اشتباه.
میخواهم تمام هستی تو را در خود نابود کنم.
مثل کسی که سالهاست تشنه بوده و حالا جلوی آب ایستاده، اما جرات نمیکند بنوشد. "نکند سراب باشد؟"
دلی یادم نمیره اولین بار که بابام راضی شد بریم مناجات شب های جمعه رایةالهدی هادی یا خواب موند یا نخواست مارو ببره. اولین و آخرین فرصتم رو ازم گرفتب هادی.