت می کند:«پانزده سال زندگی کردیم،اما انگار پنج سال با هم بودیم ، چون به خاطر مسئولیتشان ، زیاد نبودند. دلتگش می شوم و خودم را با مزارش و قرآن خواندن و حرف زدن با شهید آرام می کنم 🌱. خودم و بچه ها مشکلات ریز و درشتمان را با زیارت مزارش و یس خواندن بر سر مزارشهید ، حل می کنیم‌»❤️ 🤲برای ظهور منجی بشریت و شادی ارواح مطهر شهدا،صلوات🤲 🆔 @KhGShohada_ir