eitaa logo
اشتباه.
401 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1هزار ویدیو
6 فایل
[ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_o2dsbx8&btn=اشتباهات ] فاجعه‌هایی که درون مغزم رخ میده ومن توهمی فکرمیکنم واقعین درصورتی که اصلا وجود ندارن، واینجا بخش کوچیکی ازاون فاجعه‌هاست. + محافظ: @The_second_mistake اگه کارواجبی بود: @StupidLiar
مشاهده در ایتا
دانلود
مستمری گفت "توام همیشه شب بخیر میگی؟" گفتم "آره، توچی؟" گفت "منممم. دیروز داشتم میگشتم، دیدم یه جا نوشته بود همه تیر ماهیا..." میدونستم این چیزا رو دوست داره. هرروز میرفت میخوند و برای من می‌گفت. منم آدمی نبودم که بزنم تو ذوقش. گوش میدادم. ولی چند وقتیه با مستمری حرف نمیزنم. خیلی وقته ازش خبر ندارم. نمیدونم حالش خوبه، یا بد. دیگه نمیدونم تیرماهیا چه خصوصیاتی دارن. چند وقتیم هست دیگه شب بخیر نمیگم. من تو اتاق تنهام، بابا توی هال تنهاست و ریحانه توی اتاق خودش تنهاست. ما توی یه خونه تنهاییم. فقط بعضی اوقات برای ناهار، یا بخوایم باهم یه فیلم ببینیم که بابا وسطش خوابش میبره. معلوم نیست کی چی کار میکنه. بابا ناراحته، من ناراحتم، ریحانه ناراحته. همه ناراحتیم. بابا خیلی فکر میکنه که چیشد دیگه کنار بچهاش نیست. من فکر میکنم چیشد دیگه از کنار خانواده بودن خوشم نمیاد. نمیدونم، شاید ریحانه ام به این چیزا فکر میکنه. بعضی اوقات با خودم میگم کاش خونمون اتاق نداشت. کاش هممون مجبور بودیم توی هال باشیم. کاش علاوه بر دعوا، آشتی هم بود. کاش بیشتر باهم می‌خندیدیم. نمیدونم، شاید اگه خونمون کوچیک تر بود اوضاع بهتر بود؟
اشتباه.
مستمری گفت "توام همیشه شب بخیر میگی؟" گفتم "آره، توچی؟" گفت "منممم. دیروز داشتم میگشتم، دیدم یه جا ن
الان ریحانه اینو بخونه میگه چسناله. راستم میگه. ما هنوز خداروشکر به این وضع نرسیدیم.
هدایت شده از موسسه‌کارآگاهی‌بلانت
اشتباه.
مظلومیت تا اونجایی که حتی زنشم بهش میگفت امیری.
سحر خیلی خوشگله اعتماد به نفسم رو از دست دادم.
هدایت شده از ناگت آباد لیندا و جوزف
پسری که سریال مورد علاقه اش استرنجرتیگزه هنوز به اندازه ی کافی بزرگ نشده
هدایت شده از موسسه‌کارآگاهی‌بلانت