Mohsen Chavoshi Saat Divari.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
-
من که حالم پیداست
تو چه حالی داری؟ ..
Alireza Ghorbani4_5846170395094293173.mp3
زمان:
حجم:
12.7M
نپرس در هوای تو
کدام لحظه گم شدم
همان همان زمان
که رفتی..
خَمود ؛
- خوابش نبرد .. خاطرهها را قطار کرد حالش دوباره بد شد و از خود فرار کرد ..
-
پاشد کنار پنجره، خودرا به کوچه ریخت
آتش گرفته بود، خودش را مهار کرد
زل زد درون آینه و چشمهاش را
باریک کرد و غمزده کرد و خمار کرد
آمد کنار قوری سردی که سالها ..
یک چای تلخ ریخت کمی زهرمار کرد
وا شد دهان پاکت سیگار خالیاش
آهی کشید و فحش کشیدو نثار کرد
فحشی نثار پنجره، مشتی نثار میز ..
لعنت به آن شبی که دلشرا قمار کرد
دیوانهوار رفت و بههمریخت گنجه را
بین نوارها هوس لالهزار کرد
انگار بغض کرده کلاغی درون ضبط
تا آن صدای خسته کمی قارقار کرد-
حس کرد اینکه بایداز اینشهر دور شد
مشتی کتابو خاطره در کولهبار کرد
شاعر هوایی غزلی عاشقانه بود
خود را قطار کرد و خودش را سوار کرد!
• اصغر معاذی
غماز چشم تو میبارید و موهایت
پریشان بود ..
هوای گریههایت سرد و ابری مثل آبان بود
دو جین ابر ازپس اندوه بغضت بر نمیآمد
و چشمان تو رشتِ خسته از شلّاق باران بود
دلت آشوب،ناآرام، پرتشویش، غمگین،سرد
شبیهِ ساعتِ هفتِ اتوبانهای تهران بود
تو ماهی بودی و تنهاییات را گریه میکردی
برایت طولو عرض تُنگو اقیانوس
یکسان بود
تظاهر واژهی تلخیست، میدانم که میگویم
که میخندیدی اما چشمهایت باز بیجان بود
[خدا میخواست، دنیا این چنین شد، سرنوشتت بود]
برای دیگران این حرفها را گفتن آسان بود
تمام شعر بالا در غم مصراع پایانیست
زمستان بود، زندان بود، طوفان بود،
هذیان بود ..
•کیانوش سفری