𝑬𝒄𝒉𝒐𝒆𝒔 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒖𝒏𝒇𝒐𝒖𝒏𝒅
〘گر از این دنیا مرا وارد برزخ بکنند
یک نظر خط لبانت گنهم پاک کند
عالمان یک تنه بر صاف دلت آگاهند
این خطا کار نتواند اندکی شک بکند
از خطا کاری این دل اندکی آگاهند
بر دل صاف و سفید تو همه یک نظرند〙
✎『 #DRAVEN 』
☞ @LOST_INSIDE⬩
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
〘با خودت خلوت گهی جایی بشین
اندک تأمل کن بر این موضوع جان فرسا
بر سر موضوع کفری که تو را در برگرفت
شایدی کن با خودت ، شاید که جانم میرود
چنان چشم انتظار دیدن رویت که خانه از غمت
در فراق دوریت ،چو کنعان در پی یوسف
ز چشمانش جز اشکی لاله گون همرنگ خون
چیزی برای عرضه کردن بر دل سردت ندارد
شایدی کن ، شاید که در خِیل خیال خام من
فکری گذر کرده که در خِیل خیال تو نمیگنجد
با کمی شاید و اما که نتوانم دلت مرهم نهم
باید کمی پیش دو چشمانم ببینم روی ماهت
بوسه ی گلگون بران لعل لبت مهمان شوم
آنزمان گویم به تو تا به کجا محفل عشقم میرود
آخر میرسد روزی ، که در آغوش گرمم گیرمت...〙
✎『 #DRAVEN 』
☞ @LOST_INSIDE⬩
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Maybe in another world, maybe in another life.
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی..
𝑬𝒄𝒉𝒐𝒆𝒔 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒖𝒏𝒇𝒐𝒖𝒏𝒅
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست،
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در می کنی،
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز می خندم که خیلی. گرچه میدانی که نیست.
شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست.
چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست.
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست.
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست