eitaa logo
لابه‌لای‌سطرها
78 دنبال‌کننده
377 عکس
458 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ♨️ ️‌روایت ناراحت کننده «حسین پاک» فعال رسانه ای ایرانی مستقر در لبنان از وضعیت بحرانی این لحظات حزب الله 🔹 ‌يا أهلَ لا إلهَ إلا الله، من در جنوب لبنان، در حالی که جنگنده‌ها و پهپادهای دشمن لحظه‌ای مجاهدان و مردم را رها نمی‌کنند، و در شرایطی که فاصله‌ای با پیوستن به امام خویش ندارم، بدون هیچ انگیزه سیاسی به شما می‌گویم: 🔹 ‌این تأخیر در واکنش، موجب از دست رفتن چیزهایی می‌شود که دیگر قابل بازگشت نیستند. من به تفاهم نقضِ غرض و سرنوشت آن کاری ندارم؛ سخن من چیز دیگری است. این روند، اصل نهضت را در لبنان از میان می‌برد. 🔹فریب دوگانه دروغین آمریکا و رژیم صهیونیستی را نخورید. دشمن، زمان را سلاح خود کرده است؛ و هر روز تأخیر، هزینه‌ای سنگین‌تر بر ما تحمیل می‌کند.
😔😔😔
از قواعد دوران ابرقدرتی، «کُــــنِشی» شدن اقدامات است. اگر معتقدیم که ابر قدرت شدیم، پس بستن تنگه هرمز برای بار چندم، و در وٰاکُنِش به تهاجم‌های چند ده باره‌ی اسرائیل، کم است. بخصوص اگر بخواهد به فاصله‌ی چند ساعت بعد از توقف حملات، باز شود. تحقق شروط باید واکنش ابتدائی آنها می‌بود به اِعمال قدرت ما. م. حسینی @Labelaye_Satrha
"از این لحظه" رو به آینده کشور در ۶۰ روز مهم پیش رو سخن بگوییم. والله این اختلاف و تفرقه ثمرات پیروزی نظامی را بر باد می‌دهد. فقط یک مسیر تعیین شده است: "ما منتظر تحقق شروط هستیم." ۱. ملت باشرف ایران به صراحت باید بدانند "شروط" چیست و منتظر تحقق چه شروطی باید باشند؟ ۲. ملت نباید نظاره گر محض باشد، باید ناظر و مطالبه گر باشند. ۳. در مذاکرات حضوری آینده که رهبری اشاره فرمودند که به معنای پذیرش دشمن نیست، حقوق حقه ملت چیست؟ این موارد را به وضوح برای مردم بشمارید: ۱. حق غنی سازی در داخل ۲. مدیریت تنگه هرمز ۳. تکلیف ۴۰۰ کیلو سوخت ۴. غرامت ۵. ساز و کار تضمین توافق رو به آینده مطالبه کنیم. فریاد نظارتی مردم باید به سمت آینده مذاکرات جهت گیری شود. @Labelaye_Satrha
کافه مینوفن2026_06_15_فصل اول فتح خون.mp3
زمان: حجم: 7.5M
🩸جرعه‌ ششم_دیر ▪️ ▫️با🎧بشنوید بعضی حسرت‌ها از آنچه از دست داده‌ایم نمی‌آیند. از دیر فهمیدن‌ها مایه میگیرد. شب ششم است. خیمه‌ها برپاست. کودکان هنوز می‌خندند. هنوز کسی به آنان نگفته است چند صبح دیگر، دنیا برایشان شکل دیگری خواهد داشت. در بیابان اما راه‌هایی هست که به کربلا ختم می‌شود. و مردانی که هنوز در راه‌اند. آنان که خبر را دیر شنیده‌اند. آنان که دیر تصمیم گرفته‌اند. آنان که دلشان به راه افتاده، اما پایشان هنوز بی رمق است. عجیب است. گاهی نجات انسان از روزی آغاز می‌شود که دیگر نمی‌تواند در برابر آنچه فهمیده، آرام بماند. و شاید به همین دلیل است که بعضی نام‌ها در عاشورا این‌قدر عزیزند. نه چون از آغاز در راه بودند. نه چون هیچ تردیدی نداشتند. بلکه چون آن لحظه که فهمیدند، دل به راه نهادند. بی‌آنکه بدانند خواهند رسید یا نه. بی‌آنکه تضمینی در کار باشد. و این، خود تصویری از وفاداری است. وفای به فهمی که تازه متولد شده است. ** شب عمیق‌تر می‌شود. در یکی از خیمه‌ها، پدری به صورت فرزندش خیره است... ✍️🎙حامدانتظام @Labelaye_Satrha
جانِ ما بودی... 💔
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توی تاریخ بنویسید: وسط جنگ با آمریکا بودیم که بزرگترین و پیشرفته‌ترین راکتور پتروشیمی ایران رو ساختیم! ✍️ علی رحیمی @Labelaye_Satrha
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
※ ‌وای بر سری که نه بر تن بیارزد، نه بر نِی! برشی از تئاتر تلوزیونی دروازه ساعات پی نوشت:خدا رحمت کنه بازیگر خوش اخلاق وامام حسینی خوبمون علی سلیمانی رو که در اثر بیماری کرونا از دنیا رفت. فاتحه ای مهمانش کنید. @Labelaye_Satrha
🗣️ اکنون وظیفهٔ ما این است: شفاف، محکم، و یک‌صدا پای اصول بایستیم. 📌 برگرفته از جلسات «مثل یزید» @Labelaye_Satrha
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓چرا پیام رهبر معظم قبل از امضاء تفاهم ایراد نشد؟! ❓چگونه کنش‌گری کنیم تا دو صدایی، حاکمیت دوگانه و تفرقه ایجاد نشود؟! ❓دو نحوهٔ ابطال تفاهم‌نامه وجود دارد، کدام یک درست است؟ 🎙️سخنان مهم @Labelaye_Satrha
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود 💬 از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود.| ۲۸/خرداد/۱۴۰۵ 📲 @rahbar_enghelab_ir
ذاکر، خط روضه را کشانده تا پشت خیمه. امام، طفل صغیر را بالای دست گرفته و طلب آب می‌کند. ذاکر زبان حال می‌خواند که کاش حسین(ع) بچه‌هایش را با خود نیاورده بود به کربلا. از روضه کنده می‌شوم. ذهنم فلش‌بک می‌زند. می‌روم عرب‌صالیم، بنت جبیل، بازوریه. روزهایی که در جنوب لبنان بودم، هر فرصتی پیدا می‌کردم به بهانه‌ای وارد خانه‌های مردم شوم. نه از سر کنجکاویِ معمول؛ می‌خواستم سبک زندگی‌شان را ببینم. می‌خواستم بفهمم مردمی که دهه‌ها طعم جنگ، ناامنی و مقاومت را چشیده‌اند چگونه زندگی می‌کنند. خانه‌ها برایم آشنا و در عین حال عجیب بودند. نه از آن جهت که فقیرانه باشند؛ نه. سبک زندگی در آن‌ها به شکلی بود که انگار صاحبان خانه همیشه آماده‌ی رفتن‌اند. مبلمان‌ها ساده، وسایل ضروری و کم‌حجم، تزئینات حداقلی. انگار اگر روزی لازم می‌شد، می‌توانستند در یکی دو ساعت همه چیز را جمع کنند و راه بیفتند. خانه‌ها بیش از آن‌که محل دلبستگی باشند، پناهگاهی موقت بودند برای ادامه‌ مسیر. همان روزها زیاد به چمران فکر می‌کردم. به مردی که می‌توانست در آسایش و رفاه آمریکا بماند، در دانشگاه تدریس کند، زندگی بی‌دغدغه‌ای داشته باشد، اما همه‌ی آن‌ها را رها کرد. آمد میان محرومان جبل عامل. میان یتیم‌ها و آوارگان. زندگی‌اش را سبک کرد تا بتواند حرکت کند. تا بتواند هر جا تکلیفش او را می‌خواند حاضر باشد. بعد ناخودآگاه خودم و زندگی خودمان را با آن‌ها مقایسه می‌کردم. ما چقدر سنگین زندگی می‌کنیم. چقدر ریشه در زمین دوانده‌ایم. آن‌قدر که گاهی برای برداشتن یک قدم اضافه هم به زحمت می‌افتیم. اگر بخواهیم چند ماه از روتین زندگی فاصله بگیریم، اگر بخواهیم برای یک مأموریت، یک هجرت، یک تجربه یا حتی یک تصمیم متفاوت حرکت کنیم، صدها بند نامرئی دست و پایمان را می‌گیرد؛ قسط، اجاره خانه، اقساط خودرو، تعهدات شغلی، مرخصی‌های محدود، هزار وابستگی کوچک و بزرگی که آرام‌آرام آزادی حرکت را از ما گرفته‌اند. ما معمولاً از کربلا درس ایستادگی و شهادت می‌گیریم؛ اما کمتر به هجرت فکر می‌کنیم. کمتر به آن دل‌کندنی که پیش از جهاد لازم است. به سبک‌کردن بارها. به آزادشدن از وابستگی‌هایی که اجازه حرکت نمی‌دهند. هجرت از عادت‌ها، از دلبستگی‌ها، از آسایش‌های فلج‌کننده. کاش یاد گرفته بودیم گاهی برای انجام یک وظیفه بزرگ، باید زندگی را آن‌قدر سبک کرد که بتوان با یک یاعلی کَند و رفت. رحم‌الله من نادی یاحسین! مظلوم‌کِش، فکر و ذکرم را برمی‌گرداند وسط روضه. روضه‌ای که تمام شده و چیزی از آن نشنیده‌ام! محمد علی جعفری @Labelaye_Satrha