eitaa logo
کوله بار شهرستان کلیبر
142 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
164 ویدیو
7 فایل
خُـوشبَـختی یَعنـی بِتـوانی بـا شُـهدا جوری صُحبتـ ڪُنی کِه اِنگار کِنارتــ نِشسته وَ تو را دارد نِگـاه میکُند کانال رسمی رسانه خادم الشهدا شهرستان کلیبر
مشاهده در ایتا
دانلود
از همان کودکی، به بچه‌ها یاد داده بودیم که به شدت از گناه دوری کنند . مثلا اگر قرار بود به مجلس عروسی برویم و مجبور بودیم در آن عروسی برویم به خاطر صله‌ رحم، موقع شام میرفتیم که تمام شده باشد . در رادیو و تلویزیون هم اگر احساس میکردیم که موسیقی پخش میشود که شرعاً گوش دادنش صحیح نیست صدا را قطع میکردیم و اینها باعث میشد که رسول مسایل دینی را بیاموزد . یادم می‌آید یکبار زمانی که بچه بود سوار تاکسی شدم و راننده موسیقی حرام گذاشته بود یکهو دیدم رسول گوش‌هایش را گرفته و سرش را بین دستانش پنهان کرده و انداخته پایین گفتم: چیه مامان؟ گفت: گناه دارد نمیخواهم بشنوم . راوی:مادر بزرگوار شهید شهیدمدافع‌حرم 🌷شهید‌ 🌷 🆔 @Rasoulkhalili
🍃بزرگترین آرزویم را از خدا خواسته بودم ;جایی برای خودم این آرزو را نوشتم : "ای کاش لباس تک سایزی که شهید آوینی بهش اشاره دارند ,اندازه من هم بشه !" ;اما می دانستم برای رسیدن به این آرزو باید خیلی تلاش می کردم . 👌کپی با ذکر صلوات و نام شهیدرسول خلیلی و آی دی کانال جایز است. 🆔 @Rasoulkhalili
🍃بزرگترین آرزویم را از خدا خواسته بودم ;جایی برای خودم این آرزو را نوشتم : "ای کاش لباس تک سایزی که شهید آوینی بهش اشاره دارند ,اندازه من هم بشه !" ;اما می دانستم برای رسیدن به این آرزو باید خیلی تلاش می کردم . 👌کپی با ذکر صلوات و نام شهیدرسول خلیلی و آی دی کانال جایز است. 🆔 @Rasoulkhalili
🍃🌺🍃🌺🍃 🌷چند سالی بود که با محمدحسن بودم و چون مسافت محل سکونت ما تا محل کار تقریبا زیاد بود فرصت مناسبی بود که همدیگر رو خوب ... طی این مدت از لذت میبردم. 🌷با اینکه بود و مسیر سرویس ما هم از مناطق بالا شهر تهران میگذشت، بارها توجه کردم که خیلی تلاش میکرد مسائل شرعی رو تو نگاه به رعایت کنه! 🌷رسول همیشه سر به زیر بود و از نگاه به نامحرم إبا میکرد. 👌ازش پرسیدم تو رسول چی دیدی که فکر میکنی شد عامل ؟ 🌷گفت: به جرات میتونم بگم دوری از نامحرمش...بین رفقا دائما میگیم این صفت رسول باعث شد رو از خدا بگیره... 🌷شنیدم از اطرافیان که گفتن: تو صحبت با نامحرم حتی با بستگان هم همیشه سرش پایین بود. 🖊به نقل از دوست شهید 🌷 🆔 @Rasoulkhalili
از قول محمد سعید کاظمی : (پسر شهید ) یک روز در مدرسه به ما یک موضوع انشا دادند ؛با این عنوان پدر های شما در زمان دفاع ۸ ساله چه کار هایی انجام دادند یک خاطره از آن زمان ...!؟ من اومدم خونه و به پدر گفتم که اینجوریه قضیه و ما باید یه انشا با این عنوان بنویسیم .... پدر به من گفتند که من هیچ کاری در زمان جنگ نکردم ! بهشون گفتم که مگه میشه بلاخره شما فرمانده بودید در زمان جنگ ... بعد پدر گفتند چرا یه بار یه تانک زدم که اونم کسی توش نبود ....😅 . 🔹:در صورتی که او فاتح حقیقی خرمشهر بود... ❤ . در این مدت هوای برادرت محمد سعید را داشتی؟ محمد مهدی کاظمی پسر ارشد شهید کاظمی :  او خیلی اذیت شد سر این قضیه. هم خبر را بد گرفت و هم بیشتر به پدرم وابسته بود. بابا خیلی به سعید توجه داشت. به او خیلی محبت می کرد. این قدر که گاهی من به بابا اعتراض می کردم که " لوس اش نکن!" . "بخشی از مصاحبه قدیمی " 💠ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِــڪ ألْـفَـرَج💠 ‌─┅═༅✿🍃🌸🍃✿༅┅─ 🌐 @koolebar_kaleybar ‌─┅═༅✿🍃🌸🍃✿༅┅─