اگه از آدمها بپرسی چی شد که زندگی شون خراب شد، جواب های مختلفی میدن. ولی حقیقت اینه که آدمها زندگی شون رو فقط بخاطر پول خراب میکنن.
-Cashero / قهرمان نقدی
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
میگویند حسین را برادری بود که در فداکاری و دلاوری مانندی نداشت.
و حسین هرگاه به چهرهیِ این برادرِ همچون ماه مینگریست، غمهای چهرهاش از میان میرفت و لبخند بر لبانش مینشست.
حسین روزها و سالها منتظر بود که برادرش او را با لفظِ "برادر" خطاب کند.
روزها و سالها گذشت. بعدازظهر عاشورا بالاخره برادرش، حسین را با لفظ "برادر" خطاب کرد.
حسین سر او را در آغوش گرفت و خونهای روی دیدهاش را پاک کرد. چشمانِ برادرِحسین پر از شرمندگی و در عین حال آسودگی بود. خوشحال از اینکه او، فدای برادرش، حسین شده و شاید به خاطر همین عشق و آسودگی آخرین انعکاس درون چشمانش، انعکاس صورتِ برادرش حسین بود.
روزها، ماهها، سالها، قرنها و هزارهها گذشتند و در آن مکانی که تکهای از بهشت در روی زمین است، هنوز حسین و برادرش باهمدیگرند و او روبروی حسین. که اگر لحظهای دلِ حسین به خاطر ظلم مردمان غمگین گشت، باز هم او خنده را بر لبهای حسین بازگرداند.
قدیمیها میگویند برای ورود به حرم امامحسین، باید اذن ورود را از برادرش گرفت.
مسیحیان، او را مسیحِ شفادهنده میخوانند.
رزمندگان خط مقدم مبارزه با آن رژیم حرملهمانند جوانمردی او را الگو قرار میدهند و مادران هنوز هم لالایی مهربانیِ او برای رقیهیکوچک را در گوش کودکان خود میخوانند.
میلادِ او، مبارک است.
برای همه، برای علی و امالبنین، برای رقیهیکوچک، برای همهی مسلمانان، مسیحیان و تمام آزادگان جهان.
چون او ابوفاضل، عباس است...