eitaa logo
مدیریت حوزه علمیه خواهران هرمزگان
1.2هزار دنبال‌کننده
20.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
387 فایل
کانال رسمی مدیریت حوزه علمیه خواهران استان هرمزگان (فعالیت‌های علمی_پژوهشی و فرهنگی طلاب مدارس علمیه خواهران استان هرمزگان) ارتباط با ادمین‌ها: @mohsenz224 @Sarbazevelayat1_313
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم رب العالمین این روزها بوی تبلیغات دشمن برای رای ندادن، بیشتر از نامزدهای انتخاباتی در شهر پیچیده! کشورهای سنگدلی که نسخه کودکان بیمار پروانه‌ای را تحریم کردند، این روزها برایمان نسخه رای ندادن می‌پیچند. همان‌هایی که پای تروریست را به کرمان عزیز باز کردند، حالا می‌خواهد پای مردم را از صف رای بیندازند. همان دست‌هایی که لقمه در دهان اسرائیل و داعش می‌گذارد، آماده شده برای کف‌زدن به افتخارکسانی که رای نمی‌دهند. مگر چه قدرتی دارد این اثر انگشت آبی که دشمن از آن می‌ترسد. نکند هر اثر انگشت خشتی ست از دیوار اتحاد بر دور ایرانی که مردمش نمی‌خواهند سوریه‌سازی کنند. که مردمش بیدار‌تر از همیشه حافظ این حصار امنیت بر دور کشور اند. با شکوه انتخابات، کَنده می‌شود دندان طمع روباه پیرو عقاب بی‌بال و پر دنیا؛ این بار برای صورتی برای و برای انجام تکلیف رای می‌دهم. شهدا برای آرامشم جان دادند، یک رای من چه قابل است. ✍️هاجرمیرحسنی ، پای صندوق https://eitaa.com/hhormozgan
به نام خدای که عشق وطن را درسینه هایمان نهاد🇮🇷❤️ رنگ آسمان عین گونه های گلگون نوعروس شده 👰‍♀️بود، تازه خورشید روز سرنوشت ساز بساطش را باسفره ای ارغوانی بر دل اسمان پهن میکرد. 🌅 رقیه سرش را روی شیشه پنجره عقب ماشین گذاشته بود و به آسمان خیره شده بود. امروز پا در پله ۱۸ سالگی عمر میگذارد، ولی هنوز مثل کودکیش به ابر ها باچشم خیال نگاه میکردآسمان شده بود بوم نقاشی بادها باابرها.....🌪☁️ نقاشی امروز کلاس درس بوددرس بود، ابرهای لایه لایه نقش نیمکت هارا بازی میکردند، معلم این کلاس درس مدرکش را از حاج قاسم گرفته بود کسی نبود جز..... فائزه رحیمی ⚘که درانفجار کرمان عروج پیدا کرد. 🌺 شاید هم این صحنه مهد کودکی بود ،که قرار بود کاپشن صورتی با گوشواره های قلبی💕 ان را با صدای خنده هایش زیبا تر کند. 💕 همین تصویر هارا در اسمان میدید، که باعث میشد شناسنامه اش را محکم تر در دست بگیرد وقدمهایش برای صف انتخابات محکم تر بردارد یقین داشت علفهای هرز 🌱کشور گرانی ها تورم ها بی عدالتی ها همه بذر کینه دشمن👿 از این کشور قوی است و رای ندادنش ابیاری این علفهاست رقیه انگشت رنگی اش را نگاه کرد حس غرور در او شکوفا شد روز اول ۱۸ سالگیش قطره ای بود در موج خروشان انقلاب🌊 اوبزرگ شده بود. او حق انتخاب داشت🤩 ووگواهش انگشت رنگی اش بود. رنگ این انگشت اولین هدیه تولدش بود😍 که ب شیرینی کیکش ب جانش نشست. 🎂 رقیه هایمان را برای موجی خروشان🌊 برای بریدن علف های هرز دشمن 🌱👿 برای ایرانی متحد و قوی اماده کنیم✊✊ رقیه هایمان را از صف عاشقی انتخابات صف عاشقی برای وطن اماده کنیم 🇮🇷🇮🇷✊ ✍️هاجرمیرحسنی https://eitaa.com/hhormozgan
به نام خدای پروانه ها🦋 تازه تیغ صبح جمعه بر دل آسمان، شفق انداخته بود و بر دل آسمان دلربایی میکرد...☀️ زهرا با چشمانی نیمه باز راهی حیاط شد تا وضو بگیرد. امروز روز خیلی مهمی بود. آخرین روزی بود که برای آزمون فرصت داشت؛ آزمون مهمی که در آینده زهرا موثر بود... چادر نمازش را عین پیله پروانه به دورش پیچید و پروانه وجودش به بلوغ عبادت رسید و الله اکبر ...⭐️ نماز که تمام شد، به خانواده که دور سفره کوچک جمع بودند گفت: ((نوش جانتون، من فرصت خوردن صبحانه رو ندارم.)) لقمه نان و پنیر را از دست مادرش گرفت، به اتاق پناه برد، روی تخت دراز کشید و کتاب زیست📖را برای هزارمین بار جلوی چشمانش👀 گرفت. روپوش سفید دکتری بار دیگر در خیالش خودنمایی میکرد... این خیال تب و تاب خواندن درسهایش را داغ تر میکرد.⚡️ صدای انسیه خانم مادر زهرا از سالن در حالی که با تلفن ☎️حرف میزد می آمد. انسیه خانم: ((سلام خوبی عاطفه جان؟ نه رای گیری نمیرم؛ امروز اصلا قدم به صف رای نمیگذارم. این همه رای دادم چی شد؟ گوشت ارزون شد یا برنج 🍗؟؟؟... نه حاج آقا هم امسال نمیخواد شرکت کنه، به که رای بدیم؟؟؟ همه که مثل همند... (حیله های کادو پیچ شیطان👹) من که امروز رو میخوام فقط چادر نمازم رو تموم کنم. قربان شما خدا نگهدار...)) امسال در این خانه خلاف سالهای قبل، شور و شوق انتخابات و رای و کاندید نبود 😔... پدر زهرا گرچه ته قلبش حس تکلیف میکرد، اما بنظرش اصلحی نمیدید که به او رای بدهد... 💌 پدر زهرا روی مبل جلوی تلویزیون لم داده بود و شبکه ها را عقب و جلو میکرد... 🖥 چه جالب! شبکه‌ای معاند که دستهایشان نه تنها به خون شهداآلوده بود بلکه دستهایشان نمک پاش شده🧂بود بر زخم جان بیماران پروانه ای؛ تحریم کرده بودند داروی بیماران پروانه ای را اما رایگان سریال میساختند🤔 حالا این دست ها که تا دیروز لقمه در دهان داعش😈 میگذاشت، برای کسانی که رای نمیدهند کف میزد👏 مجری های شبکه که فقط الگوهای پوشالی بودند برای عروسک کردن دخترانمان، با لحنی شادمانه تشکر میکرد از مادرانی که امروز نمیخواهند پای صندوق رای بروند... جالب تر از همه این بود که زهرا و خانوده‌اش، با چشمان خود دیدند که تقدیر میشد از کفتار صفتان🐗 نسل کشی که در غزه حمام خون کودکان را به راه انداختند!... اینجا بود که موج غیرت خروشید. پدر زهرا گفت اشتباه کردم. رای ندادنم رای دادن است به دشمن‌. مادر زهرا چادر نماز نیم دوخته اش را روی چرخ گذاشت؛ اشکهای گوشه چمش را پاک کرد. 😢 انگار حس میکرد تکلیف قبل از نماز امروزش، رفتن به پای صندوق رای است. 😍 به راستی اگر دشمن از ما نقطه ضعف ببیند، زهرا میتواند به خیال روپوش سفید دکتریش برسد؟؟؟ اگر دست دشمن به ایران برسد چه کسی در ویرانه میتواند به رویا برسد؟؟؟؟ ندادن یعنی رای دادن به قاتل کاپشن صورتی ✍️هاجر میرحسنی @andishehghalam https://eitaa.com/hhormozgan
ریزش برگه‌های رای در صندوق‌ها، خزان باغ امید دشمن است . ریزش برگه‌های رای درصندوق‌ها، بارش باران اتحاد در کشور است. ✍️هاجرمیرحسنی https://eitaa.com/hhormozgan
انگشت رنگینی که پایین می آیدبرای تایید برگه رای، عمل صالحیست که بالا میرود، برای سربلندی کشور. ✍️هاجرمیرحسنی https://eitaa.com/hhormozgan
⭕️عکس شهیدان را می بینیم، عکسشان عمل نکنیم، عینشان عمل کنیم. اگر در شرایط کنونی ما بودند، شعار سر نمیدادند، پای آرمان و اهداف خود می ایستادند، 🍃اگر سودای شهادت در سرداری، باید شهیدگونه زندگی کنی تا شهید شوی... 👌به نیابت از یک شهید، روز جمعه رای خود را به صندوق اندازیم، باشد که قدمی در راه شهادت برداریم... ✍️س. سالاری پور https://eitaa.com/hhormozgan