خاکستری، پیدایت نیست این روزها
با خودت چه میکنی؟
نکند در دریای غم هایت شناوری؟.
نکند که داری غرق میشوی؟
تو بگو کمک نمی خواهی.
+در فکر رستنم_فراموشم کن
میخواهمبروم،دیار من کجاست؟
خانه ی من کجاست
فرسوده شده ام
بی تاب شده ام
دلمگرفته ست ز این روزهای خزان
برگ های درختان را باد ببرد؟
پاییز پس کجایی تو،دل گرفته شدم من.
کبوترها ز دیارم بیایید؛
باد خزان تو چرا ناز میکنی؟بیا مرا
در دل دریای آبی بینداز
غم هایم را با خودت ببر؛
طراوت را ببخش
دلم را شاد کن ؛
_هیچکس
هدایت شده از اقیانوس آلفرد/به سوی قعر آبی و فراتر از آن/
درود دوستان!
پست مورد علاقهتون از اینجا +این پیام رو رو فور کنید خونهی قشنگتون، لینکتون رو برام بزارید تو بطری تا مهمونتون بشم و هم اهالی اینجا رو دعوت کنم به صرف یک لیوان چای خونهتون.
چک کنید اینو\
شب هایتان را چگونه سر میکنید؟پرواز میکنید و یا میدوید.نکند جادو میکنید.یا بیخیالش میشوید. و یا برایتان دوست داشتنی است.شایدم با دوچرخه و یا اسکیت این همه راه را میپیمایید.ماشین هم که دیگر حرفش را نزن.موتور چطور؟ما که سوختیم تا صبح شود.